آیا مهم ترین تهدید در زندگی زناشویی می شناسید؟

آنچه که بین زوجها وجود دارد فقط بین همان 2 نفر خواهد ماند و لزومی ندارد دیگران از رازهای زناشویی آنها آگاهی یابند. برای حفظ و تداوم زندگی زناشویی رازداری اصلی لازم است.

راز داری: خانواده مکانی سلامت و مطمئن برای ارتباط مناسب اعضاء با حفظ حرمت و شئون یکدیگر است. ابتدا این حریم خانوادگی از سوی خود اعضای خانواده باید حفظ شود و سپس از ناحیه ی دیگران نیز. تنها در این صورت است که امنیّت زندگی زناشویی تأمین می گردد.
بیان اسرار و رازهای درون خانواد نزد دیگران ، یکی از مهم ترین عواملی که این حریم را تهدید می کند است.

انواع افشارگری راز: گاهی در زندگی مشترک، یکی از طرفین، مسئله ای خصوصی و به اصطلاح، راز، را افشا می کند. به طور اجمال انواع برملا کردن رازها به این قرارند :
1) بیان راز همسر برای دیگران
2) بیان راز خودش برای دیگران
3) بیان راز دیگران برای همسر
4) بیان رازهایی از زندگی مشترک برای دیگران
5) دیگران راز گذشته ی یکی از زوجین را به دیگری بگوید.
این موارد هر کدام آثار سوئی در بر دارند که به اختصار اشاره خواهد شد.

آیا آثار نامطلوب افشای راز را می دانید؟
پرورش شخصیت منفی: افشای راز نزد دیگران و از دیگران، باعث ایجاد شخصیتی منفی در گوینده خواهد شد. زیرا هیچ کس از کسی که مدام راز دیگران را بیان می کند خوشش نمی آید. فردی که راز دیگری را بیان می کند خودش باعث می شود که اطرافیان با دیده ی تحقیر و به صورتی صنفی به او بنگرند و کرامت ذاتی او زیر سوال خواهد رفت.

کاهش درجه ی ایمان و اعتقاد به خدا : سی که راز دیگران را برملا می کند به تدریج علاقمند می شود که رازهای بیشتری را بداند لذا در امور دیگران کنکاش می کند و این کنکاش و جستجو برخلاف دستور صریح قرآن کریم است که « در امور دیگران تحبسسّ نکنید. » (حجرات/12) در واقع تحبسّس کننده در امور دیگران صریحاً با حکم خداوند مخالفت کرده است! و گناه کبیره مرتکب شده است. همچنین امام علی ( علیه السلام ) فرمودند: آن کس که در مقام تخصص از اسرار دیگری بر آید خداوند رازهای او را آشکار خواهد کرد.

غفلت و انحطاط اخلاقی: انسان ها به میزانی که به بر ملا کردن راز دیگران و افشای اسرار مردم می پردازند از خودشان غافل می شوند و بدین وسیله فرصت های ارزشمندی را که می توانست صرف خودسازی خود کند در راه تلاش برای کنکاش و تحبسّس در امور دیگران، هدر می دهد.

اشاعه ی زشتی: افشای راز زندگی نیز دیگران یا از دیگران، موجب ریخته شدن قبح گناهان و زشتی ها می شود.
امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: کسی که از مسلمانی کار زشتی را با چشم خود ببیند و یا سخن بدی را با گوش خویش بشنود و به منظور پرده دری آن را میان مردم افشا کند، مشمول آیه ی اشاعه ی فحشا است که در دنیا و آخرت به عذاب دردناکی مبتلا خواهد شد.

آثار مطلوب و مثبت رازداری چیست؟
1 - با هر مرحله رازداری به درجات بیشتری از ایمان نزدیک شده و خویشتن داری بیشتری کسب می کنید.
خداوند می فرماید: «عالم الغیب فلا نطیهر علی غیبه أحدا...» یعنی: خداوند عالم به غیب است و هیچ کس را و غیبش مطلع نمی سازد.

2) رازداری، اعتماد دیگران را به شما جلب می کند مردم معمولاً به کسانی که رازدار هستند به دیده ی احترام و اطمینان نگاه می کنند.

3) وقتی شما در زندگی خانوادگی خود راز داری را رعایت کنید، فرزندتان الگویی عینی از این مسئله خواهد داشت و این مسئله به رازدار بودن وی در آینده کمک زیادی می کند.

4) راز را تا وقتی که فقط خودتان از آن آگاهید، در دست شماست و اختیارش نیز به دست خودتان!

عوامل افشای راز و پرده دری:
علیرغم آثار مطلوبی که رازداری دارد و نیز بر خلاف آثار نامطلوب و بدی که بر اثر افشای راز برای انسان پیش می آید، باز هم شاهد این هستیم که افرادی به چنین کاری دست می زنند.

با برخی از عواملی که منجر به افشای راز توسط افراد می شود آشنا شوید:

پوشاندن حقارت درونی : افرادی که به نحوی از ضعف شخصیت رنج می برند و دچار حقارت های درونی هستند چنانچه به تربیت نفس و خودسازی نپردازند ممکن است بخواهند این حقارت شخصیت خود را در دیگران جستجو کنند و با افشای رازهای افراد، آنان را مورد تحقیر و آزار قرار دهند.

ارتباط نامناسب زن و شوهر : زن و شوهری که از ارتباط عاطفی و روحی بسیار می رود و فاقد برنامه ی منظمی برخوردارند فرصتی پیدا نمی کنند تا مشکلات و ناراحتی های خود را به همسرشان بگویند و با همسر خود درددل کرده و رازشان را به او بگویند. این حرف هایی که باید به همسر گفته شود گاهی از حریم خانواده به خارج سرایت می کند و فرد به دنبال گوش شنوای دیگری در بیرون از منزل برای شنیدن می گردد.

انتقاد ناپذیری زن با شوهر : انتقاد باید با شیوه ی انسانی و به قصد اصلاح رفتار طرف مقابل انجام گیرد تا باعث رشد شود. ولی در صورتی که یکی از زوجین تحمل شنیدن انتقادات سالم و سازنده را نیز نداشته باشد. فرصت بحث در باره ی مطالبی که باید بین خودشان گفته می شد را از دست می دهد و ممکن است از درون آن ها رازهای زندگی سر برآورند و با دیگران مبادله شوند.
ناگفته نماند که این سخن به معنای تأیید رفتار فرد مقابل نیست بلکه به این معناست که گاهی برخورد نامناسب خود ما و عدم انتقادپذیری مان، باعث آسیب به زندگی مشترک می شود.

الگو گرفتن از روابط والدین : فرزند کوچکی که می بیند مادرش رازهای زندگی زناشویی اش را با والدین خود مطرح می کند و به حساب درددل کردن، همسرش را نزد مادر خودش خراب می کند الگوگیر می کند.
یا مردی که به فرزند کوچکش می سپارد که در غیابش مراقب مادر باشد و گزارش احوال را بدهد بذر بی اعتمادی را در دل کوچک او می کارد و عملاً به او آموزش راز نگه داشتن را می دهد.

آیا چنین کودکیمی تواند در آینده راز نگه داری خوبی باشد؟

نتیجه گیری:
مثل 2 کشور همسایه که به لحاظ حفظ امنیت از اسرار و اطلاعات ویژه ی کشور خود حفاظت می کنند، رازها و اطلاعات درون خانواده نیز بین همسران محفوظ است و باید از دسترسی دیگران محافظت شود.

سبک  زندگی...!


سبک  زندگی...!


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net


با محبت از خیانت همسرتان جلوگیری کنید

مرداهایی که عشق ورزیدن را یاد نگرفته اند و زنانی که هرگز عشقی سیرابشان نمی‌کند؛ گاهی ناتوانی مردان در مهرورزی و گاهی نیاز افراط‌گونه زنان به مورد توجه و علاقه بودن، آفت زندگی مشترک می‌شود و سرانجام شومی را رقم می‌زند به اسم خیانت.

اتفاقی که اگر آن را شوم‌ترین حادثه‌ی زندگی زناشویی ندانیم، دست کم باید از تلخ‌ترین‌ها به حسابش بیاوریم. هر رابطه‌ی زناشویی دو سوی دارد و اگر یک سوی آن گرفتار افراط و تفریط باشد، تعادل رابطه از دست می‌رود و سوء‌تفاهمات بالا می‌گیرد. نیاز افراط‌گونه برخی زنان به مورد توجه بودن و کوتاهی برخی مردان در ابراز محبت نیز نوعی افراط و تفریط‌ است که در نهایت قطار رابطه را از ریل خارج می‌کند و نتیجه احتمالی‌اش هم ترغیب زنِ رابطه به جستجوی منبع جایگزین خواهد بود.

در واقع یکی از دلایلی که زنان را به دام خیانت و برقراری روابط موازی می‌کشاند، برآورده نشدن نیازهای عاطفی و درونی‌شان است. نیازهایی که یا به علت ناتوانی مرد در ابراز محبت باطنی‌ اش بی‌پاسخ ‌مانده، یا آن‌قدر دست بالا را گرفته که هیچ‌ کس نمی‌تواند برآورده‌اش کند. در این نوشتار مختصر از نقش نیازهای عاطفی زنان و نحوه پاسخگویی به آن‌ها در وقوع خیانت زناشویی سخن خواهیم گفت. چراکه بسیاری از زنان تأمین نیازهای عاطفی را مهمترین هدف ازدواج و تشکیل زندگی مشترک می‌دانند و عدم ارضای این نیاز، احساس محرومیت شدیدی را برای آنان به دنبال خواهد داشت.

حال اگر مرد رابطه آنچنان در بند کلیشه‌های جنسیتی گرفتار باشد که نتواند نیازهای عاطفی و روانی همسرش را برآورده سازد، بخش مهمی از نیازهای زن بی‌پاسخ می‌ماند و تعلق و دلبستگی او به زندگی زناشویی‌اش رنگ می‌بازد. در حقیقت نظام مردسالاری با خلق آن دسته از کلیشه‌های جنسیتی که مردان را از بیان عواطف و احساساتشان باز می‌دارد و ابراز احساس را به عنوان امری زنانه تقبیح می‌کند، در وقوع خیانت زناشویی نیز مۆثر است. کلیشه‌های جنسیتی به عنوان آموزه‌هایی که فرآیند درونی کردن آن از لحظه‌ی تولد آغاز می‌شود، مبنای رفتار و احساس شخص را نسبت به خود و جنس مخالف‌اش شکل می‌دهد و با پاگذاشتن فرد به سن بلوغ و تشکیل زندگی مشترک، حدود رابطه‌ی او با شریک زندگی‌اش را نیز تعیین می‌کند.

بدین ترتیب والدینی که در ابراز محبت به فرزندان ذکورشان خساست به خرج می‌دهند و دائما آنان را به سرکوب کردن و پنهان داشتن احساساتشان تشویق می‌کنند، در حقیقت روابط عاطفی آینده‌ی آنان را به خطر انداخته‌اند. چنین مردانی در زندگی زناشویی‌شان نیز قادر به ابراز احساس و بیان نیازهایشان نیستند و همسران‌شان را هم ناکام می‌گذارند. شریک زندگی این مرد سرکوب‌شده پس از مدتی درمی‎یابد که مرد زندگی‌اش از پس ارضاء نیازهای عاطفی او برنمی‌آید و وی را از نظر عاطفی تنها گذاشته است. و همین جاست که نطفه‌ی جستجو برای رابطه‌ای ارضاکننده‌تر شکل می‌گیرد و گاهی نیز به ثمر می‌نشیند.

برای زنی که از کمبود محبت و عقده‌های کهنه‌ی عاطفی رنج می‌برد، هیچ رابطه‌ای عمیق و ارضاء کننده‌ نیست. نه تنها رابطه او با همسرش، که هیچ رابطه‌ی موازی دیگری نیز نمی‌تواند خلاءهای درونی او را جبران کند و حس واقعی دوست‌داشتنی بودن را به او هدیه دهد.

اما اقدام زن به خیانت زناشویی و عطش او برای دوست‌داشته شدن و مورد توجه بودن، همیشه نتیجه‌ی ناتوانی مرد رابطه در ابراز محبت و بیان احساسش نیست. این مسئله گاهی از عطش سیراب نشدنی زنِ رابطه به توجه و عشق نیز سرچشمه می‌گیرد. عطشی که در عقده‌های کودکی و کمبودهای عاطفی نخستین سال‌های زندگی‌اش ریشه دارد. در حقیقت فقدان امنیت عاطفی و بی‌بهره ماندن از تجربیاتی که احساس واقعی دوست داشته شدن و مورد توجه بودن را برای همیشه در او تثبیت کند، وی را به جستجویی بی‌پایان برای یافتن منابع جایگزینِ عشق و توجه وامی‌ دارد.

می‌توان گفت برای زنی که از کمبود محبت و عقده‌های کهنه‌ی عاطفی رنج می‌برد، هیچ رابطه‌ای عمیق و ارضاء کننده‌ نیست. نه تنها رابطه او با همسرش، که هیچ رابطه‌ی موازی دیگری نیز نمی‌تواند خلاءهای درونی او را جبران کند و حس واقعی دوست‌داشتنی بودن را به او هدیه دهد. او با اولین نگاه دل می‌بازد و در برابر نخستین وسوسه‌ها تسلیم می‌شود. برای کسی که حسرت دوست داشته شدن را به دوش می‌کشد و تشنه محبت است، هر رابطه‌ی تازه‌ای فرصتی است برای عقده‌گشایی. عقده‌هایی که البته هرگز گشوده نمی‌شوند و با هر رابطه‌ی تازه‌ای تنها کورتر و عمیق‌تر می‌شوند.

