خانواده و پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي

امروزه آسيب هاي اجتماعي  به عنوان يك تهديد جدي سلامت كودكان و نوجوانان را با خطر مواجه ساخته است. رشد شهرنشيني، پيدايش جامعه توده وار يا گسترده، برخورد و تضاد ميان هنجارها، از هم پاشيدگي روابط متقابل بين افراد، تأثير گروه همسال و... توجه به آسيب هاي اجتماعي را امري اجتناب ناپذير ساخته است. اگرچه آسيب هاي اجتماعي مي تواند بسيار گسترده باشد ليكن مي توان مسائلي از قبيل اعتياد ، فرار از خانه ، خشونت ، انزواي اجتماعي، ناهنجاري هاي رفتاري، سرقت و كودك آزاري را از جمله نتايج آسيب هاي اجتماعي عصر حاضر تلقي كرد.

در اين بخش به اجمال، عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي و نقش خانواده در پيشگيري از آنها را مورد بررسي قرار مي دهيم.

 

عوامل مؤثر در ايجاد آسيب هاي اجتماعي

مطالعات انجام شده در ارتباط با آسيب هاي اجتماعي، عوامل زير را منشاء بسياري از انحرافات اجتماعي قلمداد نموده اند. در اين بخش هر يك از عوامل به اجمال مورد بررسي قرار مي گيرد.

 

1)  نابرابري هاي اقتصادي و اجتماعي: اختلافات طبقاتي هر جامعه، افراد را در موقعيت هايي قرار مي دهند كه نمي توانند نقش هاي اجتماعي مناسب خود را بيابند و موجب اختلاف در هنجارهاي اجتماعي مي شود. در نتيجه، ستيزه هنجارهاي اجتماعي، تفاوت معيارها را به وجود مي آورد و عدم تعهد به معيارها و ترديد در اصالت آنها، عدم پايبندي به قوانين را ايجاد مي كند كه اين به نوبه خود تضادهاي اجتماعي را افزايش مي دهد. درون اين تضاد، كشش به سمت انحرافات اجتماعي وجود دارد.

 

2) رفاه اقتصادي خانواده: در خانواده هايي كه رفاه و درآمد اقتصادي زياد است، روابط انساني بر اثر كثرت كار و يا سرگرمي ضعيف تر مي گردد. ضعف روابط انساني به نوبه خود عامل مساعدي براي كشش به سوي انحرافات اجتماعي است. امروزه والدين و فرزندان نسبت به هم احساس و عاطفه گذشته را ندارند، چون با يكديگر تماس و ارتباط كمتري دارند و از طرف ديگر افرادي كه درآمد بيشتر از حد دارند، موقعيت و زمينه مساعدتري براي تفريحات متنوع در داخل و يا خارج از كشور را دارند و بديهي است كه اين قبيل امكانات براي مصرف و فروش مواد مخدر زمينه بسيار مساعدي است.

 

3) فقر مادي خانواده: در مطالعات علمي نشان داده شده است كه فقر مبنا و اساس انحرافات اجتماعي است. از آن جايي كه بيشتر مجرمين، معتادين به مواد مخدر و الكل، مبتلايان به امراض رواني و اشخاصي كه اقدام به خودكشي مي نمايند، از طبقات پايين اجتماعي بوده اند در عصر حاضر از فقر به عنوان عامل عمده انحرافات اخلاقي ياد شده است. ارتكاب جرائم طبقات فقير از شكافي كه بين خواسته هاي جوانان آن طبقه با آن چه كه در دسترس آنهاست، سرچشمه مي گيرد. عمده ترين علت انحرافات اخلاقي طبقه فقير نتيجه فشارهاي حاصله از شكست در رسيدن به هدف هاي معين است.

 

4) بيكاري: بيكاري به عنوان يك مسئله اجتماعي زمينه مساعدي براي انحرافات اجتماعي است. افراد بيكار بيشترين اوقات خود را در اماكن عمومي از جمله پارك ها مي گذرانند و اين گونه اماكن، بهترين و مناسبت ترين مكان براي كشش به سمت انحرافات اجتماعي از جمله اعتياد  است.

 

5) رشد صنعت و پيشرفت تكنولوژي: اگر در جامعه اي رشد صنعت به سرعت افزايش يابد و درآمد ناشي از آن صنعت به طور عادلانه توزيع نگردد، امكان وقوع سه اتفاق وجود دارد:

اولاً كاركنان براي اداره زندگي خود مجبور مي شوند ساعات بيشتري را به كار مشغول شوند و اين به نوبه خود موجب خستگي جسمي و روحي در افراد مي شود.

اگر در آن جامعه براي تفريح و گذراندن اوقات بيكاري مردم از طرف دولت براي استفاده از اوقات فراغت، برنامه ريزي هاي اجتماعي نشده باشد، زمينه مساعدي براي گرايش به انحرافات اجتماعي فراهم مي شود.

ثانياً مشكل ترافيك در شهرهاي بزرگ منجر به خستگي ناشي از كار در افراد شده در نتيجه والدين قدرت تربيت و سرپرستي فرزندانشان را نخواهند داشت و بي توجهي نسبت به پرورش كودكان و نوجوانان به گرايش آنان به سمت انحرافات اجتماعي از قبيل اعتياد، سرقت و... كمك خواهد كرد.

ثالثاًرشد شهرها باعث افزايش فاصله و شكاف طبقاتي شده و اين خود به خود باعث مي شود برقراري ارتباط با دوستان و خويشاوندان كمتر شده و زمينه براي ايجاد انحرافات اجتماعي فراهم شود.

 

6) ستيزه والدين: اختلافات زناشويي و نزاع بين پدر و مادر باعث مي شود محيط خانواده براي تربيت فرزندان، ناامن و نامناسب شود. وقتي خانواده، كانون و محيط مناسبي براي زندگي نباشد، انسان سعي مي كند بيشترين اوقات خود را در خارج از خانواده بگذراند و اين كار ارتباط او را با ديگراني كه چون شكارچيان ماهري به دنبال شكار مي گردند، زياد مي كند و آنها پس از شناخت مشكل شخص در نقش انساني دلسوز ظاهر شده و براي فرار از اين واقعيت تلخ، فرد را به سوي اعتياد و ديگر انحرافات اجتماعي فرا مي خواند. هر چقدر ستيزه هاي خانوادگي بيشتر باشد، احتمال كشش به طرف انحرافات اجتماعي بيشتر است.

 

7) شيوه هاي تربيتي والدين: مطالعات و تحقيقات نشان مي دهد كه رفتارهاي كودكان و نوجوانان با شيوه هاي تربيتي والدين رابطه مستقيم و تنگاتنگ دارد. شيوه هاي تربيتي والدين مي بايست با سطح نيازها و خواسته هاي مختلف فرزندان و همچنين با متدهاي تربيتي صحيح اسلامي هماهنگ باشد. چنانچه والدين از شيوه هاي تربيتي مبتني بر اصول اعتقادي و مذهبي استفاده نمايند، نتيجه مطلوب در رفتار فرزندان منعكس خواهد شد.

 

8) عدم آگاهي و بينش صحيح والدين: مطالعات نشان مي دهد كساني كه محروم از تحصيلات بوده و بينش صحيح نسبت به جامعه، تربيت و... نداشته باشند، امكان فريب خوردن و انعطاف پذيري آنها براي ارتكاب به كارهاي انحرافي و برخلاف قانون بيشتر است. چون تخصص و آگاهي ندارند، نمي توانند از طريق عادي، زندگي خود را تأمين كنند و به همين دليل است كه جامعه شناسي يكي از راه هاي پيشگيري از جرائم را عدالت آموزشي مي داند.

 

منابع و مآخذ

1) آسيب شناسي اجتماعي (جامعه شناسي انحرافات اجتماعي) تأليف رحمت ا.... صديق سروستاني،

2) آسيب شناسي كجروي اجتماعي- تأليف محمد حسين فرجاد

3)  والدين مؤثر فرزند مسئول – نويسنده: دكتر دان دينك مير- دكتر گري. د.مكي؛ مترجم: مجيد رئيس دانا

4) قدرت والدين نويسنده :شري فرگوسن و لارنس اي. مازين، مترجم: خانم- ن. پارسا

5) نحوه رفتار والدين با فرزندان ، تأليف: يدالله جهانگرد

6) سه گفتار درباره راهنمايي و تربيت فرزندان- - دكتر شکوه نوابي نژاد

7)  بررسي تأثير برنامه مشاركت والدين بر ميزان عزت نفس نوجوانان پسر دبيرستان هاي شهر مشهد تأليف: حميدرضا زنده طلب

با چه زنان و مرداني نمي توان ازدواج كرد ؟

ازدواج  نهادي مدني در حقوق ايران است كه علاوه بر اين كه واجد آثار حقوقي و مدني زيادي مي باشد از نظر ديني هم امري بسيار پسنديده بوده و داراي آثار معنوي و اخروي نيز هست . لذا مجرد ماندن و ترك اين شيوه ي حسنه مذمت ( سرزنش ) شده است و چنانچه فردي به خاطرازدواج نكردن مرتكب گناه شود تجرد وي ، حرام خواهد بود . به همين دليل آشنا بودن با قواعد حاكم بر اين نهاد، امري لازم است . يكي از اين قاعده ها موضوع ممنوعيت نكاح با بعضي افراد است . لذا بايد با كسي ازدواج كرد كه از نظر شرعي و قانوني براي آن مانعي وجود نداشته باشد. در اين بحث ذيلاً به بررسي موضوع ممنوع بودن ازدواج با گروهي از زنان و مردان مي پردازيم كه درقانون مدني ايران آن را جزء " موانع نكاح " شمرده اند.

 

از ديدگاه مقررات ايران مانع نكاح در پنج دسته جاي مي گيرد :

1) ناشي ازخويشاوندي نسبي

2) ناشي از خويشاوندي سببي

3) ناشي از خويشاوندي رضاعي

4) موارد متفرقه

5) رعايت مصالح كشور

 

الف – موانع ناشي از خويشاوندي نسبي ( خوني):

1) ازدواج با پدر و اجداد پدري و با مادر و جده ها ي مادري.

2) ازدواج با فرزندان و نوه ها و نتيجه ها ، هرچه قدر كه پايين تر برود.

3) ازدواج با برادرو خواهر و اولا د و نوه ها و نتيجه هاي آنان.

4) ازدواج با عمه ، خاله ، عمه و دايي هايي خود و عمه و خاله و عموها و دايي ها ي پدر و مادر و اجداد .

 

ب – موانع ناشي از خويشاوندي سببي :

1) مرد نمي تواند با مادر و نيز جده هاي زن خود و نيز مادر و جده هاي رضاعي زن خود ازدواج كند و اين حرمت، ابدي است . يعني اگر مردي فقط برا ي چند دقيقه با زني حتي ازدواج موقت نمايد و حتي آنها همديگر را هم نبينند اين محرميت حاصل شده و آن مرد با مادر و جده هاي نسبي يا رضاعي همسر فعلي يا سابق خود براي هميشه محرم است .

2) زن نيز نمي تواند با پدر و اجداد نسبي يا رضاعي شوهر خود ازدواج كند و تفصيل آن نيز مانند مورد بالا درباره زن نيز صادق خواهد بود.

3) زن پدر يا اجداد نسبي يا رضاعي انسان براي هميشه بر وي حرامند . لذا اگرزني ولو چند دقيقه نيز به عقد مردي درآيد و بعد هم جدا شود براي هميشه به پسر و نوه و نتيجه هاي آن مرد حرام خواهد بود.

4) عروس نيز براي هميشه به پدر شوهر و اجداد شوهرش حرام است.

تذكر : محرميت حاصله از ازدواج هاي ياد شده هم خاص ازدواج دائم است و هم شامل ازدواج موقت مي شود . وجود رابطه زناشويي لازم نيست و صرف جاري شدن صيغه نكاح ، كافي براي اين محرميت خواهد بود.

5) اگر مردي با زني ازدواج كند وآن زن ، دختر يا دختراني از شوهر قبلي اش داشته باشد ، تا زماني كه اين زن در عقد مرد است اين دختران نيز با پدر خوانده شان محرم هستند واگربين زن وشوهر مزبور، رابطه زناشويي واقع نشده باشد پس از جدا شدن ، مجدداً اين دختر بر پدرخوانده سابقش نامحرم خواهد بود و مي تواند با وي ازدواج كند اما اگر بين زن و شوهر مزبور رابطه زناشويي رخ داده باشد دختر زن به پدر خوانده يا همان شوهر مادرش براي هميشه محرم است و جدايي مادر نيز نقشي دراين ميان نخواهد داشت.

6) كسي نمي تواند همزمان با دو يا چند خواهر ازدواج كند. لذا اگر مردي با زني ازدواج نمايد ، تا زماني كه از وي جدا نشده نمي تواند با خواهرش ازدواج كند كه البته دراين مورد خواهر زن ، محرم شرعي كه ملزم به رعايت حجاب نيست نخواهد بود بلكه از اين جهت نامحرم است.

تذكر : اگر مردي زنش را طلاق رجعي ( طلاقي كه مرد مي تواند باز زن را به ازدواج خود در آورد ) دهد، چون در اين نوع طلاق در عِدّه  قانوني ( مدتي كه زن پس از طلاق يا فوت شوهر نبايد ازدواج كند ) ، زن همانند زوجه مرد فرض مي شود ، تا پايان عده ، حق ازدواج با خواهر زن وجود ندارد ولي در سايرطلاق ها يا عدّه ي عقد موقت، مي توان در ايام عِدّه با خواهر زن ازدواج نمود.

7) ازدواج با برادرزاده يا خواهرزاده زوجه، بدون اذن وي ممنوع است . لذا اگر مردي بدون كسب اجازه همسرش با برادرزاده يا خواهرزاده او ازدواج كند اين عقد جايز و صحيح نخواهد بود ولي اگربعداً بتواند رضايت همسرش را كسب كند ازدواج قبلي نافذ مي گردد و نياز به عقد مجدد نمي باشد. اما اگرهمسرش از موضوع عقد با خبر شود و آن را تنفيذ ( تأييد ) نكندعقد باطل مي شود.