آیا همسر با سواد برای زندگی بهتر است یا بی سواد؟

همانطور که قبلا گفته شد یکی از اهداف ازدواج، تداوم نسل می باشد و خوبی و بدی نسل آینده، به طور مستقیم به خوبی و بدی نسل حاضر، بستگی دارد و در صورتی که نسل حاضر با بینش و توان علمی مناسب به تربیت فرزندان خود بپردازد، فرزندانی پر بار و دارای فرهنگ غنی تحویل جامعه خواهد داد و راه تعقل و تفکر انسان را برای دستیابی به زندگی بهتر و جامعه متعالی باز نموده و در نتیجه انسان ها و نسل های بعدی، یکی پس از دیگری بهتر و بهتر خواهند شد. اما خدای نا کرده اگر نسل حاضر از دانش کافی بهرمند نباشد، گرچه نسل بعدی به علم رو بیاورد لیکن کایتی های این نسل تأثیر منفی در رشد و تکامل نسل آینده گذاشته و این اثر منفی نتیجه بی سوادی والدین می باشد.

با این بیان نتیجه می گیریم که سواد و دانش همسر آینده – زن یا مرد – در باروری خوب فرزندان،تأثیر مثبت دارد به همین جهت بهتر است در انتخاب همسر، میزان سواد او را نیز به عنوان یکی از ویژگی های مهم لحاظ نمود و این ویژگی در زن و مرد، هر چه بیشتر باشد نتیجه بهتری خواهد بخشید.

ممکن است کسی بگوید: « مرد اگر با سواد باشد بهتر است اما زن اگر بی سواد باشد اطاعتش از شوهر بیشتر خواهد بود. »

 

 

در پاسخ به این نوع افکار، ابتدا چند روایت را در مورد دانش بررسی می کنیم.

اول: روایتی است که از پیامبر اکرم(ص) نقل شده که حضرت فرمود:

طلب العلم فریضه لکل مسلم و مسلمه(1) یعنی فراگیری دانش برای هر زن و مرد مسلمانی واجب است.

دوم: روایتی است که از حضرت  محمد مصطفی(ص) نقل شده است که فرمود:

العلم رأس الخیر کله و الجهل رأس الشر کله(2)  دانش رأس تمام کارهای خیر است و نادانی رأس تمام بدی ها است.

دیگر روایتی است از مولای متقیان حضرت علی (ع)(3) که آن حضرت فرمود:

لا تری الجاهل الا مفرطا او مفرطا(4) جاهل و نادان را – در کارها – نمی بینی یا افراط کارند یا تفریط کار.

حال به بررسی این عقیده بپردازیم:

اگر غرض ما از زندگی فریفتن مردم باشد پر واضح است که بی سوادی اشخاص در رسیدن به اهداف پلیدمان ما را یاری خواهد کرد. چون مردم نادان زود فریب خورده و زود منحرف      می شوند.

اما اگر هدف ما، زندگی خوب و همراه با آسایش و تفاهم می باشد باید همسری با سواد و دانش را انتخاب کنیم و طبق روایتی که به عرض رسید اولا کسب دانش، وظیفه هر مسلمان – اعم از مرد یا زن – است و دوم این که گل سر سبد تمام خیر و برکت و سعادت، دانش است و بر عکس تمام شر و بدی از، جهل سرچشمه می گیرد. سوم انسان جاهل از آنجایی که نادان است به هر کاری بخواهد دست بزند یا افراط می کند یهنی از حد و مزر خارج می شود یا همیشه تفریط می کند و از کاروان عقب می ماند و دود این نادانی علاوه بر چشم نادان، چشم تو را نیز خواهد سوزاند.

پس این طرز تفکر که همسر بی سواد بهتر است باطل و مردود است.

 

1.     بحارالانوار، ج1، ص177، روایت 54، باب 1.

2.     الحیوه، ج1، ص 52، روایت 1، تألیف آقایان محمد رضا، محمد و علی حکیمی.

3.     الحیوه، ج 1، ص 52، روایت 11.

4.     نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 70.

 

گفتار چهارم در این جا به پایان میرسد. لازم میدانیم که چند نکته را یادآوری کنیم.

شایان ذکر است احادیثی که درمورد ازدواج داریم بسیار زیاد هستند در پست بعدی بعضی از این احادیث که آقای فدائیان مهدویت زحمت کشیده بودند و در چند پست قبل در قسمت نظرات گذاشته بودند را میگذاریم. خوشحال میشویم اگر شما هم مایل بودید و حدیثی در این رابطه به یاد دارید با ذکر منبع برایمان بگذارید تا همگی از آن ها استفاده کنیم.

امیدواریم همیشه موفق باشید و ما را همچنان در بهبود این بلاگ یاری رسانید.

امید آن داریم که مورد قبول خداوند و امام زمان (عج) قرار گیرد.

اما بهتر است که در اینجا یک پرانتز باز کنم و صحبتی در گوشی با خوانندگان محترم داشته باشیم ..

مواردی رو در مورد دانش زن و مرد خوندیم که در صحت اونها شکی نیست اما اکنون این سئوال مطرح می شود ملاک دانش چیست ؟ و آیا داشتن دانش صرف برای ما کافیست ؟ ایا منظور فقط داشتن دانش کلاسیک و دانشگاهی است ؟ در این صورت بسیاری از دانشمندان خارجی هم هستند که در این زمینه بسیار قوی هستند اما از لحاظ اخلاقی متاسفانه در حد صفر ...راه دور نرویم ... در جامعه خودمون افرادی هستند که ضریب هوشی بالایی دارند و علم زیادی هم دارند اما همه در راههای نادرست به کار گرفته می شه .

سئوال دیگه ؟ ما خیلی افرادی رو سراغ داریم که تحصیلات دانشگاهی دارند . در محیط دانشگاه با هم آشنا می شوند و بعد از مدت کمی که با هم ازدواج کردند عاقبت آنها ختم به طلاق می شود . پس مشکل کجاست ؟ مگر دانش برای ما ملاک نیست ؟ پس این تناقض از کجا حاصل می شود ؟

بله . دانش صرفا اون دانشی نیست که مدرک گواه آن باشد . بسیاری از افراد دیده شده اند که از لحاظ تحصیلات دانشگاهی در حد بالایی نیستند اما از یک فرد دانشگاهی و دارای تحصیلات عالی و کلاسیک خیلی فهیم تر و داناترند . چرا ؟

متاسفانه در جامعه ما دانش از اخلاق و تعهد پیشی گرفته و این دو کفه ترازو با هم پیش نمی روند و در هر جایی که به این صورت پیش رفت نتیجه ای معکوس خواهیم گرفت . در دانشگاههای جامعه ما که اکثر قریب باتفاق دانشجوها با تقلب و رشوه و ضرب و زور و خیلی مسایل دیگر به نمره قبولی ( اون هم لب مرزی ) می رسند و در پایان هم موفق به دریافت مدرک می شوند ایا به این گروه می شود گفت که صاحب دانش هستند ؟ و با فرض جواب بله..چقدر در این گروه می توان از کمالات و فهم و شعور انسانی یافت ؟ البته به همه ی قشر دانشجو بی احترامی نمی کنم چون خودم هم این مراحل رو سپری کردم برای همین هم نتیجه ای که در طی این مدت به آن رسیده ام را برای شما بازگو کردم .

اصلا ببینیم منظور از دانش چیست ؟

آیا هر دانشمندی و صاحب دانشی قابل اعتماد است ؟ و یا آنچه که به عنوان دانش گفته می شود فراتز از اینهاست؟  دانش به معنی دانا بودن , فهبم بودن , صاحب کمالات انسانی بودن . آیا مدارک تحصیلی و دانشگاهی این خصوصیات عالی انسانی را نیز با خود در بر دارد ؟ یا جدا از این موارد بی بهره است ؟ یقیناً فضل و برتری انسانها را نمی توان صرفاً در مدارک دانشگاهی و کلاسیک جستجو کرد گرچه می توان آنها را مدنظر گرفت تا مارا چند گام به نتیجه گیری نزدیکتر کند اما نباید به آن اکتفا کرد . اصلاَ برای شما تحصیلات دانشگاهی هم مثال نزنم... در علوم دینی و حوزوی هم چنین تشباهاتی وجود دارد . افرادی بوده اند که بدون تحصیلات حوزوی به کمالات وصف ناپذیری دست یافته اند که محصلان حوزوی از آن عاجز بوده اند . ( باز هم کلیت مطلب را زیر سئوال نمی برم ) تنها خواستم اشاره کنم که همیشه اسثنائات زیادی وجود دارد و نمی توان بصورت قطع در این موارد حکم صادر کرد .

از طرفی در جو مسموم دانشگاهها متاسفانه هر دانشجویی بعد از مدتی تحصیل , تحت تاثیر محیط روابط دخترو پسرهای  اطراف خود قرار گرفته و از واقعیت ها و درک حقایق دور می ماند . از طرفی هم حس رقابت بین دوستان و کشش های غریزی و عاطفی و مواردی از این قبیل دانشجوها را به سمت و سویی می کشاند که اولاَ تصمیم گیریها بیشتر از روی احساس است تا عقل چرا که هر گاه یکی از این ابعاد بیش از حد قلیان کند دیگری سرکوب و محدود می شود . لذا افزایش بیش از حد غرایز عاطفی و جنسی بین دو جنس مخالف از قدرت تصمیم گیری عقلانی و صحیح بشدت می کاهد . ثانیاً تحت تاثیر محیط مذکور اندک اندک رفتارها و اخلاق و روحیات افراد دچار دگرونی شده و تجربه نشان داده که بسیاری از افراد تحت این گونه شرایط چه کم چه زیاد دچار تحولاتی خواهند شد . اینگونه تحولات در بعضی موارد می تواند خوب و در بعضی موارد ( متاسفانه در اکثر مواقع ) خطرناک می باشد و موجب ایجاد عدم اطمینان در انسانها به یکدیگر می شود .

دختر و یا پسری که بعد از ورود به دانشگاه کمالات اخلاقی و ارزشهای معنوی خود را از دست می دهد دچار نوعی ضعف و عدم ثبات شخصیتی است . چنین فردی می تواند با تکانهای زندگی دچار تغییرات غیر قابل پیش بینی ای باشد که در آینده موجب از هم پاشیدن یک زندگی می شود .

نتیجه آخر :

دانش می تواند ملاک خوبی باشد اما حرف آخر را نمی زند و باید به اخلاق و کمالات صاحب آن نیز توجه کرد در غیر این صورت دانش صرف نمی تواند ارزش زیادی داشته باشد همانطور که یک عالم بی عمل هیچ سودی نخواهد داشت .

ღღღღبا شوهر چشم‌چران چه باید کرد؟ ღღღღ


يك مطالعه در انگلستان نشان داده مردها به‌طور ميانگين روزانه 43 دقيقه را صرف خيره شدن به جنس مخالف مي‌كنند كه اين ميزان برابر با 259 ساعت يا تقريبا 11 روز در سال است. جمع اين زمان در فاصله بين 18 تا 50 سالگي يك مرد مي‌شود بيش از 11 ماه و 11 روز. يعني يك مرد انگليسي در اين فاصله، قريب يك سال از عمرش را صرف كاري كرده كه در فرهنگ ما اسمش «چشم چراني» است.

لازم نيست فكرش را بكنيم كه مردان ما چقدر با مردان انگليسي مثلا، شباهت يا تفاوت دارند. آن قاعده معروف زنانه مشكل را حل مي‌كند: «مرد‌ها سر وته يك كرباسند!» همه شنيده‌اند كه مردان از راه چشم عاشق مي‌شوند و زنان از راه گوش. اين تعبير عوامانه‌اي است از يك عنوان، از فهرست بي‌پايان تفاوت‌هاي ميان زنان و مردان. واقعيت اثبات شده و گريزناپذير اين است كه مردان در برابر جنس مخالف، ذاتا جست‌وجوگرند و چشم مهم‌ترين ابزار جست‌وجوست.

ببينيد كجا هستيد

تشخيص اينكه همسرتان با نگاهش از چارچوب‌هاي زندگي مشترك‌تان خارج مي‌شود آسان نيست. شما نمي‌توانيد به مردي كه از قوم و فرهنگ ديگري است يا از شهر و كشور ديگري آمده، به‌راحتي چنين برچسبي بزنيد. فراموش نكنيد كه براي تشخيص درستي يا نادرستي يك رفتار، حتما بايد به مسائل فرهنگي و مذهبي جامعه توجه كنيد. اين مسائل فرهنگي مي‌تواند حتي از شهري به شهر ديگر هم متفاوت باشد. به همين دليل، بدون درنظر گرفتن اين فرهنگ نبايد حكمي را صادر كنيد. ممكن است در فرهنگ فرد مقابل‌تان، رفتاري كه از نظر شما ناپسند است، كاملا طبيعي و شايسته تلقي شود؛ پس اگر با فردي كه فرهنگ و تربيتي متفاوت از شما دارد ازدواج كرده‌ايد، نمي‌توانيد انتظار داشته باشيد كه او همان‌طور كه از كودكي به شما القا شده ‌است رفتار كند. شايد بد نباشد گاهي هم دنيا را از دريچه باور‌هاي او ببينيد و بعد در مورد رفتار‌هايش قضاوت كنيد.

سنگ‌هاي‌تان را وا بكنيد

اگر مي‌خواهيد زندگي مشترك موفقي داشته باشيد، قبل از ازدواج نظرات خود را در مورد محدوده روابط زن و مرد (از جمله نگاه، صحبت كردن و...) با همسر آينده‌تان در ميان بگذاريد تا به نگاه مشتركي دست يابيد. درصورتي كه شما محدوده‌هايي كه مورد نظرتان هست را توضيح داده‌ايد و با خواستگار‌تان در مورد پايبند بودن به اين مرزها توافق كرده‌ايد، قضاوت در آينده برايتان راحت‌تر خواهد شد، زيرا شما با توجه به اين قرارداد‌ها مي‌توانيد رفتار همسرتان را بررسي كرده و در موردش قضاوت كنيد. شما مي‌توانيد بگوييد كه آيا فلان رفتار همسرتان در چارچوبي كه قبلا در موردش توافق كرده بوديد جا مي‌گيرد يا طبق اين چارچوب، رفتار انجام شده نادرست و سزاوار مجازات است.

اين نگاه، همان نگاه است؟

اگر مي‌خواهيد همسرتان را به‌دليل نگاهش متهم كنيد، بايد بتوانيد رفتاري را متفاوت از رفتار‌هاي هميشگي‌اش ببينيد و بعد مهر چشم‌ناپاكي را رويش بچسبانيد. بعضي از افراد همين كه همسرشان چشم در چشم فرد نامحرمي بيندازد يا با او گفت‌وگو كند، او را متهم مي‌كنند ولي آيا واقعا اينگونه است؟ آيا در پشت اين نگاه سوء لذت وجود دارد؟ يا اين فقط يك تصور است و هيچ راهي براي اثبات اينكه اين نگاه ناشايست است وجود ندارد؟ اگر شما با هر رفتار همسرتان برانگيخته مي‌شويد، بهتر است قبل از قضاوت در مورد او، خودتان را زير ذره‌بين قرار دهيد. اگر نتوانيد ذهن‌تان را مديريت كند، با گذشت زمان دامنه اين سوء‌ظن‌ها بيشتر مي‌شود و هر حركتي از طرف مقابل زير ذره‌بين قرار مي‌گيرد.


فكر‌تان را الك كنيد

بعضي از افراد چون خودشان به‌صورت خودآگاه يا ناخودآگاه به اين رفتار تمايل دارند، آن را به ديگران نسبت مي‌دهند. درواقع آنها گاهي با يادآوري گذشته‌اي كه داشته‌اند و گاهي به‌دليل تصوراتي كه هنوز در زندگي‌شان جريان دارد، همسرشان را متهم به رفتاري مي‌كنند كه يا انجامش نداده يا مقصود نادرستي از انجام دادنش نداشته است. سعي كنيد حساب گذشته را از امروز‌تان جدا كنيد و نه براي آنچه پشت سر گذاشته‌ايد كسي را متهم كنيد و نه به‌‌دليل گذشته او، روي رفتار‌هاي امروزش حساسيت به خرج دهيد.

منتظر آينده باشيد

يك رفتار زماني قابل بررسي و مجازات است كه تكرار شود. اگر تنها يك‌بار احساس كرديد كه همسرتان با نگاهي كه از نظر شما ناپسند است به فرد ديگري چشم دوخته، در موردش قضاوت نكنيد. اما ممكن است اين توصيه شما را به دام ديگري بيندازد، پس مراقب باشيد! افرادي كه براي نخستين بار با چنين رفتاري از سوي همسرشان روبه‌رو مي‌شوند، ابتدا دچار ترديد مي‌شوند و براي اينكه ترديد‌شان به يقين تبديل شود، هر نگاه و رفتار همسرشان را زير ذره‌بين قرار مي‌دهند و نسبت به او حساس مي‌شوند. بايد بدانيد اين حساسيت‌ها به رفع مشكل كمك نخواهد كرد بلكه باعث اضطراب بيشتر و گاهي بيماري وسواس و بدبيني مي‌شود. اين رفتار‌ها نه‌تنها به‌خود شما آسيب مي‌زند بلكه طرف مقابل‌تان را هم دچار تنش مي‌كند و ممكن است كه در آينده اين تنش به تكرار رفتار ناشايست تبديل شود.

آسمان و ريسمان نبافيد

اگر واقعا يقين پيدا كرديد كه همسرتان به شكلي متفاوت به زنان ديگر نگاه مي‌كند، زياده روي نكنيد و اين رفتار او را به ديگر جنبه‌هاي زندگي‌تان تعميم ندهيد، مثلا هرگز نگوييد او به زنان ديگر نگاه مي‌كند، پس مرا دوست ندارد يا اينكه او به ديگران نگاه مي‌كند، پس حتما رفتار‌هاي نادرست ديگري را هم انجام مي‌دهد كه من از آنها بي‌خبرم. درصورت مشاهده چنين رفتاري، سعي كنيد بيشتر از قبل مديريت زندگي‌تان را به دست بگيريد و نگذاريد اين رفتار همسرتان ديگر حوزه‌هاي زندگي‌تان را هم به‌خود درگير كند.

قانون‌هاي تازه وضع كنيد

اگر مي‌خواهيد همسرتان با شما همراه شود و بيشتر براي دوام زندگي مشترك‌تان تلاش كند، انتظارات‌تان را در محدوده شرع و عرف با او در ميان بگذاريد و اگر بعد از آن رفتارش را انكار كرد، ابتدا اين انكار را بپذيريد. حالا شما هم با او هم‌كلام شده‌ايد، وقت آن است كه مجددا با كمك او چارچوب جديدي را براي حدود روابطتان تعيين كنيد و در مورد‌شان با او به توافق برسيد. از او بخواهيد در آينده به اين تفاهمنامه پايبند باشد تا اگر اين اصول مشترك را بار ديگر ناديده گرفت، بتوانيد برخورد جدي‌تري را درنظر بگيريد.

عمليات انتحاري ممنوع!

احتمالا بعد از اينكه احساس كرديد همسرتان به شكلي متفاوت به زنان ديگر نگاه مي‌كند، دچار خشم زيادي خواهيد شد يا احساس ناتواني خواهيد كرد. اما قبل از نشان دادن هر واكنشي، بايد به‌خود فرصت دهيد تا اين خشم را مديريت كنيد و تا قبل از آنكه عنان ذهنتان را در دست بگيريد، نبايد واكنشي نسبت به رفتار او نشان دهيد. بعد از فروكش كردن هيجان و خشم‌تان، بار ديگر آن رفتار را بازبيني كنيد؛اگر بعد از اين بررسي دوباره به اين نتيجه رسيديد كه رفتار همسرتان صحيح نبوده است، آن را صريحا با او درميان بگذاريد و نگراني‌هايتان را به همسرتان بگوييد.

با متخصص‌ها درددل كنيد

اگر ترديد داريد و نمي‌دانيد كه قضاوت‌تان در مورد همسرتان درست است يا نه، قبل از آنكه او يا خودتان را متهم كنيد، با يك متخصص مشورت كنيد. شما مي‌توانيد با كمك چنين فردي بدانيد آيا مشكل از توهمات شما ناشي مي‌شود يا اينكه همسرتان با رفتار‌هايش درحال ضربه زدن به زندگي مشترك‌تان است. شايد رفتار او از مشكلات ديگري ناشي شده باشد و تنها با كمك يك متخصص بتوانيد آن را ريشه يابي و اصلاح كنيد.

سفره دلتان را باز نكنيد

درست است كه شما نگرانيد و رفتار همسرتان هم آزار‌تان داده‌است اما هيچ وقت با افراد غيرمتخصص (مثلا اعضاي خانواده و يا دوستان) راجع به اين موضوع صحبت نكنيد چون باعث تخريب شخصيت همسرتان در مقابل آنها مي‌شود. حتي اگر همسرتان مرتكب چنين رفتاري شده باشد، ممكن است در آينده رفتار خود را اصلاح كرده و به قانون‌هاي مشترك‌تان پايبند شود. اما يادتان نرود نظر منفي ديگران در مورد او، حتي بعد از اين تغييرات هم عوض نخواهد شد و حتي اگر به همسري ايده‌آل برايتان تبديل شود هم، ديگران تنها او را به‌عنوان فردي كه نگاه ناپاك دارد مي‌بينند.

بچه‌بازي ممنوع!

هيچ وقت براي انتقام دست به عمل متقابل نزنيد يا خشم خود را به‌صورت يك رفتار منفعلانه (مثلا قهر كردن بدون اينكه دليلش را به همسرتان بگوييد) بيان نكنيد. احتمالا اين رفتار‌هاي كينه‌جويانه خشم فرد مقابل را برخواهد انگيخت و موجب رفتار نابخردانه ديگري خواهد شد. اگر بخواهيد براي درس دادن به همسرتان، او را به اين شيوه‌ها مجازات كنيد، در نهايت زندگي‌تان درگير يك سيكل معيوب عمل و عكس‌العمل خواهد شد كه هيچگاه پايان نمي‌يابد و تنها به شما و زندگي‌تان آسيب مي‌زند.

خانواده نا سالم مساوی با ازدواج نا موفق

ازدواج با افراد ناسالم که فساد اخلاقی دارند از عوامل شکست در ازدواج است. 

امام رضا علیه السلام فرمود: 

«ایّاک ان تزوّج شارب الخمر فانّ زوّجته فکانّما قدت الی الزّنا؛[1] 

مبادا دختر به شرابخوار بدهی؛ زیرا مانند این است که اقدام به زنا نموده ای.» 

آدم شرابخوار که فاسق است و به حکم خدا گردن ننهاده و بندۀ خدا نیست، نمی تواند دختر را خوشبخت کند؛ هر چند گنج قارون و زیبایی یوسف داشته باشد. 

حسن بشّار می گوید به امام موسی بن جعفر علیه السلام عرض کردم: من فامیل نزدیکی دارم که از دخترم خواستگاری کرده ولی اخلاق و رفتار او خوب نیست، حضرت فرمود: «لا تزوّجه ان کان سیّی الخلق؛[2] 

اگر اخلاق و رفتارش بد است دخترت را به ازدواج او در نیاور.» مقصود از اخلاق در احادیث رفتار و کردار است؛ یعنی عمل و رفتار و برخورد و روابطش اسلامی باشد. بدبین نباشد، حسود نباشد، تنبل نباشد، بد دهن و دشنام گو نباشد، دست زدن نداشته باشد، در برابر زن احساس مسئولیت کند و ... . 

رسول خدا (ص) فرمود: 

«ایّاکم و خضراء الدّمن؛[3] 

از سبزی های روییده در زمین بد، دوری کنید.» 

سؤال شد: مقصود از خضراءالدّمن چیست؟ فرمود: زن نیکویی که در خانوادۀ بد زندگی می کند.