تذكر : اگر مردي با زني ازدواج كند مي تواند بعداً با خاله يا عمه وي ازدواج نمايد و نيازي به اعلام موضوع به زن خود ندارد.

8) اگر مردي سه بار متوالي همسر خود را طلاق دهد ، پس از وقوع طلاق سوم ( سه طلاقه ) اين زوجه مطلقه ، بر مرد حرام مي شود خواه با وي رابطه ي زناشويي داشته يا نداشته باشد .

اگر مرد بخواهد دوباره با وي ازدواج كند بايد اين زن با مرد ديگري ازدواج دائم نموده و با وي رابطه زناشويي نيز داشته باشد و سپس ازوي جدا شود و زن پس از تمام شدن ايام عده مي تواند به عقد شوهراول درآيد . اصطلاحاً به شوهر دوم مُحلّل ( حلال گرداننده ) گفته مي شود زيرا باعث از بين رفتن حرمت ازدواج بين شوهر اول و همسرش مي گردد.

تذكر : موضوع ياد شده خاص طلاق و ازدواج دائم است. لذا اگر مردي پس از عقد موقت از همسرش جدا شود يا بر اثر فسخ بين زوجين ، جدايي واقع گردد مشمول قاعده مزبور نخواهد بود.

1) اگر مردي همسرش را نـُه بار طلاق دهد به صورتي كه شش بار آن طلاق رجعي باشد اين زن براي هميشه براين مرد حرام مي شود كه اصطلاحاً به وي ( نه طلاقه ) گفته مي شود و محلل نيز در اين مورد كارسازنخواهد بود.

 

ج- موانع رضاعي ( شيري )

يكي از اقسام خويشاوندي ، قرابت ناشي از شيرخوارگي (رضاع) است.

بدين ترتيب كه اگر زني با شرايط ذيل به كودكي شير دهد بين آن كودك و زن نسبت مادر و فرزندي رضاعي پيش مي آيد و فرزندان آن زن نيز با شيرخواره ، خواهر و برادر رضاعي مي شوند و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي مي شود و شوهر آن زن هم ، پدر رضاعي وي محسوب مي شود و خلاصه برادر و خواهر آن زن هم دايي و خاله او به شمار مي روند و همين طور الي آخر.

 

شرايطي كه سبب قرابت ناشي از شيرخوارگي مي شود :

1) شير زن ناشي از حمل مشروع باشد.

2) شير، مستقيماً مكيده شود. لذا اگر شير در قاشق يا سرشيشه ريخته شود و به كودك داده شود فايده اي ندارد.

3) كودك لااقل 15 دفعه متوالي و يا در يك شبانه روز از شيربخورد. ضمناً نبايد دربين دفعات شير خوردن ، از غذا يا شير زن ديگري مصرف كند.

4) شيرخوردن كودك ، قبل از تمام شدن دو سالگي او باشد.

5) مقدار شيري كه خورده از يك زن و شوهر حاصل شده باشد.

بدين ترتيب خويشاوندي رضاعي ازحيث محرميت و ماهيت نكاح همانند قرابت نسبي است . لذا همان گونه كه خواهر و برادر يا مادر و مادربزرگ نسبي محرم است ، رضاعي آن نيز محرم مي باشد ولي رابطه توارث بين آنان ايجاد نمي شود.

تذكر: اگر مادر بزرگي به نوه دختري خودش با شرايط مزبور شير دهد، مادر آن كودك بر شوهرش حرام مي گردد زيرا اين مادر بزرگ با اين كارش ، دخترش را به خواهر رضاعي نوه اش تبديل نموده و چون ازدواج با خواهر فرزند جايز نيست اين زن بر شوهرش حرام مي شود.

 

د- موانع متفرقه

1) گر مردي با علم به اين كه زني شوهر دارد يا درعِدّه طلاق يا وفات به سر مي برد وي را به عقد خود درآورد ، هم عقد باطل است و هم آن زن براي ابد به او حرام مي شود.

اما اگر مرد به موارد  مزبور جاهل با شد يعني نداند زن ، شوهر دارد يا عِدّه اش تمام نشده و زن را به عقد خود در آورد عقد باطل است ؛ اما مي تواند پس از اتمام عِدّه ، زن را به عقد خود در آورد ولي اگربين آنها رابطه زناشويي نيز برقرار شده  باشد، زن بر وي حرام هميشگي خواهد شد.

2) اگر مردي همسر دائمي اش را كه مسلمان و عفيفه است لِعان كند يعني به وي نسبت زنا دهد يا فرزندش را از خود نفي كند و اين كار را با شرايطي نزد قاضي انجام دهد بين اين زوجين براي هميشه جدايي واقع مي شود و بر هم حرام ابدي مي شوند.

3) اگر مرد يا زني در حال احرام ( حج) با فردي ازدواج كند و به حرمت اين كار هم آگاه باشد بين آن دو حرمت ابدي حاصل مي شود.

4) اگر مردي با زن شوهر دار يا زني كه در عِدّه طلاق رجعي است زنا كند آن زن براي هميشه به وي حرام مي شود.

تذكر: بعضي از فقها اين كار را موجب حرمت ابدي نمي دانند.

5) اگر مرد بالغ با پسري لواط كند مادرو خواهر و دختر آن پسر بروي حرام ابدي مي شوند ؛ ولي مفعول مي تواند با مادر وخواهر ودختر آن مرد ازدواج نمايد.

6) ازدواج زن مسلمان با مرد غيرمسلمان باطل و حرام است و با علم به حرمت ، زنا محسوب مي شود ولي مرد مسلمان مي تواند با زنان كافر اهل كتاب ( مسيحي، يهودي و زرتشتي) ازدواج موقت نمايد و بعضي از فقها، ازدواج دائم را هم جايز مي دانند ولي ازدواج با زنان غير اهل كتاب ، جايز نيست .

تذكر: بعضي از فقها گفته اند چنانچه مرد مسلماني داراي زن مسلمان باشد بدون اذن همسر مزبور حق ندارد زن اهل كتاب را به ازدواج خود در آورد.

7) ازدواج بين پيروان مذاهب اسلامي مثل شيعه و سني اشكالي ندارد ولي جهت رعايت كفويت ، بهتر است هر دو از يك فرقه باشند.

 

هـ - رعايت مصالح كشور

1) ازدواج مرد ايراني با زن غير ايراني بلا مانع است ولي اگر زن ايراني بخواهد با مسلمان غير ايراني ازدواج  كند شرعاً اشكالي ندارد ولي براي ثبت آن و رسميت داشتن بايد از دولت كسب مجوز كند  و گرنه از نظر دولت اين ازدواج رسميت نخواهد داشت.

2) ازدواج ايرانيان عضو وزارت امور خارجه يا نيروهاي مسلح با غير ايراني ها ممنوع است و بايد قبلاً  مجوز آن از دولت اخذ شود و گرنه هم موجب تعقيب اداري و هم عدم به رسميت شناختن آن خواهد شد ؛ اگر چه شرعاً صحيح است.

تذكر : مطالبي كه گفته شد بيشتر در مورد ايرانيان شيعه حاكم است و چون موضوع ازدواج از احوال شخصي محسوب مي شود در مورد اهل سنت و نيز اهل كتاب ، احكام شرعي مذهب خودشان رعايت خواهد شد ، مگر اين كه آنان شخصاً رضايت خود را بر اِعمال قوانين مدني ايران بر روابط  شخصي شان اعلام نمايند.