درباره ي ازدواج حضرت مهدي (عليه السلام) در دوران غيبت

يكي از موضوعات مربوط به حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) که همواره مورد توجه واقع شده، زندگي شخصي و خانوادگي آن حضرت است.
اين‌که آن حضرت ازدواج کرده است يا نه؟ اگر ازدواج کرده است، آيا فرزند يا فرزنداني دارد يا نه؟ اگر چنان چه داراي فرزند است، در کجاي اين کرة خاکي و چگونه زندگي مي‌کنند؟ فقط بخشي از پرسش‌هايي است که در موضوع ياد‌شده مطرح شده است. البته معمولاً با پاسخ‌هاي نه چندان يکنواخت و همسو مواجه بوده است.
همان‌گونه كه پيش از اين نيز ياد شد، سرّ بودن پنهان‌زيستي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بسياري از چگونگي‌هاي زندگي آن حضرت را در هاله‌اي از ابهام و اختلاف ديدگاه، قرار داده است.
از آن‌جا که روايت صريح و روشني در اين‌باره در دست نيست و روايت‌هاي موجود نيز ديدگاه‌هاي مختلفي را ارائه مي‌كنند، دو ديدگاه متفاوت بين دانشمندان شيعه پديد آمده است.
گمانه‌هاي دو گانه‌اي که مطرح شده، بدين قرار است:
1. حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ازدواج كرده و داراي فرزنداني نيز هست.1
2. حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ازدواج نكرده است2.
احتمال نخست: اثبات همسر و فرزند
کساني که بر اين باورند، اعتقاد دارند آن حضرت به طور قطع ازدواج کرده، و داراي فرزنداني نيز هست. ايشان به طور عمده، دو دسته دليل براي اين ادعا ذکر کرده‌اند:
1. ازدواج، امري مستحب است و ساحت حضرت ولي عصر(عليه السلام) از ترک اين مستحب مبرّا مي‌باشد.
2. در کتاب‌هاي روايي، برخي روايت‌ها و ادعيه، بر همسر و فرزند داشتن حضرت دلالت دارد.
دليل نخست: استحباب ازدواج
برخي افرادي که اين احتمال را ترجيح داده‌اند، در پاسخ منكران وجود همسر و فرزند براي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چنين نوشته‌اند:
چگونه ترك خواهند كرد چنين سنّت عظيمه جدّ اكرم خود را با آن همه ترغيب و تحريص كه در فعل آن و تهديد و تخويف در ترك آن شده، و سزاوارترين امّت در اخذ به سنّت پيغمبر، امام هر عصر است، و تا كنون كسي ترك آن سنّت را از خصايص آن حضرت نشمرده است.3
نيز يکي از دانشوران معاصر در اين‌باره نوشته است:
بنابراين آن حضرت، فرزندان و نوادگان زيادي خواهد داشت که شمارش آن‌ها به سادگي ممکن نيست. اگر در اين زمينه (داشتن همسر و فرزند) هيچ نقل روايي وجود نداشت، و فقط همين مطلبي كه آن حضرت با وجود سن زياد از نظر جسمي جواني قويّ البنيه است... و نيز مي‌دانيم كه آن حضرت به سنّت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) عمل مي‌كند، در قبول اين مطلب كه آن جناب همسر و فرزنداني دارد كافي بود».4
بررسي اين ديدگاه
الف: استحباب ازدواج
استدلال پيشين، داراي دو مقدمه است:
1. ازدواج، سنّت پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم)، و کاري شايسته و مستحب است.
2. حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ناگزير اين سنّت را انجام مي‌دهد.
امّا مقدمة نخست
شکي نيست که استحباب ازدواج از آيات و روايات فراواني استفاده مي‌شود. برخي آياتي که بر استحباب ازدواج دلالت دارند، عبارتند از:
فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساء؛5 «از زنان، هر چه شما را پسند افتد، به نكاح درآوريد». و آية وَ أَنْكِحُوا الْأَيامي مِنْكُمْ وَ الصَّالِحينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ؛6
«و عَزب‌هايتان و غلامان و كنيزان خود را كه شايسته باشند، همسر دهيد».
امّا از رواياتي که در اين‌باره در دست است، مي‌توان به فرمايش رسول گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) اشاره کرد که فرمود:
النِّكَاحُ سُنَّتِي فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي؛7
نيز در اهميّت و تشويق به ازدواج، چنين آمده است:
هر كس ازدواج كند، نصف دينش را بدست آورده است8.
امام صادق(عليه السلام) نيز در اين‌باره مي‌فرمايد:
دو ركعت نماز كسي كه ازدواج كرده با فضيلت‌تر است از هفتاد ركعت نماز كسي كه بدون همسر است.9
امير مؤمنان علي(عليه السلام) در اين‌باره فرمود:
تَزَوَّجُوا فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ(صلي الله عليه و آله وسلم) قَالَ: مَنْ أَحَبَّ أَنْ يَتَّبِعَ سُنَّتِي فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجَ؛10
ازدواج کنيد كه همانا رسول گرامي اسلام فرمود: «هر کس دوست دارد از روش من پيروي کند، پس به درستي که از سنّت من ازدواج است».
با توجه به آيات و روايات پيشين و وجود كلمات امر، مانند «انكحوا» در آيات، و تشويق به ازدواج در روايات، و سفارش در عمل به سنّت پيامبر خدا، استحباب شرعي ازدواج قابل استنباط است.
امّا مقدّمه دوّم
لزوم عمل امام(عليه السلام) به امر شرعي و سنّت رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) پرسش‌هايي را پديد مي‌آورد؛ از جمله اين‌كه:
با توجه به مستحبات بسيار زياد، آيا امام(عليه السلام) به همه آن‌ها عمل مي‌كند؟ يا از آن امور انتخاب كرده و گزينشي عمل مي‌كند؟
بدون ترديد پيشوايان معصوم(عليهم السلام) مانند پيامبران، چون هدايت مردم را به عهده دارند ـ هميشه در عمل به احكام الهي پيشگام بوده‌اند. به صورت اساسي، رسالت آنان ايجاب مي‌كرد نخست خود عامل به دستورهاي الهي باشند و در صحنه عمل براي ديگران الگو و نمونه باشند؛ بنابراين، در لزوم عمل‌كردن امام به مستحبّات دو نكته وجود دارد:
1. هدايت و رهبري و الگوي كامل بودن براي مردم كه ايجاب مي‌كند امام در زندگي و معاشرت و در برخورد با ديگران به گونه‌اي شايسته عمل كند و در عمل به دستورهاي ديني (واجب و مستحب) پيشگام باشد.
2. اقتضاي جايگاه و منزلت انسان كامل، ايجاب مي‌كند به مستحبات عمل كند.
بدون ترديد، نكته اوّل در زمان غيبت امام(عليه السلام) موضوعيت ندارد؛ زيرا امام(عليه السلام) در ديد مردم نيست، و امامت وي در باطن است، نه در ظاهر؛ ولي نكته دوّم در رسيدن به مطلوب (امام به مستحبّات شرعي پايبند و سزاوارتر از ديگران است) كافي است.
با توجه به دو مقدّمه‌اي كه گذشت، عدّه‌اي معتقدند امام زمان(عليه السلام) در عصر غيبت ازدواج كرده و صاحب همسر و فرزند است.
در پاسخ اين دليل گفته شده است:
اگر انجام ازدواج را بر استحباب نيز حمل کنيم، نکته قابل توجه اين است که اين استحباب، با مسأله بسيار مهم غيبت و فلسفه آن، در تعارض است.
اين پرسش پيش مي‌آيد که اهميّت ازدواج، در جايگاه يک مستحب بيشتر است يا امر بسيار مهم «امر به معروف ونهي از منکر»؟ حتماً پاسخ داده خواهد شد: امر به معروف مهم‌تر است. حال آيا امام عصر(عليه السلام) از اين همه منکري که رخ مي‌دهد خبر دارد يا خير؟ حتماً گفته مي‌شود: خبر دارد؛ پس چرا نهي از منکر نمي‌کند؟ خواهد گفت: با مقام غيبت حضرت در تعارض است. حال اين پرسش پيش مي‌آيد که آيا واجبي به اين اهميّت در تعارض با غيبت ترک مي‌شود؛ اما امر مستحب نه؟
نه فقط امر به معروف که بسياري از شؤونات امام است که به دليل غيبت او به صورت موقت ترک مي‌شود.
افزون بر اين که روايت نبوي مي‌گويد: »«فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتِي فَلَيْسَ مِنِّي11 و آن، بدين معناست که با آن، به مخالفت بر خيزد. بر ما روشن است که هر کس اگر به دليل‌هايي نتوانست ازدواج کند، به اين معنا نيست که با آن مخالف است.
دليل دوم: برخي روايات و ادعيه
افزون بر دليل پيشين که مهم‌ترين دليل در اين‌باره ياد شده است، ادله‌اي ديگر بر فرزند‌دار بودن آن حضرت نيز بيان شده که همراه نقد بيان مي‌شود:
1. شيخ طوسي از مفضل بن عمر نقل کرده است که امام صادق(عليه السلام) فرمود:
إِنَّ لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ غَيْبَتَيْنِ إِحْدَاهُمَا تَطُولُ حَتَّي يَقُولَ بَعْضُهُمْ مَاتَ وَ يَقُولَ بَعْضُهُمْ قُتِلَ وَ يَقُولَ بَعْضُهُمْ ذَهَبَ حَتَّي لَا يَبْقَي عَلَي أَمْرِهِ مِنْ أَصْحَابِهِ إِلَّا نَفَرٌ يَسِيرٌ لَا يَطَّلِعُ عَلَي مَوْضِعِهِ أَحَدٌ مِنْ وُلْدِهِ وَ لَا غَيْرِهِ إِلَّا الْمَوْلَي الَّذِي يَلِي أَمْرَهُ؛12
براي صاحب اين امر، دو غيبت است که يکي از آن‌ها، به اندازه‌اي طولاني مي‌شود که برخي از مردم گويند: از دنيا رفته است، برخي گويند: کشته شده و برخي گويند: آمده و رفته است؛ جز اندکي از شيعيان، بر باور خود استوار نماند. کسي از فرزندانش و غير آنان؛ از اقامتگاه او آگاه نمي‌شود، جز کسي که متصدي امور او است.
برخي، از اين روايت استفاده کرده‌اند که آن حضرت، در دوران غيبت، داراي فرزند است؛ چرا که اگر فرزند نداشت، اين روايت بي‌معنا مي‌شد.
نقد و بررسي کوتاه
استدلال به اين روايت، از چند جهت درست نمي‌باشد؛ زيرا:
الف. نعماني همين روايت را نقل کرده است؛ در حالي که به جاي«من ولده»، «من ولي»13 آورده است.
با توجه به اين که کتاب الغيية نعماني به مراتب بر کتاب الغيبة شيخ طوسي مقدم بوده و بخشي از سند هر دو کتاب مشترک است و نيز بين کلمه «ولي» و «ولد» از نظر نوشتار، نزديکي وجود دارد، احتمال تصحيف، بسيار قوي مي‌نمايد؛ بنابراين، استدلال به اين روايت، بي‌اعتبار خواهد شد.
يکي از دانشمندان معاصر پس از ذکر هر دو روايت مي‌نويسد:
با وجود اين اختلاف، استناد به نقل «غيبت شيخ» اطمينان‌بخش نيست؛ بلکه نقل «غيبت نعماني» از برخي جهات، مانند علوّ سند و لفظ حديث، معتبرتر به نظر مي‌رسد.14
يکي ديگر از انديشه‌وران معاصر پس از اشاره به اختلاف نقل شيخ طوسي و نعماني، درباره اين روايت نوشته است:
کمترين احتمالي که در اين‌باره وجود دارد، اين است که مقصود از عبارت «هيچ يک از فرزندان و نه ديگران، از جاي آن حضرت آگاه نيستند» مبالغه در شدت پنهاني باشد؛ بدين معنا که اگر هم بر فرض آن حضرت را فرزندي باشد، حتي او هم از شخصيت حقيقي حضرت آگاه نخواهد بود، تا چه رسد به ديگران و لذا ـ چنان‌که واضح است ـ اين عبارت دليلي بر وجود فرزند بالفعل نمي‌باشد. و همين اندازه که چنين معنايي براي روايت محتمل باشد، براي ساقط‌کردن استدلال بدان کفايت مي‌کند؛ زيرا آن‌گاه که احتمال به ميان آيد، استدلال باطل است.15
ب. دربارة روايت شيخ طوسي گفته مي‌شود که مورد تحريف واقع شده است. زيرا در اين روايت، ضمير مفرد به جاي جمع استفاده شده است:
]در روايات[ مي‌گويد: «از فرزندان او و ديگري»؛ در حالي که صحيح اين بود که بگويد «از فرزندان او و ديگران». مگر اين که کسي بگويد ضمير«هاء» در کلمه «ولده» از سوي نسخه‌نويسان اضافه شده است يا اين‌که بگويند مقصود روايت اشاره به اين مطلب است که امام(عليه السلام) فقط يک فرزند دارد. يا اين که بگويد مراد از لفظ «ولد» اسم جنس است و براي مراعات اين نکته ضمير مفرد به کار رفته است.16
2. حکايت جزيره خضراء که سخن از فرزندان حضرت در جزيره‌اي دور دست دارد.
در آن داستان، ادعا شده است برخي فرزندان حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در جزايري دور ‌دست و ناشناخته، بر شهرهايي حکومت مي‌کنند.
اين داستان، ابتدا به وسيله علامه مجلسي در بحار الانوار17 و پس از نزديک دو قرن، به وسيله محدث نوري در کتاب نجم الثاقب18 شهرت يافت.
در درس‌هاي آينده به صورت مفصل درباره اين داستان سخن خواهيم گفت. اين نتيجه خواهيم رسيد که اين داستان از اساس ساختگي است.
بنابراين استدلال به اين داستان و مانند آن، بر اين مسأله غير قابل پذيرش است.
3. علامه مجلسي مي‌گويد: مؤلف کتاب مزار کبير به اسناد خود از ابو بصير از امام صادق(عليه السلام) نقل کرده است که آن حضرت فرمود:
كَأَنِّي أَرَي نُزُولَ الْقَائِمِ فِي مَسْجِدِ السَّهْلَةِ بِأَهْلِهِ وَ عِيَالِهِ؛19
گويا مي‌بينم فرود آمدن قائم را در مسجد سهله با اهل و عيالش.
اين روايت براي آن حضرت همسر و فرزند اثبات کرده است، ولي هيچ دلالتي ندارد در دوران غيبت نيز داراي زن و فرزند است؛ چرا که احتمال دارد اين زن و فرزند پس از ظهور براي او حاصل آيد.
4. در روايتي که ابن طاووس از امام رضا(عليه السلام) در صلوات بر امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نقل کرده است، عبارت زير به چشم مي‌خورد:
...اللَّهُمَّ أَعْطِهِ فِي نَفْسِهِ وَ أَهْلِهِ وَ وُلْدِهِ وَ ذُرِّيَّتِهِ وَ أُمَّتِهِ وَ جَمِيعِ رَعِيَّتِهِ مَا تُقِرُّ بِهِ عَيْنَهُ وَ تَسُرُّ بِهِ نَفْسَهُ وَ تَجْمَعُ لَهُ مُلْكَ الْمُمْلَكَاتِ كُلِّهَا قَرِيبِهَا وَ بَعِيدِهَا وَ عَزِيزِهَا وَ ذَلِيلِهَا حَتَّي يَجْرِيَ حُكْمُهُ عَلَي كُلِّ حُكْمٍ وَ يُغْلَبَ بِحَقِّهِ كُلُّ بَاطِل...‌؛20‏
خدايا! به او و خاندان و فرزندان و نسل و تمام پيروانش، چيزي ببخش که ماية روشني چشم و خوشحالي دل او شده و حکومت تمام حکومت‌هاي دور و نزديک، عزيز و ذليل را در اختيار او قرار دهد، به گونه‌اي که حکومت او بر تمام حکومت‌ها غالب و حق، بر تمام باطل‌ها چيره شود.
برخي بزرگان دربارة روايت پيشين نوشته‌اند:
اولاً: سند روايت قابل اعتماد نيست.
ثانياً: حداکثر چيزي که از اين دعاي منقول از امام رضا(عليه السلام) که حدود پنجاه سال پيش از ولادت امام زمان(عليه السلام) فرموده‌اند، مي‌توان استنباط كرد، اين است که امت اسلام، داراي مهدي است و او داراي فرزنداني خواهد شد؛ امّا در روايت اشاره‌اي به زمان ولادت فرزندان حضرت نشده است.
سياق کلام، بيشتر حاکي از آن است که اين موضوع به عصر ظهور امام و قيام و حکومت ايشان مربوط مي‌شود.21
5. روايت ديگري که سيّد بن طاووس نقل کرده است که امام رضا(عليه السلام) فرمود:
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي وُلَاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ ولدِه... ؛22 ‏
امّا اين روايت نيز به دلايلي بر مدعا غير قابل پذيرش است.
الف. روايت از نظر سند ضعيف است.
ب. اين روايت بنابر تصريح خود ابن طاووس، داراي متن ديگري نيز مي‌باشد که به اين شکل است: ...»«اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَي وُلَاةِ عَهْدِهِ وَ الْأَئِمَّةِ مِنْ بَعْدِه كه در آن، کلمه «من ولده» نيست.
جالب اين که شيخ طوسي در کتاب مصباح المتهجد23 و کفعمي در مصباح24 به همين صورت دوم نقل کرده‌اند.
ج. بر فرض هم که درستي روايت را بپذيريم، باز هم در روايت، نکته‌اي که حاکي از زمان ولادت فرزندان امام باشد، وجود ندارد و ممکن است به فرزندان آن حضرت پس از ظهور اشاره کرده باشد.
6. ميرزا حسين طبرسي نوري در کتاب نجم الثاقب با عنوان «دفع شبهه نبودن اولاد براي آن حضرت» آورده است:
سيّد بن طاووس در اواخر کتاب جمال الاسبوع25 گفته که: «من يافتم روايتي به سند متصل به اين که از براي مهدي گروهي از اولاد است که واليانند در اطراف شهرها که در دريا است و ايشان دارايند غايت بزرگي و صفات نيکان را».26
در مراجعه به جمال الاسبوع در خواهيم يافت که نه فقط سندي بر اين ادعا نياورده، بلکه مشخص نکرده اين سخن از چه کسي ذکر شده است.
البته به روايات ديگري نيز استدلال شد که به نظر مي‌رسد آنچه ذکر شد، اهميّت بيشتري دارد و آن هم که ملاحظه شد، قابليت استدلال بر اين موضوع را ندارند.
افزون بر روايات، به برخي از ادعيه و زيارتنامه‌ها نيز استدلال شده که در آن‌ها نيز استدلال ناتمام است؛ زيرا استناد قطعي آن‌ها به معصوم(عليه السلام) مورد ترديد است.
يکي از بزرگان، درباره برخي از آنچه به عنوان دليل قائلان به زن و فرزند دار بودن حضرت آمده است، مي‌نويسد:
بعضي از روايات، مثل خبر «کمال الدين انباري» و خبر «زين الدين مازندراني» از جهت غرابت و ضعف ظاهري که در متن آن‌ها است، قابل استناد نمي‌باشد و بعضي ديگر، همچون فقرات برخي از «ادعيه و زيارات» نيز صراحت ندارد و قابل حمل بر عصر ظهور مي‌باشد.27
پس دليل دوّم قائلان به ازدواج آن حضرت كه روايات است، مخدوش مي‌شود و جايي براي استفاده واستدلال به آن باقي نمي‌ماند؛ لذا نمي‌توانيم به آن روايات تمسّك كنيم.

چطور از دام مشاجره بگریزیم؟



  ساعت از 3بعدازظهر گذشته بود که صدای گریه بی‌امان، سکوت این ساعت از روز را شکست.
 صدا چنان مضطرب و پریشان بود که هرچند از پنجره به بیرون سرک نکشیدم و چیزی ندیدم اما شک نداشتم که این گریه بی‌امان و غمگین توجه همه همسایه‌ها را جلب کرده است.
صدا کم‌کم بالا‌تر رفت و تبدیل به جنجالی تمام عیار شد. روان‌شناسان دلایل متعددی را برای جر و بحث زوج‌ها عنوان می‌کنند اما معتقدند برخی دلایل، بیش از علت‌های دیگر باعث جر و بحث میان زوج‌ها می‌شود.
اما آیا می‌توان این جنجال‌ها را کم کرده و حتي از بین برد؟ می‌توان ریشه این جنجال‌های زناشویی را شناخت و مانع از بروز آن شد؟ شک نکنیم حل هر مخالفت و جنجالی می‌تواند ما را یک قدم به‌هم نزدیک‌تر کند.

همان‌طور که گفتیم روان‌شناسان دلایل مختلفی را برای جر و بحث میان زوج‌ها بیان می‌کنند و معتقدند در سال‌های نخست ازدواج هر تفاوت دیدگاه و اختلاف نظری دلیلی برای جر و بحث است.
از مهم‌ترین دلایل مشاجره بین زوج‌ها می‌توان به این موارد اشاره کرد:

- مشکلات اقتصادی، روابط زناشویی ناموفق، مشکلات کاری، بحث سر فرزندان و تقسیم وظایف منزل نخستین دلایل جر و بحث بین زوج‌ها است.

- اختلاف‌نظر و ناهماهنگي عقاید رتبه دوم علل مشاجره بین زوج‌هاست.
اکثر زوج‌ها ظرافت‌هاي«صحبت کردن با هم» را بلد نیستند و همین مسئله باعث جر و بحث و اختلاف آنها می‌شود. باید یاد بگیریم که حرف یکدیگر را بشنویم و درست با هم صحبت کنيم.

- زمینه ارثی یا مشکلات روحی- روانی دوران کودکی. افرادی که در کودکی جدایی والدین، فقر فرهنگی یا اقتصادی خانواده، آزارهای روحی- روانی یا جنسی یا جسمی را تحمل کرده‌اند، در بزرگسالی به افرادی عصبی و ناآرام تبدیل می‌شوند.
این افراد نمی‌توانند ارتباط خوبی با همسرانشان داشته باشند.

- دلایلی مانند فراموش کردن تاریخ تولد همسر، سالگرد ازدواج و اتفاقاتی از این دست آخرین دلیل مشاجره بین زوج‌هاست.

چگونه به هم شلیک می‌کنیم
دلیل مشاجره هر چه که باشد در اغلب موارد - به‌جز موارد خاص - جمله‌هاي تقریبا مشابهی (در حین دعوا) بین زن و مرد رد و بدل می‌شود.
در حین مشاجره کمتر به موضوع اصلی اشاره كرده و به هر شکل ممکن فقط شخصیت یکدیگر را خرد می‌کنیم.
اگرچه روان‌شناسان «سکوت کردن در برابر رفتارهای نامناسب طرف مقابل» را روش مناسبی در زندگی مشترک نمی‌دانند اما مشاجره را هم راه خوبی برای رفع مشکلات نمی‌دانند اما آنچه باید در هر مشاجره‌ای مورد توجه هر دو طرف قرار بگیرد، «حفظ حرمت‌ها»ست.
به این معنی که در حین مشاجره نباید حرفی بزنیم یا رفتاری انجام بدهیم که بعد از دعوا این‌قدر از همسرمان شرمنده باشیم که نتوانیم و ندانیم که دوباره چطور با او رودررو شويم.
پافشاری روی عقاید و فریاد زدن‌های بی‌دلیل، تکرار مسائل گذشته، بهانه‌جویی‌هایي که خودمان هم می‌دانیم غیرمنطقی است، همگی نشان می‌دهد که اکثر جر و بحث‌های ما دليل روشني ندارد.انگار فقط قصد داریم که با فریاد و ناسزا با هم زورآزمایی کنیم!
در حین مشاجره استفاده از جمله‌هایی که با ضمیر «من» شروع می‌شوند مثل؛ «من دوست دارم»، «من می‌دانم» و.. یا به کار بردن کلمه‌های تاکیدی مثل «اصلا»، «همیشه» و «باید» مانند «تو اصلا حرف من را نمی‌فهمی»، «تو همیشه برخلاف نظر من رفتار می‌کنی» نه‌تنها مشکلی را برطرف نمی‌کنند بلکه باعث بالا گرفتن دعوا و از بین رفتن حرمت‌ها می‌شود.
نقل قول کردن از طرف دیگران هم رفتار بسیار نادرستی است که در اغلب مشاجره‌ها دیده می‌شود. مثلا اینکه؛ «مادر من همیشه به من مي‌گفت که تو عرضه کار کردن نداری اما من باورم نمی‌شد». این نقل قول‌ها نه تنها مشکلی را برطرف نمی‌کند بلکه باعث عصبانیت بیشتر همسرمان هم می‌شود.
احساس حضور و دخالت دیگران در زندگی مشترک حس بسیار ناخوشایندی است که زن و مرد هیچ‌کدام تحمل آن را ندارند.
ناسزا گفتن، شکسته شدن حرمت بین زن و مرد، بی‌آبرو شدن در مقابل همسایه‌هایی که صدای مشاجره ما را می‌شنوند و اثرات روحی- روانی بسیار نامناسب ناشی از این جنجال مانند احساس ناامنی در زندگی مشترک، سرد شدن روابط زناشویی، ترس از بی‌علاقه شدن طرف مقابل به ما و زندگی مشترک و... همگی از تاثيرات نامطلوب مشاجره‌های ماست.

ادامه نوشته

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟


جدي گرفتن ده توصيه ساده، شما را به بهترين شوهر دنيا براي همسرتان تبديل مي‌كند.
اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌و فقط با برداشتن 10 گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:
گام 1. خانم‌ها مقدم‌اند‌!
برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌. شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.
گام 2. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کنید
هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.
گام 3. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است‌!
در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین  خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چرا؟
از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود‌.
اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.
گام 4. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کنید
شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌.
نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند‌.
گام 5. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید
باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!!
گام 6. برای با هم بودن زمان بگذارید
شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید‌.
گام 7.  آراسته و خوش تیپ باشید
سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌است‌.
گام 8. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دارید
گاهي وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.
گام 9. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیرید
هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید‌.
گام 10. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید
یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده‌.
اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید‌.