منبع : زن روز

زن و شگفتی دوقلوزایی

بارداری و زایمان چندقلو از آغاز مورد توجه انسان‌ها بوده است و هنوز پس از قرن‌ها تحقیق، این قبیل بارداری‌ همچنان پرخطر است و نكات مبهمی در مورد آن وجود دارد. این قضیه در مورد دوقلوهای به‌هم‌چسبیده جدی‌تر است. آنان چنان همواره شگفت‌انگیز بوده‌اند كه برخی اقوام وجودشان را معجزه تلقی می‌كردند. ولی امروزه چگونگی به‌وجود آمدن انواع مختلف دوقلوها و چندقلوها شناخته شده و وجود آنها در جوامع كاملا ً پذیرفته شده است.در ۱۸۵۳، یك كشاورز به نام كریلو به نزد امپراتور روسیه فراخوانده شد. او دو بار ازدواج كرده بود. همسر اولش چهار بار چهارقلو، هفت بار سه‌قلو و دو بار دوقلو به دنیا آورده بود (یعنی در مجموع ۴۱ فرزند). همسر دومش هم ۱۵ فرزند زاییده بود شامل شش دوقلو و یك سه‌قلو. جالب اینكه همة ۵۶ فرزندش در زمان معرفی وی به امپراتور روسیه هنوز زنده بودند!

 

دوقلوهای همسان، نیمه‌همسان و غیرهمسان

به‌طوركلی، در هر زایمان، احتمال دوقلوزایی یك درصد است و دو درصد از كل نوزادان هر جمعیت دوقلو هستند.هر ماه، در چرخة طبیعی جنسی زنانه، تنها یك تخمك از تخمدان زن آزاد می‌شود. یعنی معمولا ً در هر بارداری یك جنین وجود دارد. اما گاه به علت نامعلومی در یك ماه دو تخمك از تخمدان زن آزاد می‌شود كه هر یك به‌طور مستقل با یك اسپرم جداگانه بارور می‌شود. گاه نیز سلول تخم حاصل از تركیب سلول جنسی زن (تخمك) و سلول جنسی مرد (اسپرم)، در مراحل ابتدایی تشكیل، به دو سلول تخم تبدیل می‌شود كه هركدام از این سلول‌ها یك جنین مستقل را به‌وجود می‌آورد. در حالت اول، دوقلو را دوتخمی ـ دی‌زیگوت ـ یا غیرهمسان می‌نامیم. بنابراین، دوقلوهای دوتخمی حاصل لقاح ۲ تخمك و ۲ اسپرم هستند. این دوقلوها ممكن است همجنس یا غیرهمجنس باشند. آنها شباهت دو خواهر یا برادر معمولی را دارند، با این تفاوت كه در یك زمان به دنیا می‌آیند. در حالت دوم كه یك تخمك با یك اسپرم بارور می‌شود، دوقلوی حاصل از این لقاح را یك‌تخمی ـ مونوزیگوت ـ یا همسان می‌نامیم. این نوع دوقلوها همیشه همجنس‌اند، اما ممكن است براساس زمان تقسیم، رشد متفاوتی داشته باشند.دوقلوهای تك‌تخمی خصوصیات جسمی یكسان و ویژگی‌های ژنتیكی همانند دارند. رنگ پوست، مو، چشم و ساختار بدن آنها مشابه است و گروه‌های خونی یكسانی دارند. آنها اغلب تصاویر آینه‌ای یكدیگرند. مثلا ً یكی چپ‌دست و دیگری راست‌دست است، اما اثر انگشتشان متفاوت است. در جمعیت عمومی، تعداد دوقلوهای دوتخمی بیشتر از دوقلوهای تك‌تخمی است. در حدود ۳۳ درصد از دوقلوهای جهان تك‌تخمی و حدود ۶۷ درصد دوتخمی‌اند.اما حالت سومی هم وجود دارد. اگر تخمك مادر قبل از لقاح دونیم شود و هر نیمه با یك اسپرم مستقل بارور شود، دوقلوی حاصل را نیمه‌همسان می‌نامیم.

 

احتمال دوقلوزایی در زنان

وقوع دوقلویی تك‌تخمی تصادفی است و چندان تحت تأثیر عوامل مختلف قرار نمی‌گیرد. این اتفاق تقریباً در ۳ تا ۴ مورد از هر ۱۰۰۰ تولد در سراسر جهان رخ می‌دهد. اما میزان شیوع تولد دوقلوهای دوتخمی در سراسر جهان متفاوت است و عوامل متعددی در وقوع آن مؤثرند. وراثت یك عامل مهم است. اگر بستگان درجة اول مادر دوقلو داشته باشند، احتمال بارداری دوقلویی در او افزایش پیدا می‌كند. احتمال دوقلوزایی در بارداری بعدی مادری كه قبلا ً دوقلوی دوتخمی به دنیا آورده، دو برابر است. اما سابقة فامیلی پدر هیچ اثر ارثی در دوقلوزایی ندارد یا احتمال تأثیرگذاری آن مختصر است.نژاد مادر عامل دیگری است كه در احتمال دوقلوزایی تأثیر می‌گذارد. شیوع تولد دوقلوهای تك‌تخمی متأثر از نژاد نیست؛ ولی ۷ تا ۱۰ مورد از هر ۴ هزار تولد در سفیدپوستان، ۱۰ تا ۴۰ مورد از هر هزار تولد در افریقایی‌ها، و ۳ مورد از هر هزار تولد در آسیایی‌ها دوقلوی دوتخمی‌اند. ایالات متحدة امریكا از جملة كشورهایی است كه بالاترین میزان تولد چندقلویی را دارد، یعنی یك مورد در هر ۹۰ بارداری، و ژاپن كمترین میزان را با احتمال یك مورد در هر ۱۵۵ تولد.زنان سیاه‌پوست قوم یاروبا (Yoruba) در غرب كشور نیجریه، با احتمال یك مورد در هر ۲۰ تولد، ركورددار دوقلو و چندقلوزایی در جهان هستند.سن مادر و قد و وزن او هم در میزان دوقلوزایی تأثیر دارد. بیشترین میزان تولد دوقلوهای دوتخمی در زنان بالای ۳۵ سال و زنان چاق و قدبلند رخ می‌دهد.استفاده از برخی داروها در مرحلة پیش از تخمك‌گذاری در چرخة ماهیانة زن هم شیوع تولد دوقلوهای دوتخمی را افزایش می‌دهد. این داروها شامل مخدرها و داروهای القا‌كنندة تخمك‌گذاری، كه برای درمان نازایی زنان تجویز می‌شوند، هستند. همچنین در زنانِ با گروه‌های خونی A و O، به‌دلایل نامشخصی، شیوع دوقلوزایی نسبت به جمعیت عمومی بیشتر استجالب آنكه در زنانی كه در اواخر دورة تخمك‌گذاری باردار می‌شوند، احتمال بارداری چندقلو بیشتر است كه شاید به علت رسیده بودن بیش از حد تخمك‌ها باشد. تحقیقات اخیر نشان داده‌اند كه نطفة اكثر دوقلوهای دوتخمی در ماه ژوئیه (تیر و مرداد) تشكیل می‌شود، و ماه ژانویه (دی و بهمن) كمترین باروری‌های دوقلویی را دارد. دانشمندان معتقدند كه طولانی‌تر بودن روز در ماه ژوئیه ممكن است عامل ترشح بیشتر هورمون تحریك‌كنندة فولیكول (FSH) و در نتیجه بالا رفتن احتمال دوقلوزایی در زنان باشد. اما عامل اصلی افزایش احتمال بارداری دوقلویی و چندقلویی استفاده از روش‌های درمان ناباروری است. روش‌های كمك به باروری (ART)، مانند لقاح آزمایشگاهی، باعث افزایش میزان تولد چندقلوها می‌شوند. در لقاح آزمایشگاهی، هرچه تعداد جنین‌های انتقال‌داده‌شده به رحم افزایش یابد، احتمال بارداری چندقلویی هم افزایش می‌یابد.بارداری دوقلویی بارداری دوقلویی را می‌توان با روش‌های بالینی، بیوشیمیایی و بیوفیزیكی تشخیص داد. در معاینه، ارتفاع جسم رحم از میزان مورد انتظار برای بارداری تك‌قلویی در همان سن بیشتر است؛ در نتیجه، شكم بزرگ‌تر از حد معمول آن سن جنینی می‌شود. در ادامة بارداری، ممكن است دو جنین قابل لمس باشند و دو سرعت ضربان قلب مختلف شنیده شود. اگر تنها به روش‌های بالینی فوق اكتفا شود، تقریباً یك‌سوم بارداری‌های دوقلویی تشخیص داده نمی‌شود و در زمان زایمان كشف می‌شود. بنابراین، از آزمون‌های بیوفیزیكی و بیوشیمیایی كمك گرفته می‌شود. سونوگرافی قادر به نشان دادن بارداری دوقلویی، وضعیت جفت و پرده‌های جنینی و نیز تعیین جنسیت جنین‌هاست. اما خطاهای تشخیصی در این روش، در مواردی كه بیش از دو جنین وجود داشته باشد، بسیار شایع است.تغییرات فیزیولوژیكی در زنانِ با بارداری دوقلویی شكل تشدیدشدة تغییرات بارداری‌های تك‌قلویی است. میزان متوسط افزایش وزن در زنِ با اندازة بدنی طبیعی كه دوقلو باردار است ۹/۱۵ تا ۴/۲۰ كیلوگرم است.