برگرفته از سايت روزنامه همشهري

چطور با والدین همسر‌مان رفتار کنیم؟


 
خانواده- مهتاب خسروشاهي:
همه ما آزادی را دوست داریم و دوست نداریم از کسی اطاعت کنیم
اما «احترام‌گذاشتن، مداراکردن و توجه‌کردن» به خواسته‌های پدر و مادر همسرمان، «اطاعت‌کردن» و «بردگی» نیست.
روان‌شناسان معتقدند اگر مادرزن و داماد و مادر شوهر و عروس به رفتارهایی که حساسیت طرف مقابل را بر می‌انگیزد آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، بسیاری از مشکلات برطرف می‌شود.
«برای مهمانی شام شب جمعه، از یک هفته قبل برنامه‌ریزی کردم و تمام کارهایم را یک روز جلوتر تمام کردم. خوشحال بودم که خانواده خودم و همسرم مهمان ما هستند. نهایت تلاشم را کردم تا پدر و مادرم به داشتن فرزندی مثل من افتخار کنند و پدر و مادر همسرم هم در خانه فرزندشان احساس آرامش و شادی بکنند اما همه چیز به خاطر یک حرف و حرکت ناخواسته به هم ریخت. نمی‌دانم تقصیر من بود یا خانواده همسرم. هنوز هم نفهمیده‌ام توقع آنها از من بالاست یا رفتار من با آنها صحيح نيست...»
در اغلب موارد همین‌طور بی‌دلیل و اتفاقی، لحظه‌های خاص، موقعیت‌های ویژه زندگی، رابطه‌های ما و... به خاطر یک حرف یا حرکت نادرست و ناخواسته خراب می‌شود. رابطه عروس و مادر شوهر یا مادر زن و داماد هم از این قاعده مستثنا نیست. شاید اگر در همه سال‌های پیش از ازدواج، از روابط تیره و تار عروس و مادرشوهر یا مادر زن و داماد برای ما نقل نمی‌کردند یا نقل می‌کردند و راهکارهای رفع این مشکل را هم می‌گفتند، بعد از ازدواج این‌قدر راهمان را گم نمی‌کردیم. در این شماره درباره رفتارهای درست با والدین همسرمان صحبت می‌کنیم.
بفهم و بپذير
«یادم نمی‌رود روزی را که برای بله برون آمدید خانه ما. از خجالت آب شدم. آرزو می‌کردم کاش هیچ‌وقت کادوی توي بی‌سلیقه را باز نمی‌کردم. آبرویم پیش همه رفت...». این حرف‌ها، یادآوری‌های ناراحت‌کننده‌ای است که نه تنها تغییری در هیچ چیز ایجاد نمی‌کند بلکه کدورت، دلخوری و آزردگی خاطر زن و شوهر را نيز به دنبال دارد.
به عقیده روان‌شناسان، نخستین گام برای داشتن زندگی موفق «انتخاب همسر از طبقه و جایگاه اجتماعی – فرهنگی شبیه به هم» است. هر چه شباهت خانواده‌ها از نظر فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و... نزدیک‌تر باشد، ازدواج موفق‌تر خواهد بود. دلیل این موفقیت هم این است که رفتارها و شیوه زندگی زن و مرد به هم نزدیک‌تر است چون تربیت تقریبا مشابهی داشته‌اند.
اما گاهی به دلایل مختلف انتخاب همسر طوری است که خانواده‌ها شباهت کمتری به هم دارند و در نتیجه نقاط مشترک کمتری هم بین زن و مرد دیده می‌شود. این «تفاوت دیدگاه‌ها» سرآغاز جنگ و جدل میان زن و شوهر با همدیگر و با والدین طرف مقابل است. بنابراین اگر می‌خواهیم زندگی زناشویی موفقی داشته باشیم، بعد از ازدواج باید تفاوت‌های بین والدین خودمان و همسر‌مان را بفهميم و بپذيريم تا بتوانیم زندگی خوب و موفقی داشته باشیم.
باهوش باشیم
«تا حالا شده پدرت به خاطر اينكه به او احترام می‌گذارم، غذای موردعلاقه‌اش را می‌پزم و چای پررنگش را فراموش نمی‌کنم از من تعریف و تشکر کند؟ فقط ایراد‌های من را می‌بیند. اگر اینجا بیاید و از من ایراد نگیرد، شبش صبح نمی‌شود. مثلا اينكه چرا يادم رفته چاي پررنگ برايش ببرم!».  همه ما آزادی را دوست داریم و دوست نداریم از کسی اطاعت کنیم اما «احترام‌گذاشتن، مدارا‌کردن و توجه‌کردن» با «اطاعت‌‌کردن» متفاوت است. روان‌شناسان معتقدند اگر افراد از رفتارهایی که حساسیت طرف دیگر را بر می‌انگیزد، آگاه باشند و برای لحظاتی که در کنار هم هستند این رفتارها را انجام ندهند، خیلی از مشکلات برطرف می‌شود. این رعایت کردن، دقت و تیزهوشی ما را نشان می‌دهد. چای پررنگ پدرشوهر را فراموش نکنیم تا همگي آرام و شاد زندگي كنيم!
قضاوت نکنیم
«امکان ندارد من حرفی بزنم و مادرت برخلاف من حرف نزند. فقط دوست دارد ایراد بگیرد. می‌نشیند و رفتار من را زیر ذره بین می‌برد».  اغلب ما با اظهار نظر بجا و نابجای مادرزن یا مادرشوهر‌مان مشکل داریم. به همین دلیل همیشه در حال پیش‌داوری هستیم. این رفتار، هم ما و هم همسر‌مان را آزار می‌دهد. برای اینکه درست قضاوت کنیم، هر دفعه که قرار است مادر و پدر همسر‌مان را ببینیم، ذهنمان را از رفتار‌ها و حرف‌های آنها پاک کنیم. فکر کنیم هر بار اولین باری است که آنها را می‌بینیم. گذشته با همه خوبی‌ها و بدی‌هایش تمام شده است.
سیاستمدار باشیم
«امروز پنجمین روزی است که با علی قهر هستم. رفتار مادرش خیلی بد بود. پدرش هم انگار نه انگار ... دوست ندارم با علی قهر کنم ولی رفتار بد پدر و مادرش را چطوری تلافی کنم؟»
قهر، بی‌توجهی، بی‌تفاوتی، جر و بحث و.. با همسر به دلیل رفتار نادرست والدین‌اش رفتار بسیار اشتباهی است. روان‌شناسان معتقدند رفتار اشتباه والدین همسر‌مان را نباید به حساب همسرمان بگذاریم.
از طرفی نباید دلخوری‌مان را همان‌جا - پیش پدر و مادر همسرمان - نشان بدهیم. هر حرکت نابجای ما، گله‌کردن، کم محلی و... به همسر یا والدین او نتیجه‌ای عکس دارد، علاوه بر اینکه می‌تواند جرقه یک آشوب بزرگ باشد که بازنده اصلی این آشوب هم ما هستیم. بنابراین با سیاست و بررسی دقیق مسائل و شرایط، حل هر مشکل و مسئله‌‌ای را به زمانی که با همسرمان تنها هستیم، موکول کنیم. حضور نفر سوم در مسائل زناشویی یا قهر به جای صحبت‌‌کردن درباره مشکلات، بدترین راه‌حل است. فراموش نکنیم كه هیچ وقت نبايد همسرمان را به خاطر رفتار نامناسب پدر و مادرش تنبیه کنیم.
با والدین برنامه‌ریزی نکنیم
«برنامه پیک نیک امروز را برای این به هم زدی که من با مامان و بابام و خواهرم قرار گذاشتم؟ آمدن آنها این‌قدر آزارت می‌دهد که به خاطر نیامدن آنها الم شنگه به پا کنی و داد بكشي؟».
تا حالا حتما اتفاق افتاده که برنامه‌ای را - که از هفته قبل تنظیم کرده‌ایم - به خاطر جنجال و قهر همسر‌مان
- که راضی نشده با پدر و مادرمان بیاید - به‌هم زده باشيم. حساسیت بی‌منطق همسر ما نباید باعث قطع رابطه با والدین‌مان بشود بلکه فقط نباید در تصمیم‌گیری‌ها و برنامه‌ریزی‌ها، حضور و تصمیم پدر و مادرمان را حتمی و تعیین‌کننده نشان بدهیم. در واقع، نباید حرفی بزنیم یا حرکتی انجام بدهیم که شریک زندگی‌مان حضور حتمی یا سایه دائمی والدین ما را در زندگی مشترک احساس کند. هر برنامه دسته جمعی فقط باید به صورت یک «پیشنهاد» مطرح بشود؛ نه یک «ضرورت».
آنها را حذف نکنیم
«آن‌قدر توی گوش بچه‌ها خواندی مادربزرگ‌تان زن بدی است که به مادر من بی‌احترامی می‌کنند. سلام زیرزبانی می‌کنند و توی اتاقشان می‌روند. بعد هم از اتاق بیرون نمی‌آیند تا مادر من برود. من هم بلدم چه كار کنم...».
بی‌اهمیتی به پدر و مادر همسرمان، حذف تدریجی آنها از زندگی‌مان، کم‌شدن رفت و آمدها و ارتباط‌های تلفنی و کم‌کردن علاقه فرزندان‌مان به خانواده همسر‌مان و در مقابل توجه بیش از حد به والدین خودمان، رفتاری نیست که از چشم همسر‌مان دور بماند. تلاش نکنیم پدر و مادر و خانواده همسر‌مان را از او دور کنیم. این حرکت، ضربه روحی – روانی شدیدی به او و در نتیجه به زندگی مشترک ما می‌زند.
سد راه نشویم
«قبل از اینکه به خرید‌های مادرت برسی، اول باید خرید‌های خانه خودت را انجام بدهی. فقط تو به پدر و مادرت سرویس می‌دهی؟ بقیه کجا هستند؟»
روان‌شناسان معتقدند زن و شوهر نباید جلوی آزادی عمل همدیگر را بگیرند. اجازه بدهیم همسر ما آزادانه آنچه را دوست دارد، برای والدین‌اش انجام بدهد. در واقع هر چقدر به همسر‌مان آزادی عمل بیشتری بدهیم، خودمان هم آزادی عمل بیشتری خواهیم داشت.
و در نهایت اینکه، فراموش نکنیم مادر و پدر همسر ما «منحصربه‌فردترين» افراد زندگی او هستند زيرا هيچ‌كس نمي‌تواند بيشتر از يك پدر و مادر داشته باشد و توهین و بی‌احترامی به پدر و مادر او، توهین به اوست؛ علاوه بر اینکه با این توهین‌ها به صورت غیرمستقیم بی‌علاقگی‌مان را به همسر‌مان نشان می‌دهیم.     
      
 
                   
                    
       
     
 

نويسنده:مهتاب خسروشاهي

برگرفته  از سايت روزنامه همشهري

هوش هيجاني و روابط زناشويي

آنچه زنان در چهره مردان به   سادگي مي بينند

طبق تحقيقاتي که اخيرا انجام شده است، زنان تنها با نگريستن به مردان مي   توانند به   طور ناخودآگاه وجود يا عدم وجود خصوصيات مورد نظرشان را در مردان تشخيص دهند. به گزارش بي   بي   سي، در گزارشي که اخيرا در اين رابطه تهيه شده است، آمده است: «زنان مي   توانند نشانه   هاي علاقه يا عدم    علاقه به کودکان را درصورت مردان بخوانند و تشخيص دقيقي از چگونگي تفکر آنها نسبت به جنس مخالف نيز داشته باشند.» تحقيقات آماري نشاده داده است، آن دسته از مردان که به کودکان علاقه   مند هستند، براي روابط دراز مدت مناسب ترند و مردان متعصب باطرز تفکر مردسالار براي روابط گذرا و کوتاه مدت مناسب هستند. مطالعات انجام شده توسط محققين دانشگاه شيکاگو و دانشگاه کاليفرنيا (سانتا باربارا) نشان داده است: «زنان به   طرز شگفت   آوري در تشخيص توانايي مردان در تشکيل زندگي و ميزان علاقه آنها به داشتن فرزند، تنها با نگاه کردن به چهره آنان، مهارت دارند. نتيجه   گيري زنان در اين مورد باعث مي   شود که راجع به نوع رابطه و مدت زمان آن، در همان ابتداي امر تصميماتي اتخاذ کنند.» نتايج تحقيقات اخير بيانگر اين نکته است که در چهره هر شخص، خيلي بيش از آنچه تصور مي رود اطلاعات کاملي در مورد پتانسيل شخصيتي در مقام شريک آينده زندگي وجود دارد. آنچه مسلم است زنان در اين زمينه از يک حس ثانويه برخوردار نيستند، اما مرور زمان و تجربيات مختلف به آنان مي آموزد که تمام جزئيات را درمورد تصميم   گيري براي زندگي مشترک آينده و ايجاد روابط خود در نظر بگيرند. بد نيست به يکي از آزمايش   هاي انجام شده در اين تحقيقات اشاره    اي داشته باشيم. در اين آزمايش عکس   هايي از چهره    هاي مردان مختلف داوطلب در اختيار 29 نفر از دانشجويان دختر در مقطع ليسانس قرار گرفت. سپس از آنها خواسته شد که صاحبان عکس   ها را به ترتيب برطبق ميزان علاقه آنها به کودکان، جذابيت ظاهري و مهربان بودن، دسته    بندي نمايند. به علاوه از آنها خواسته شد نظر خود را راجع به احساساتي بودن يا نبودن هر يک نيز بيان کنند. نتيجه کار باور نکردني بود. حدس اين دانشجويان دختر کاملا به واقعيت نزديک بود! به   عنوان نتيجه اصلي اين تحقيق مي   توان به اين نکته اشاره کرد که «زنان آن دسته از مرداني را که به کودکان علاقه    مند هستند، قابل اعتمادتر مي   پندارند و آنها را براي ايجاد يک رابطه دراز مدت انتخاب مناسب تري مي   دانند. اکثر زنان اين مسئله را با نگاه    کردن به چهره مردان تشخيص مي   دهند.»

برگرفته از سايت ورزنامه ابتكار شماره907

هوش هيجاني و روابط زناشويي2 ادراک هيجاني و روابط زوجين   از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ا


ادراک هيجاني و روابط زوجين 

از سال 1995 تاکنون تحقيقات زيادي در زمينه ادراک عاطفي و روابط زناشويي صورت گرفته که نتايج آن به شرح زير است:
1 ) ازدواج و زندگي زناشويي يک بافت سرشار از عاطفه مي باشد. 
2 ) در ازدواج هايي که زوجين با يکديگر در تعارض و تضاد باشند، برانگيختگي هاي هيجاني زيادتري ديده مي شود. به عبارت ديگر، بيشتر تعارض ها و اختلافات بين زوجين به دليل برانگيختگي هاي هيجاني صورت مي گيرد. 
3 ) افراد در توانايي دريافت و تشخيص دقيق عواطف خود و ديگران با يکديگر تفاوت دارند. مثلا بعضي از زوج ها آشکارا نسبت به علائم هيجاني همسرشان بي توجه هستند و آنان را ناديده مي گيرند يا آمادگي سو»تعبير و عدم تشخيص صحيح اين عواطف را دارند. مثلا حالت غمناکي يا اندوه همسر خود را به عنوان عصبانيت و خشم تفسير مي نمايند. 
4 ) انسان ها داراي تفاوت هاي قابل توجهي در توانايي ابراز صريح عواطف خود مي باشند. مثلا برخي از زوج ها عادت دارند پيام هاي هيجاني مبهم و گيج کننده اي به طرف مقابل خود بدهند (هم زمان، هم مي خندند و هم اخم مي کنند). پژوهشگران دريافته اند که ارتباط با ثبات و معناداري بين تفاوت هاي فردي در توانايي ابراز دقيق و صحيح عواطف و تشخيص آن ها با شادي هاي زندگي و روابط زناشويي مطلوب وجود دارد. 
5 ) زوج هاي خرسند در مقايسه با زوج هايي که رابطه زناشويي و هيجاني خوبي با هم ندارند، احساس همدلي بيشتري به هم نشان مي دهند و نسبت به احساسات يکديگر حساسيت بيشتري به خرج مي دهند. 
6 ) زوج هاي ناراضي از زندگي زناشويي در عکس العمل به رفتار نامناسب همسرشان مقابله به مثل مي کنند. 
7 ) زنان بهتراز مردان در ابراز دقيق عواطف و تشخيص آن ها عمل مي نمايند. براي مثال وقتي که يک زن پيام هيجاني مثبتي به شوهرش مي دهد، احتمالا از علائم غيرکلامي - بدني (مثل لبخند زدن) و از يک لحن صميمانه در هنگام سخن گفتن استفاده مي نمايد. از طرف ديگر، مردان تمايل به استفاده از پيام هاي مبهم و مختلط (ترکيبي) دارند. براي مثال هنگامي که مردي مي خواهد پيام هيجاني مثبتي به همسرش بدهد، اين پيام هم همراه با خنده است و هم همراه با علائم بالقوه تهديدکننده اي همچون حرکات ابرو يا چشم. 
8 ) ناتواني مردان در تشخيص و ابراز دقيق عواطف، علت مهم و اساسي ازدواج هاي ناموفق است. براي مثال در برانگيختگي هاي هيجاني بالا در طول کشمکش هاي زناشويي (که از طريق اندازه گيري علائم فيزيولوژيکي مثل ضربان قلب يا فشار خون مشخص مي شود) مرداني که از زندگي زناشويي خود راضي نمي باشند و با همسران خود اختلاف دارند، علائمي از گوشه گيري يا انزواي هيجاني و بي عاطفگي از خود نشان مي دهند، روان شناسان آن را «حصار سنگي» ناميدند. 
9 ) زوج هاي شاد و خوشبخت نسبت به زوج هاي ناسازگار، هم در اظهار و ابراز عواطف و هم در استنباط، تشخيص و دريافت عواطف، عملکرد بهتري از خود نشان مي دهند. 
10 ) برخي از مردان احساس مي کنند که هم زمان از دو طرف مورد تهديد واقع مي شوند: يکي از طرف موقعيت هايي که قادر به کنترل آن ها نمي باشند و يکي هم از طرف عواطف ناخوشايند و منفي، همچون اضطراب و اندوه که به وسيله اين موقعيت ها ايجاد مي شوند. اين مردان هنگامي که احساس آسيب پذيري و ناتواني مي نمايند، عصباني مي شوند و مايل به تجربه حالت هاي هيجاني هستند تا از آن طريق احساس کنند قادر به کنترل موقعيت ها مي باشند. 
11 ) در زمينه زندگي زناشويي، وضعيت فوق بدين معني است که احتمالا يک شوهر به تقاضاي همسرش جهت استقلال بيشتر، با واکنش هاي خشم آلود به اين نوع گستاخي پاسخ دهد تا واکنش هاي مضطربانه و علت بروز چنين واکنشي احتمالا ترس از دست دادن همسر است. اين خشم و عصبانيت ممکن است منجر به رفتارهاي تخريبي شود که با جنگ و دعواهاي خانوادگي و ضرب و شتم هاي جسمي و خشونت آميز همراه است. 
12 ) در تعامل هاي پر از تنش و تعارض زندگي زناشويي، حتي شوهراني که بسيار مقاوم و شکيبا مي باشند، احساس درهم شکسته شدن مي نمايند و در مقابل علائم جسماني و منفي شديدي (همچون انقباضات و دردهاي معده، افزايش ضربان قلب، تعريق کف دست، سردرد و...) که آنان را تهديد مي کند، احساس ناتواني، اضطراب و دستپاچگي مي نمايند. در چنين شرايطي، مردان ممکن است به صورت خودکار و غير ارادي دچار خشم شوند. روي هم رفته و بر اساس يافته هاي مطالعات انجام شده بر روي تعامل هاي زندگي زناشويي، فرض مي شود که اگر زوجين از عواطف همسرانشان آگاه شوند و بتوانند عواطفشان را به صورتي واضح و آشکار به يکديگر اطلاع دهند و ابراز نمايند، زندگي بهتري خواهند داشت. براي اين کار لازم است تا نسبت به علل، جوانب و پيامدهاي عواطفشان بر زندگي زناشويي شان آگاه گردند.

هوش هيجاني و روابط زناشويي1 به اعتقاد مشاوران خانواده، راه دستيابي به ازدواجي موفق و يک زندگي خانواد


ويژه خانم‌ها و آقايان


خانم‌ها:
کارآگاه شده‌اید؟ مثلا منظورتان چیست از اینکه خودکار همسر محترم را برمی‌دارید بو می‌کنید؟ می‌خواهید بگویید خیلی باهوش هستيد؛ می‌توانید عطر زنانه و مردانه را از هم تشخیص بدهید؟ مبارک است؛ فهمیده‌اید که حداقل یک‌بار خودکار همسرتان دست یک خانم بوده!؟ حالا که چی، چی را می‌خواهید ثابت کنید؟ یک ذره‌بین هم بردارید و سرتا پای کت و شلوار آقا را وارسی کنید، ببینم شواهد دیگری پیدا می‌کنید یا نه؟ آخر چرا می‌خواهید زندگی ساده و آرام‌تان را به جنجال بکشانید؟ شما فکر می‌کنید اگر همسرتان از شما زده شده باشد و بخواهد یک زن دیگر بگیرد، این‌جور کارهای شما می‌تواند جلویش را بگیرد؟
می‌‌خواهید مچش را بگیرید که چه بشود؛ فکر نکند شما ببوگلابی هستید؟! قبول، فکر نمی‌کند. حتی حاضر است یک گواهی درجه یک کارآگاهی هم به شما بدهد؛ بعدش هم می‌رود - خدای نکرده - یک زن دیگر هم می‌گیرد. راحت شدید؟! به جای این کارآگاه‌بازی‌ها و بالابردن دیوار بی‌اعتمادی، سعی کنید رابطه‌تان را با همسرتان اصلاح کنید و عین یک گل نشکفته، بشکفانیدش (اگر توانستید همین کلمه را بخوانید، شاگرد اول مدرسه ما هستید!). این می‌شود یک واکسن برای پیشگیری از آن مرضی که ازش می‌ترسید. راهش را هم ما داریم یادتان می‌دهیم؛ فقط تو را به خدا دست از این بوکردن و مچ‌گیری‌ها بردارید.

آقايان:

نابغه شده‌اید؟ در زندگی سعی کنید یک کم یک چیزهایی را متوجه بشوید؛ همه چیز را که نباید برایتان توضیح بدهند! البته درک می‌کنم؛ از اين چيزها سر درنمي‌آوريد. باشد، قبول دارم اما یک‌کم سعی و تلاش هم لازم است. وقتی که هر روز جلوی‌ چشمتان رژه می‌روند که «باید برای این دامنم یک بلوز شیری رنگ بخرم که ....» و تمام خصوصیات‌اش را هم توضیح می‌دهند، باور کنید هرکس بود تا حالا متوجه شده بود شما باید چه کار کنید. اما شما، بلانسبت عین چهارچوب در، نشسته‌اید و تایید می‌کنید «آره، موافقم، برو بگیر!». آخر من به شما چه بگویم؟! یکی از مهم‌ترین اصول مهم جادوگری، به دست آوردن اطلاعاتی مانند این است. این خودش یکی از جادوهای دم‌دستی‌اي است که حتی نیاز به چوب‌دستی جادوگرانه هم ندارد. چرا باید خانمتان در کنار شما، جلوی ویترین کتابفروشی، 23 بار آه بکشد که کاش فلان کتاب شعر را داشتم؟ شاخک‌‌هایتان را یک‌‌کم تیز کنید. باور کنید خیلی بیشتر از آنچه ذهن شما بتواند تصور کند، این روش‌ها کار می‌کند. شما که نیستید ببینید جلوی دوست و آشناهایش چه معرکه‌ای می‌گیرد برای اینکه توضیح بدهد شوهر جانش درست همان‌چیزهایی را برایش هدیه می‌خرد که او نیاز داشته؛ «نمی‌دونم از کجا فهمیده من از رنگ صورتی چرک خوشم می‌ياد!». گیرم که از 3-2 راهنمایی کوچولوی خودش هم استفاده کرده باشید، مطمئن باشید او آن‌قدر باهوش هست که به روی خودش نیاورد و جایی لو ندهد.

برگرفته از سايت همشهري

يك دسته كليد طلايي: تناسبها در ازدواج


 
نياز به ازدواج در روان انسانها وجود دارد؛ ما نيازمند به زندگي با جنس مخالف هستيم؛ نيازمند آنيم كه تا زماني كه زندهايم از تنهايي نجات پيدا كنيم.
 اما ازدواج اگر در چهارچوب درستي نباشد، به جاي اينكه آرامشدهنده باشد آرامش را برهم ميزند و يا به جاي اينكه با كسي رابطه صميمانهاي پيدا كنيم، ممكن است هميشه با او زندگي كنيم، اما كاملا تنها باشيم.
بنابراين، بايد چهارچوبهاي اساسي انتخاب همسر را به خوبي بدانيم تا با انتخاب درست به نيازهاي بيولوژيك و رواني خود، پاسخ صحيح دهيم.

·    تناسب خانوادگي
به طور كلي، انسانها در بستر خانوادگي شكل ميگيرند. چهارچوب خانواده و آنچه كه بهعنوان شكلگيري شخصيت در خانواده وجود دارد، از خانوادهاي به خانواده ديگر فرق ميكند؛ يعني هر خانواده بسته به زمينه فرهنگي و تربيتياي كه دارد در فرد تأثير متفاوتي ميگذارد؛ چرا كه نقش تربيت در شكلگيري شخصيت مهم است.
جان واتسون- پدر روانشناسي- ميگويد: 50 نوزاد به من بدهيد و بگوييد چه شخصيتهايي لازم داريد؛ دانشمند، پليس، قاضي، دزد و... چه ميخواهيد؟! من مطابق سفارش شما 20 سال بعد اين افراد را تحويل ميدهم. در واقع او ميخواهد بگويد كه تربيت، نقش بسيار پررنگتري از زمينههاي ديگر مثل ژنتيك يا زمينههاي خاص ديگر دارد.
خانواده نقش مهمي در شكلگيري شخصيت دارد، بنابراين افراد در انتخاب همسر، زماني در كنار كسب نيازهاي رواني (كه به مراتب مهمتر از نيازهاي بيولوژيك هستند)، درست پاسخ ميگيرند و از اضطراب جدايي يا ترس از تنهايي نجات مييابند كه 2نفر، از نظر خانوادگي متناسب باشند.
چنان كه اشاره كرديم خانواده- بنا به تربيتي كه روي فرزندش دارد- نقش مهمي در شكلگيري شخصيت او ايفا ميكند و اين مسئله اين روزها بسيار ناديده گرفته ميشود، چرا كه دختر و پسر، همديگر را خارج از بسته خانوادگي ميبينند؛ سادهترين شكل آن اين است كه در دانشگاه با هم آشنا ميشوند، در حالي كه نميدانند طرف مقابلشان محصول چه خانوادهاي است! در شكل ديگر در يك برخورد همديگر را ميبينند در حالي كه هر دو، دوست دوستانشان هستند و شناخت ديگري از يكديگر ندارند يا بهصورت تصادفي، با هم آشنا ميشوند.
انسانها، محصول خانوادهشان هستند؛ پس بهتر است در زمان گزينش همسر، او را از داخل بستر خانواده ديده و انتخاب كنند و دقت كنند كه آيا فرد مورد نظر، از نظر خانوادگي با آنها تناسب دارد يا خير؟ در اينجا، مفهوم خانواده زمينههاي تربيتي را باز ميكند. مثلا فردي ميگويد كه ما از نظر خانوادگي بههم ميخوريم. آيا به طور خاص، بستر فرهنگي و شيوههاي تربيتي رايج در خانواده را بررسي كردهاند و به اين نتيجه رسيدهاند؟ گاهي 2 نفر با هم ازدواج ميكنند و از نظر فرهنگي و خانوادگي به هم شبيه هستند، اما شيوههاي تربيتي آنها متفاوت است! مثلا در خانواده پسر، زن جايگاه و ارزشي ندارد.
فرض كنيم مادر پسر 30 سال است كه زندگي كرده ولي هيچچيز متعلق به او نيست و فقط وظيفهاش اين بوده كه بشويد، بپزد، بزرگ كند. پسري كه نگاهش به زن اينگونه شكل گرفته است با دختري ازدواج ميكند كه در ساختار خانوادهاش مادر، همهكاره بوده و تعيين تكليف ميكرده است؛ در نتيجه در زندگي اين دو نفر، پسر آن نگاه را نسبت به همسرش دارد و دختر آن انتظار را.
پس اين دو، تناسب خانوادگي ندارند هرچند از نظر سطح تحصيلات و وضعيت مالي شبيه و در يك طبقه باشند. اين زوج پس از مدتي در بهترين حالت پايشان به جلسات مشاوره كشيده ميشود و در بدترين حالت به علت اختلافات شديد از دادگاهها سردرميآورند.

·    تناسب فرهنگي
ما تناسب فرهنگي داريم، آنها از نظر فرهنگ با ما متفاوتاند؛ راستي فرهنگ يعني چه؟ فرهنگ يعني بايدها و نبايدهايي كه تعيين تكليف ميكند. آن، به ما ميگويد چه چيزي درست است و چه چيزي غلط؟چه كاري بايد انجام شود و چه كاري نبايد صورت گيرد؟ از آنجا كه فرهنگها با هم متفاوت هستند، بايدها و نبايدهاي آنها نيز فرق ميكند. بهعنوان مثال، بايدها و نبايدها در فرهنگ آذريها بسيار متفاوتتر از بايدها و نبايدهاي فرهنگ شماليهاست؛ حتي گاهي نبايد يكي، بايد ديگري است.
انسان در فرهنگ خود به طور ناخودآگاه احاطه شده است. از صبح كه بيدار ميشويم اين فرهنگ ماست كه ميگويد چطور بيدار شويم و با خانواده چگونه رفتار كنيم، چطور حرف بزنيم و چگونه غذا بخوريم و... هيچكاري نيست كه به فرهنگ ارتباط نداشته باشد. بنابراين، لازم است كه دختر و پسر از نظر فرهنگ اجتماعي به يكديگر نزديك باشند. فاصلههاي فرهنگي زياد، زندگي اين دو را تحتالشعاع قرار خواهد داد.
حال اگر 2 نفر همه خصوصياتشان (كه ذكر شده و خواهد شد) با هم همخواني داشته باشد ولي تناسب فرهنگي نداشته باشند چگونه برخورد كنند؟ اينجاست كه بايد از فرهنگ يكديگر آگاه شوند و آن را بپذيرند؛ اين مهم است؛ نه اينكه آن را مسخره كرده و بگويند چه بيخود است! اگر اين آگاهي و پذيرش باشد، به گونهاي همفرهنگ ميشوند.