به‌طوركلی، در زنانِ با بارداری دوقلویی، هشت مشكل طبی شیوع بیشتری دارد:

 

»  زایمان زودرس: مدت زمان بارداری تك‌قلویی ۳۷ تا ۴۲ هفته از زمان شروع آخرین دورة قاعدگی است. تحقیقات نشان داده‌اند كه بروز زایمان زودرس در بارداری‌های دوقلویی سه تا هفت برابر بارداری‌های تك‌قلویی است. متوسط طول مدت بارداری برای دوقلو ۳۵ هفته، برای سه‌قلو ۳۳ هفته و برای چهارقلو ۲۹ هفته است. زایمان زودرس احتمال مرگ‌ومیر جنین یا نوزاد را قبل، حین و بعد تولد افزایش می‌دهد.

»  پرفشاری خون: احتمال ابتلا به پرفشاری خون در بارداری دوقلویی دو تا چهار برابر افزایش می‌یابد.


»  جداشدگی جفت: جفت به دیوارة رحم متصل می‌شود و جنین از طریق بند ناف با آن ارتباط دارد. جفت خون، اكسیژن و غذا برای جنین تهیه می‌كند. ممكن است در بارداری چندقلویی، عملكرد جفت غیرطبیعی باشد یا عملكردش را زودتر از موقع از دست بدهد. اگر جفت نتواند اكسیژن یا غذای كافی برای جنین فراهم كند، جنین رشد مناسبی نخواهد داشت. میزان متوسط وزنِ هنگام تولد برای تك‌قلوها ۳۳۰۰ گرم، برای دوقلوها ۲۵۰۰ گرم، برای سه‌قلوها ۱۸۰۰ گرم و برای چهارقلوها ۱۴۰۰ گرم است.

 

»  كم‌خونی: لزوم افزایش حجم خون مادر، همراه با افزایش نیاز جنین به آهن، باعث بالا رفتن احتمال بروز كم‌خونی در بارداری دوقلویی می‌شود. این مادران، برای پیشگیری از كم‌خونی، باید در طول بارداری مكمل‌های آهن و اسید فولیك مصرف كنند.


»  افزایش مایع آمنیوتیك: این عارضه در ۲ تا ۵ درصد از بارداری‌های دوقلویی اتفاق می‌افتد.

 

»  عفونت ادراری: خطر ابتلا به عفونت‌های دستگاه ادراری در زنان با بارداری چندقلویی چهار برابر افزایش می‌یابد.


»  خونریزی پس از زایمان: حدود ۱۰ درصد از زنانی كه دوقلو به دنیا می‌آورند، در دورة پس از زایمان، دچار نارسایی انقباضی رحم می‌شوند. از آنجا كه خونریزی پس از زایمان با انقباضات عضلات رحم مهار می‌شود، این نارسایی موجب خونریزی شدید پس از زایمان می‌شود.


»  سزارین: زایمان طبیعی دوقلوها ممكن است و در بعضی موارد نیز به‌راحتی انجام می‌شود. اما از آنجا كه در بارداری‌های دوقلویی و چندقلویی، احتمال قرار گرفتن جنین‌ها در وضعیت‌های غیرطبیعی زیاد است، نیاز به عمل جراحی سزارین برای به دنیا آوردن این نوزادان بیشتر است. اكثر سه‌قلوها با عمل سزارین متولد می‌شوند.

 

عوارض جنینی و نوزادی در بارداری دوقلویی

 
در بارداری دوقلویی، احتمال وقوع برخی از عوارض نوزادی افزایش می‌یابد. همة این عوارض باعث افزایش خطر مرگ‌ومیر نوزادان می‌شوند:

 

»  نارس بودن نوزاد: در حدود ۵۰ درصد از دوقلوها نارس متولد می‌شوند. زایمان زودرس مهم‌ترین عامل افزایش مرگ‌ومیر نوزادان دوقلوست.


»  ناهنجاری‌های مادرزادی: بروز ناهنجاری‌های مادرزادی در دوقلوها دو تا سه برابر تك‌قلوهاست.


 
ناهماهنگی رشد: ناهماهنگی رشد در دوقلوها به‌ صورت اختلاف قابل ملاحظة وزن دو نوزاد تعریف می‌شود و در حدود ۲۰ تا ۲۵ درصد موارد دوقلوزایی را شامل می‌شود. ناهماهنگی رشد جنین‌ها ممكن است به علت اختلاف سطح جفتی مختص هریك از دو قل باشد. در نتیجه، بچة دارای جفت كوچك‌تر دچار عقب‌ماندگی رشد می‌شود. علت دیگر، انتقال خون از جنین به جنین است.


 
قل فناشده: این عارضه به مشاهدة دو قل در سونوگرافی اوایل بارداری (معمولا ً سه‌ماهة اول) و تولد تنها یك قل گفته می‌شود. تقریباً نیمی از كل بارداری‌های دوقلویی دارای قل فناشده هستند. در این عارضه، خطر واضحی مادر یا قل باقی‌مانده را تهدید نمی‌كند.


 
تأخیر در زایمان قل دوم: فاصلة طولانی بین زایمان دو نوزاد در برخی از موارد دوقلوزایی گزارش شده است. ممكن است زایمان اول زودتر از زمانی كه نوزاد قابلیت حیات را پیدا كرده باشد رخ دهد. تأخیر در حد ۲۱ تا ۱۳۶ روز نیز گزارش شده كه گاه بیشتر از زمانی است كه برای رسیدن قل دوم به‌حد قابلیت حیات لازم است.


دوقلوهای قفل‌شده، بارداری مركب، مول (بچه‌خوره) و بارداری دوقلویی تك‌آمنیونی از دیگر عوارض احتمالی بارداری دوقلویی هستند كه جان نوزادان و گاه مادر را تهدید می‌كنند.

 

دوقلوهای به‌هم‌چسبیده

دوقلوهای به‌هم‌چسبیده همسان‌اند، یعنی از یك تخمك لقاح‌یافته با یك اسپرم به‌وجود آمده‌اند و همیشه همجنس هستند. شیوع این وضعیت در دخترها به نسبت ۳ به ۱ بیشتر از پسرهاست و به میزان یك مورد در هر ۴۰ هزار تولد اتفاق می‌افتد. اما فقط یك مورد در هر ۲۰۰ هزار تولد زنده دوقلوهای به‌هم‌چسبیده هستند. دوقلوهای به‌هم‌چسبیده را براساس محل اتصال آنها به ‌هم طبقه‌بندی می‌كنند. شایع‌ترین اتصال دوقلوهای به‌هم‌چسبیده از ناحیة قفسة سینه است.


ویژگی‌های دوقلوها

رابطة دوقلوها با رابطة برادرها و خواهرهای تك‌قلو بسیار متفاوت است. دوقلوها دوران جنینی را در كنار یكدیگر به‌سر برده‌اند، اغلب با هم و در شرایط یكسان متولد شده‌اند و در یك محیط بزرگ می‌شوند. بنابراین، در مقایسه با سایر خواهرها و برادرها، به‌ هم وابسته‌ترند و احساس نزدیكی بیشتری می‌كنند. گاه این احساس وابستگی میان دوقلوها تا پایان عمر ادامه می‌یابد.ضریب هوشی دوقلوی همسان به‌ندرت بیشتر از ۵ واحد با هم تفاوت دارد، درحالی‌كه هوش دوقلوی غیرهمسان می‌تواند مانند هر خواهر و برادر دیگری با هم متفاوت باشد. در نتیجه، دوقلوهای همسان درك و برخورد تقریباً مشابهی نسبت به مسائل اطراف خود دارند. آنها مفهوم همكاری و سهیم شدن را زودتر از خواهرها و برادرهای تك‌ قل یاد می‌گیرند و در فعالیت‌های گروهی موفق‌ترند. هرچند ممكن است در غیاب قل دیگر، بسیار خجالتی و ناموفق در روابط اجتماعی عمل كنند.

 

بانك اطلاعاتی دوقلوها

با گسترش علم ژنتیك و پزشكی مولكولی، اهمیت مطالعة دوقلوها روز‌به‌روز بیشتر احساس می‌شود. همان‌طور كه می‌دانیم، در بروز هر صفت فردی یا ابتلا به هر بیماری، دو عامل ژنتیك و محیط مؤثر قلمداد می‌شوند. برای بررسی اثر عوامل محیطی در بروز صفت یا بیماری، دوقلوها، بخصوص دوقلوهای تك‌تخمی، مناسب هستند زیرا از نظر ژنتیكی ویژگی‌های كاملا ً یكسانی دارند.همچنین با تكمیل شدن طرح تهیة ژنوم انسانی در سال ۲۰۰۰، تحقیق و تفحص در مورد ۳۰ الی ۵۰ هزار ژن انسان و زمان و نحوة بروز هركدام از آنها جدی‌تر شد. برای رسیدن به این هدف، دوقلوها و چندقلوها در دنیا مورد توجه محققان قرار گرفتند.از حدود ۵۰ سال قبل، بانك‌های اطلاعاتی دوقلوها با اهداف تحقیقاتی در سراسر جهان تشكیل شدند. كشورهای پیشرفته در این زمینه پیشرو هستند. بانك اطلاعاتی دوقلوهای كشور سوئد در حدود ۷۰ هزار دوقلو را زیر پوشش دارد و مطالعات مستمر و گسترده‌ای در مورد دوقلوها انجام می‌دهد. بانك اطلاعاتی دوقلوهای كشور استرالیا نیز در حدود ۳۰ هزار عضو دارد و با بررسی مداوم دوقلوها و انجام طرح‌های تحقیقاتی، اطلاعات ارزنده‌ای به‌دست آورده است. كشورهای در حال توسعه هم با تأخیر نه‌چندان زیاد شروع به تشكیل بانك‌های اطلاعاتی دوقلوها كرده‌اند. كشور در حال توسعة بنگلادش درحال‌حاضر دارای چنین بانكی است و تحقیقات خود را در مورد این عجایب خلقت آغاز كرده است.اما تشكیل بانك اطلاعاتی دوقلوهای ایرانی به‌تازگی مورد توجه مراكز علمی و پژوهشی كشور واقع شده است.نخستین بار در كشور، به همت پژوهشكدة ابن‌سینای جهاد دانشگاهی و با كمك سازمان بهداشت جهانی، اولین بانك اطلاعاتی دوقلوها و چندقلوهای ایران طراحی و راه‌اندازی شده است. این پژوهشكده از محققان و پژوهشگران دعوت كرده است كه طبق ضوابط، برای شركت در این پژوهش اقدام كنند.ذكر این نكته لازم است كه اطلاعات افراد ثبت‌نام‌شده در این بانك اطلاعاتی در اختیار سایر اشخاص قرار نخواهد گرفت و ارائة این اطلاعات منوط به كسب رضایت آگاهانه از افراد است.         

درک مفهوم جنسيت در کودکان

بيشترما به سوالات زيادي که کودکان‌مان در زمينه‌هاي مختلف از ما مي‌پرسند به راحتي پاسخ مي‌گوييم. ولي در مورد مسائل جنسي، اغلب اوقات آنچنان مغشوش مي‌شويم که او را از آنچه بوده گيج‌تر مي‌کنيم.در ابتدا بايد بدانيم که بچه‌ها هم داراي احساسات جنسي‌اند. هرگز گمان نکنيم که اين احساسات تنها به بزرگسالان تعلق دارد اين احساسات از تولد شروع مي‌شود و تا مرگ ادامه دارد. ما نيز بايد اين احساسات خدادادي را به عنوان يک واقعيت بپذيريم»(1)«غريزه جنسي با کودک متولد مي‌شود و تا حدود پنج سالگي رو به پيشرفت است ولي از پنج سالگي تا دوره بلوغ داراي پيشرفت پنهاني است و دوره کمون را طي مي‌کند.»(2)کودک در سال‌هاي اول زندگي، متوجه تفاوت جنسي بين افراد مي‌شود و همين امر او را به امور جنسي متوجه مي‌سازد و سوالاتي را مطرح مي‌کند.«به‌عقيده SPERLINGبهترين موقع براي تعليم امور جنسي و بحث درباره اختلاف ميان زن و مرد، زماني است که کودکان سوالاتي در مورد مسائل جنسي مطرح مي‌کنند که پاسخ والدين بايد متناسب با استعداد و فهم کودک باشد. بعضي کودکان حساس و باهوش هستند و از طرح اينگونه سوالات احساس تقصير و ناراحتي مي‌کنند نبايد نسبت به اين دسته از کودکان نيز غفلت کرد و آنها را از کسب اطلاعات ضروري محروم نمود.»(3)در حدود دو سالگي کودک نسبت به آلت تناسلي خود حساس شده و گاه به آن دست مي‌زند سعي کنيم در آن لحظات بدون تنبيه و يا عکس‌العمل خاصي توجه او را به بازي و يا کاري ديگر مثل کمک کردن جلب کنيم.«کودکان سه تا شش ساله براي آنکه بهتر به تفاوت‌هاي جنسي پي ببرند، يکديگر را معاينه مي‌کنند و مانند هر چيز که کنجکاوي آنها را تحريک مي‌کند، مايلند واقعيت آن را دريابند. آنها از کنار هم گذاشتن مشاهداتشان و اطلاعاتي که از صحبت بزرگترها به دست مي‌آورند به عقايد نادرستي دست‌ مي‌يابند که برايشان نگران کننده است.برخي والدين هر چيزي را که ارتباط کم يا زيادي با دنياي بزرگترها داشته باشد ، به ويژه درباره مسائل جنسي، در هاله‌اي از اسرار و ابهام مي‌پوشانند. همين ابهامات، کنجکاوي کودک را گسترش مي‌‌دهد و در او، نسبت به بزرگترها، حسادت و دشمني ايجاد مي‌کند. آنها تصور مي‌کنند والدين همه آنچه را آنها مايل به شناخت آن مي‌باشند، از آنها دريغ کرده و از آنها محروم مي‌کنند.

همه اينها موجب بي‌اعتمادي کودک به بزرگترها مي‌شود. رفتارهاي بي‌نظير دروغگويي، پنهان کاري و دزدي را بوجود ميآورد و باعث مي‌شود کودک، در خيال‌بافي خود، از اين امور، که ممنوع و خطرناک نمايانده شده است لذّت ببرد.»(4)

تکليف والدين اين است که علاقه کودک به مطرح کردن اين سوالات را امري طبيعي بدانند زيرا آگاهي از مسئله ،سبب مي‌شود کودکان کمتر به اين‌گونه مسائل حساس شوند. ضمناً هرگز در حضور بچه‌ها والدين يکديگر را نبوسند و معاشقه نکنند. بچه‌هاي ما هرگز نبايد اينگونه روابط را ببينند.

«آنچه کودک درباره‌ي مسائل جنسي در دوران کودکي مي‌آموزد تا حدودي تعيين‌کننده قابليت سازگاري جنسي در بزرگسالي است.»(4)

والدين بايد با توجه به سن و فهم کودک، به سوالات جنسي آنها پاسخ گويند واين علاقه را طبيعي بدانندکودکان داراي احساسات جنسي هستند ودرهردوره به نوعي آن را بروز مي دهند. وقتي بچّه‌ها در حال کشف دنياي خود هستند،کم کم را کشف مي‌کنند نسبت به اعضاي خصوصي بدن هم جنس خود و جنس مخالف نيز به‌طور طبيعي کنجکاو مي‌شوند. شکل اعضاي تناسلي جنس مخالف براي بچّه جالب است.بچّه‌ها در بازي‌هاي عادي خود از فرصت استفاده مي‌کنند و از نظر جسمي به بچّه‌هاي ديگر نزديک مي‌شوند تا شکل بدن آنها را کشف کنند. معمول‌ترين سناريو، "دکتر بازي کردن " بچّه‌هاست. بيشتر بچّه‌ها تجربه دارند که وقتي نزد پزشک مي‌روند او بدن آنها را معاينه مي‌کند. پس دکتر بازي مي‌کنند تا بتوانند فرصت ديدن بدن ديگران را بدست آورند.آگاه باشيد که بچّه‌ها از سرکنجکاوي بازي‌هاي جنسي مي‌کنند و اين امري طبيعي است. اگر ديديد که فرزندتان در حضور بچّه‌ي ديگري برهنه يا نيمه‌برهنه شده است، عکس‌العمل شما بسيار مهم است و بر احساسي که فرزندتان در آينده نسبت به بدن خود و اعضاي خصوصي آن پيدا خواهد کرد تأثير بسيار مهمي خواهد گذاشت. هول نشويد، نه او را سرزنش کنيد ،نه تنبيه. کاري که بايد بکنيد اين است که، براي رفتار جنسي مناسب آنها حد و مرزي تعيين کنيد.

 

تعيين حد و مرز جنسي

پسر 5 ساله شما با همبازي خود در اتاق مشغول بازي است. وقتي وارد اتاق مي‌شويد مي‌بينيد از کمر به پايين برهنه شده‌اند. برخورد شما چيست؟آرامش ظاهري خود را حفظ کنيد و سر بچّه‌ها داد نکشيد و آنها را سرزنش نکنيد. بلکه براي آنها حد و مرزي تعيين کنيد. مثلاً بگوييد: «هر دوي شما لباسهايتان را بپوشيد. بدن شما خصوصي است و نبايد جلوي کسي لباسهايتان را در بياوريد. بياييد براي شما يک سرگرمي پيدا کنم». هر کدام از خانواده‌ها مي‌توانند از اين موقعيت مناسب براي آموزش فرزند خود استفاده کنند. اگر ديديد بچّه‌ها باز هم به دکتر بازي علاقه نشان دادند شايد نشان اين است که کنجکاويشان هنوز ارضا نشده است. بنشينيد و اطلاعات اساسي را با فرزند خود مرور کنيد. با او درباره‌ي شکل بدن و نام يکي يکي اعضاي مختلف بدن صحبت کنيد. اندام‌هاي جنسي را در لابه لاي اندام‌هاي غيرجنسي نام ببريد.

 

سري بودن و خصوصي بودن

نزد فرزندتان اعتراف کنيد که سخن گفتن در باره جنسيت ، با شرم و حيا همراه است. چون موضوع حساس و خصوصي است و همين مي‌تواند زمينه ‌ي مشترکي باشد تا گفت و گويتان را آغاز کنيد.

وقتي با کودکان درباره‌ي جنسيت صحبت مي‌کنيم واژه «خصوصي» و «سري» را براي آنها بازگو کنيد. براي بچّه‌هاي کوچکتر مي‌توان اين مثال را گفت: «همه‌ي ما به توالت مي‌رويم و در را مي‌بنديم و اين کار را به تنهايي انجام مي‌دهيم، چون خصوصي و سري است. همين طور اعضاي خصوصي بدن ما سري است و بايد از لباس استفاده کنيم».به بچّه‌هاي بزرگتر (پيش‌دبستاني و دبستاني) خود بگوييد: گرچه موضوعات خصوصي را مي‌دانند، ولي هرگز در مورد اين مسائل با کودکان کوچکتر از خود صحبت نکنند و اگر کودکان سوالي کردند به آنها بگويند: «دراين باره از پدر و مادرت سوال کن».مهمترين آموزگاران بچّه‌ها، والدين هستند. نه ما ،و نه کودکان ما هيچ‌گاه نبايد از دانستن خجالت بکشيم. زيرا همه‌ي ما حق داريم بدانيم. فقط بايد سعي کنيم عبارات را در خور فهم کودکان ساده کنيم.

 

توضیح درباره چگونگي تولد متناسب با سن وسال و درک کودک

زماني که کودک، اولين نوزاد تازه متولد شده را مي‌بيند، اين سوال برايش به وجود مي‌آيد که نوزاد از کجا مي‌آيد؟ و مثل همه‌ي سوال‌هايي که از والدين مي‌پرسد، جواب اين سوال را نيز از آنها مي‌‌خواهد. براي آنکه بدانيم چگونه به اين سوال کودک پاسخ دهيم، بايد بدانيم که:

پاسخ ما، در مورد چگونگي تولد، بايد متناسب با سن وسال و درک کودک باشد»(3)

مراحل درک کودک از تولد بدين صورت است:

 

کودک سه ساله : اين جواب راکه نوزاد در شکم مادر رشد مي‌کند را نمي‌تواند قبول کند. او گمان مي‌کند همان‌طور که از خواربار فروشي مي‌توان هر چيزي را خريد، بچّه را هم از بيمارستان خريده‌اند.

 

کودک چهار ساله: خريد بچّه را، از بيمارستان قبول ندارد، ولي رشد کودک در شکم مادر را مي‌پذيرد و تصور مي‌کند بچّه از ناف مادر زائيده مي‌شود.

 

کودک پنج ساله: بيشتر علاقمند است خود صاحب بچِّه شود، و اين را در بازي‌هاي آنها مي‌توان مشاهده کرد.

 

کودک شش ساله: علاقه شديدي به مبدأ پيدايش بچه، بارداري و تولد پيدا مي‌کند و تصور مي‌کند بچّه در اثر ازدواج پدر و مادر و به خواست خداوند به‌وجود مي‌آيد و در شکم مادر به شکل تخم است.

 

کودک هفت ساله:علاقه شديدي به داشتن نوزادي جديد در خانواده دارد تا فرايند رشد کودک، در مادر را درک ‌کند.»(5)

 

بايد بدانيم اگر به کودک چهارساله بگوييم "نوزاد در بدن مادر رشد مي‌کند " ، مطابق سن و درکش اين را مي‌پذيرد همان اندازه دانش، براي سن او کافي است.

«هرگز نبايد، در برابر سوال کودک، از چگونگي تولد، به او دروغ بگوئيد. اگر هم نمي‌خواهيد در آن لحظه پاسخي دهيد، به او بگوئيد بعداً صحبت خواهيم کرد. تجربه ما نشان مي‌دهد که پاسخ درست ما به بچه‌ها، نه تنها انحراف ايجاد نمي‌کند، بلکه از آن‌ها پيشگيري مي‌کند»(1)

کاري کنيم که بچه‌ها بدون احساس تقصير، سوالات خود را مطرح کنند و ضمناً، مطمئن باشند که والدين به آنها دروغ نمي‌گويند تا به والدين اعتماد پيدا کنند.

 

ميزان اطلاعات کودکان درباره‌ي مسائل جنسي در هر سني

 

تا سن 5 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) نام صحيح اعضاي بدن از جمله اعضاي تناسلي را بدانند.

2) درک کنند که نوزادان از رحم مادر متولد مي‌شوند.

3) مفهوم فضاي خصوصي را هنگام تعويض لباس و رفتن به توالت بدانند. به ويژه ضروري است کودکان 5 ساله تفاوت خصوصي و سري را بفهمند.

4) بتواند به راحتي با والدين يا فرد بزرگسال قابل اعتماد ديگري، درباره جنسيت صحبت کنند.

5) نسبت به هويت مذکر يا مونث خود عزت نفس داشته باشند.

 

بين 6 تا 9 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) بتوانند توليد مثل حيوانات و گياهان را به عنوان بخشي از چرخه حيات درک کنند.

2) در پاسخ به سوالاتي چون «نوزادان از کجا مي‌آيند؟» «چطوري به دنيا مي‌آيند» چيزهاي شنيده باشند.

3) از تفاوت بين دو جنس آگاه باشند و بتوانند نام صحيح اندام تناسلي خود و جنس مخالف را نام ببرند.

4) درک کلي از ايدز و عفونت‌هاي ديگري که از طريق جنسي منتقل مي‌شود داشته باشند.

5) نسبت به سلامت کلي و نيازهاي ايمني بدن خود مسئوليت روزافزون پيدا کنند و بهداشت شخصي خود را با مسواک زدن، دوش گرفتن، رعايت تغذيه مناسب و غيره حفظ کنند.

6) مفاهيم دوستي و عدالت را بفهمند و بتوانند احساسات خود را با والدين يا افراد بزرگسال قابل اعتماد ديگر درميان بگذارند.

 

بين 9 تا 13 سالگي

بچّه‌ها بايد:

1) جنسيت را به عنوان بخشي طبيعي از زندگي درک کنند.

2) با تغييرات طبيعي دختران و پسرها در دوران بلوغ (عادت ماهيانه و احتلام) آشنا شوند.

3) بتوانند با ديگران دوست شوند و دوستي‌هايشان را حفظ کنند. (معمولاً با هم جنس‌هاي خودشان )

4) روند توليد مثل و از جمله مفاهيمي چون: آميزش جنسي، پدر و مادرشدن، سقط جنين و جلوگيري از بارداري را درک کند.

5) بدانند سوء استفاده جنسي چيست؟ چگونه مي‌توان آن را تشخيص داد و در موقعيت‌هاي بالقوه خطرناک چگونه بايد رفتار کرد.

با توجه به مراحل رشد کودک، به پرسشهاي او پاسخ دهيد. هر چه سن او کمتر است پاسخ‌ها را عيني‌ تر و با لحن جدي بگوييد. جواب آنها را حداکثر در دو تا سه جمله بدهيد. بچه‌هاي ده- دوازده ساله به اطلاعات بيشتري نياز دارند که مي‌توان از طريق کتاب‌ها، جزوه‌ها و کلاس‌هاي آموزي به آنها دست يافت.

 

پي نوشت:

1) کتاب انسان در مسير زندگي- دکتر محمدمجد

2) کتاب روانشناسي کودک - پرويز خاکيه 

3) کتاب روانشناسي تربيتي - دکترعلي شريعتمداري

4) کتاب رفتار با خردسال - دکترزهرا معتمدي

5) کتاب رفتار کودک - مهدي قراچه داغي

 

منبع: سايت فرزندان ما-با تغيير وتلخيص

مترجم: سارا رئيسي طوسي- تهيه و تنظيم : زهرا طلائيان