ادامه نوشته

کلید قلب همسرم


خانمها :
رازهای او را هیچ گاه به کسی نگویید ، آن رازها تنها برای گوشهای شما هستند.
زوج های ازدواج کرده ای که به یکدیگر عشق می ورزند، هزاران پیام به یکدیگر می دهند، بدون اینکه حرف بزنند، گاهی سکوت بیانگر خیلی حرفهاست.
گاهی به او بگویید که عاشقش هستید و بدون او کامل نبودید.
وقتی که راجع به دوستان قدیمی اش صحبت می کند، با دقت گوش دهید، آن دوستان برای او خیلی عزیز هستند و او با شما بخشی از گذشته اش را که برای او مثل گنج است، قسمت می کند.
به او کمک کنید آن چه را که مورد علاقه شماست بیاموزد.
وقتی راجع به او صحبت می کنید، وی را بالا ببرید (به او شخصیت دهید) و هرگز او را کوچک نکنید.
برای او چتری بخرید و آن را در جایی بگذارید که او بتواند آن را پیدا کند.
اگر با بچه ها مشغول بازی کردن است ، تو هم به آن ها ملحق شو و به او اجازه بده که با آنها، بازیهای پر صدا بکند. اگر این کار او را شاد می کند، حرفی نیست.
تنها بیان کردن مسئله ای درست در مکانی درست هنر نیست، بلکه خودداری از بیان مطالب مسئله ساز در موقعیت های نادرست هنر است.

آقایان :
شما باید برای همسرتان آن طور آماده شوید که دوست دارید او برای شما آماده شود.
بعضی از زنان تصور می کنند که مردان، آن ها را برای کامجویی می خواهند، این تصورات را در هم شکنید.
بیشتر زنان به خاطر احساس رضایت می خواهند کار کنند، زیرا بیکاری، بطالت و افسردگی می آورد.
کمتر زنی که نیازهای عاطفی و مالی او بر آورده می شود، نیاز به کار کردن در خود می بیند.
تفکر« شوهر خدای دوم در عصر توسعه و فرهنگ»، جواب نمی دهد. دوباره سنجی بعضی از باورها لازم است.
مشکلات شغلی خود را با همسرتان در میان بگذارید اگر نتوانست راهنماییتان کند، حداقل شرایط شما را درک می کند.
اگر کار می کند سعی نکنید از میزان درآمدش مطلع شوید، اجازه بدهید کم کم خودش راه شریک شدن در مخارج زندگی را می آموزد.
گاهی اجازه بدهید کنترل تلویزیون را او در دست بگیرد، در این صورت احساسش به شما بهتر می شود.

برگرفته از سايت تبيان

گفتگوي سالم در اختلافات خانوادگي


  در تمام زندگي هاي زن و شوهري اختلافاتي از کوچک تا بزرگ وجود دارد که بعضي از اين اختلافات هر چند کوچک متاسفانه به طلاق ختم مي شود. آيا نمي توان با راه حلي بسيارساده پشت اين معضل جامعه، که در حال به دست آوردن رکوردهاي بيشماري مي باشد و پله هاي ترقي! را يکي يکي پشت سر مي گذارد را به خاک بماليم و ديگر شاهد پيشروي اين آمار به طرف بالا نباشيم. آيا قبل از طلاق و شايد حتي خيلي قبل تر از آن با خود فکر کرده ايد که چطور مي توان با راه هايي به سادگي آب خوردن از نابودي خانواده تان جلوگيري کنيد. اين سوال را از زن و شوهرهايي مي پرسم که بدون توجه به نابودشدن اول خودشان بعد زندگي مشترکشان و سوم نسل بعد از خود به طلاق فکر مي کنند و باعث بالارفتن آمار طلاق مي شوند. در زندگي زناشويي معمولا دلخوري ها، رنجش ها، شکايت ها و مشاجره هايي ديده مي شود. آنچه مهم است اين نکته مي باشد که زن و شوهر چگونه و به چه نحوي با يکديگر در مورد رنجش ها صحبت مي کنند. مطمئنا رعايت نکات ذيل به سلامت گفتگوي آنها کمک مي کند. در ضمن اين چند نکته مي تواند کليد طلايي رسيدن به گفتگويي سالم و آرام باشد. 
1 - پيش از بيان دلخوري به همسر، ابتدا کل ماجرا را روي کاغذ بنويسيد. زيرا نوشتن هم باعث آرامش نسبي شما مي شود، هم سهم خودتان از دلخوري مشخص مي گردد و درعين حال با يادآوري ماجرا، به علت هاي آن بهتر واقف مي شويد. 
2 - پيش از صحبت و گفتگو سعي کنيد خود را به جاي همسرتان بگذاريد.
3 - پيش از صحبت با همسرتان هرگز موضوع را با ديگران مطرح نکنيد، زيرا ديگران ممکن است بدون توجه به علت موضوع پيش داوري و قضاوت کنند. 
4 - درابتداي صحبت تاکيد کنيد قصد شما از مطرح کردن رنجش، رسيدن به حسن تفاهم است. 
5 - سعي کنيد هنگام صحبت به نکات مثبت کارهاي اخير همسرتان اشاره کنيد.
6 - سعي کنيد در هنگام گفتگو هرگز خشمگين نشويد. 
7 - تاکيد کنيد ممکن است مقصر اين ماجرا خودتان باشيد.
 8 - به اشتباهات خودتان هم اشاره کنيد و از همسرتان عذرخواهي کنيد.
9 - ضمن حل مساله حرف هايتان را با زخم زبان،  کنايه و تحقير بيان نکنيد.
10 - مانع حرف زدن همسرتان نشويد و فرصت دهيد تا او هم اظهار نظر کند.

برگرفته از سايت روزنامه ابتكار672

گوش‌دادن؛ پایه ارتباط مؤثر با دیگران3


راه‌هایی برای تقویت مهارت گوش‌دادن
راستش را بخواهید، قبل از هر چیز باید گفت که خوب گوش‌دادن بیشتر از هر چیز به منش و شخصیت آدم‌ها بستگی دارد. خیلی از ما بدون اینکه کوچک‌ترین چیزی در مورد مهارت‌های ارتباط مؤثر در کتاب‌های بازاری موفقیت خوانده باشیم، در بین دوستانمان به عنوان سنگ صبور مشهوریم. سنگ‌صبور بودن بیشتر از هر چیز به خاطر این حفظ شده است که ما به خوبی به حرف‌های طرفمان گوش داده‌ایم و با ذات انسانی‌مان توانسته‌ایم آنها را منتقل کنیم. نوشتن این راه‌ها، بيش از هر چيز، كمك به منظم‌کردن این توانایی‌های ذاتی اين‌گونه آدم هاست و کمتر از همه، به درد آدم‌هایی می‌خورد که شخصیت شنونده‌ای ندارند و مدام می‌خواهند آدم‌های دیگر حرف هایشان را بشنوند:

1. وقتی که اصلا حسش را ندارید گوش ندهید
خب بنده خدا، چرا تعارف می‌کنی؟ وقتی ذهن خودت درگیر یک مسئله شخصی است، چرا وقتی دوست‌ات زنگ می‌زند و می‌خواهد درد دل‌های بدون فوریتش را بگوید، قبول می‌کنی؟ تاکید می‌کنم اگر فوریتی برای شنیدن این حرف‌ها وجود ندارد، خیلی ساده است که گوش‌دادن خوب به آنها را به چند ساعت بعد یا یک روز بعد منتقل کنید.

2  .   به زبان بدن طرفتان توجه کنید
همه چیز را که آدم‌ها توی کلامشان نمی‌گویند؛ شما وقتی که می‌بینید یک نفر دستش را مشت کرده و دارد با ناخن‌هایش پدر پوست دستش را در می‌آورد، دیگر نیازی نیست که بشنوید «من خشمگینم». تابلو است آدمی که مدام پاهایش را تکان می‌دهد، تپق می‌زند و کف دستش عرق کرده اضطراب دارد و چفت‌کردن دهان شاید نشان طفره رفتن از زدن بقیه حرف‌ها باشد. خانم‌ها معمولا بهتر این علامت‌ها را می‌گیرند. به هر حال برای گوش‌دادن بهتر، باید به این علامت‌ها توجه کنید و مستلزم این است که شما موقع شنیدن به طرف نگاه کنید.

3.در مورد گفته‌های طرف مقابلتان حرف بزنید نه درباره خودتان.
حتما شما هم تجربه داشته‌اید که تا کسی حرفی می‌زند تجربه‌های مشابه او یا فرق‌های خودمان با او به ذهنمان می‌آید. این تا حدی طبیعی است؛ بالاخره آدم است و خودخواهی‌هایش! اما مهم این است که آن فکر‌ها را به زبان نیاوریم. وقتی که هدف گوش‌دادن به طرف است، باید کاری کنیم که او به حرف‌هایش ادامه دهد نه اینکه با گفتن تجربه‌های مشابه‌مان، جریان حرف‌هایش را قطع کنیم.

4.با کلامتان به طرف بفهمانید دارید توجه می‌کنید
بعد از هر چند جمله، یک جوری به طرفتان بفهمانید که دارید به حرف‌هایش گوش می‌دهید. مثلا می‌توانید نظر خودتان را در مورد تاثیری که این گفته‌ها می‌توانند بر هیجان طرف داشته باشند بگویید. مثلا «این اتفاق‌هایي که می‌گویی، باید غمگین‌ات کرده باشند» یا اینکه «خیلی سخته نه؟» یا اینکه بعد از شنيدن چند موضوع مختلف، خلاصه‌ای از حرف‌های طرف را به خودش بر گردانید؛ مثلا بگویید «خب، این‌جور که من فهمیدم تو این مشکلات‌رو داری».

سؤال‌کردن برای اینکه طرف حرف‌هایش را دقیق‌تر یا با تفصیل بیشتری بگوید هم حکایت از گوش‌دادن ما دارد. غیر از اینها، کلیشه‌های «خب، خب» و «بعد چی شد» هم هستند که خودتان می‌دانید که تکرار بیش از حدشان چقدر لوس و دردآور است. یادتان باشد گفتن یک «خب» همراه با یک خنده کوچولو در موقع شنیدن یک مطلب با مزه، به هزار «بعد چی شد» بدون احساس می‌ارزد.

5.با بدنتان به طرف بفهمانید دارید به حرف‌هایش گوش می‌دهید
این یکی را دیگر همه بلدند. سری که هر از گاهي به طرف پایین حرکت می‌کند، بدنی که به جلو مایل شده (به خاطر اینکه نزدیک‌ترشدن گوش به گوینده، استعاره از بيشتر گوش‌دادن است) و چشمی که فعالانه به چشم گوینده خیره شده است، همه نشانه‌های بدنی توجه‌كردن هستند. البته در مورد چشم هم باید حواستان به سطح فرهنگی و عقاید مذهبی جنس مخالف‌تان باشد. یادتان باشد که همه این علائم بدنی بدون گوش‌دادن هم مي‌توانند آشكار شوند و برعکس. به قول سعدی؛ «دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست/ تا نفهمند رقیبان که تو منظور منی!».

6.با گفت‌وگوهای درونی، ذهنتان را مدیریت کنید
خودتان بهتر می‌دانید که وسط حرف‌های دیگران ما با خودمان حرف می‌زنیم؛ مونولوگ‌های درونی‌اي مثل اینکه «منظورش چیست؟»، «الان می‌خواهد چه حرف‌هایی بزند؟» و... مي‌توانيد با این مونولوگ‌ها فرایند حرف‌های طرف مقابلتان را بهتر تحلیل کنید. فقط یادتان باشد که سرعت زیادتر تفکر نسبت به تکلم است كه چنین اجازه‌ای به شما می‌دهد. آن‌قدر غرق حرف‌های ذهن خودتان نشوید که از شنيدن حرف‌های طرف مقابلتان عقب بمانید.

گوش‌دادن؛ پایه ارتباط مؤثر با دیگران2


مهارت گوش‌دادن به چه دردی می‌خورد؟
خب، به درد زندگی‌کردن. شما در هر جایی از زندگی‌تان که بخواهید با یک نفر رابطه داشته باشید، باید بتوانید حرف‌هایش را به خوبی گوش دهید. گوش‌دادن عمیق و همراه با همدلی به حرف‌های دوست صمیمی یا همسر، گوش‌دادن دقیق به حرف‌های استاد یا معلم، گوش‌دادن همراه با ارزیابی به حرف‌های کارکنان یک سازمان در صورتی که مدیر جایی باشید، نمونه‌هایی از كنش‌هاي ارتباطي هستند.

اما اگر بخواهیم خیلی کلی‌تر و بدون توجه به موقعیت‌های خاص بگوییم گوش‌دادن چه فایده‌ای دارد، گفتن یک جمله کافی است؛ گوش‌دادن خوب به معنی توجه به دیگران است. تصور کنید رابطه‌ای که در آن طرف مقابل احساس کند که شما به او توجه داشته‌اید، چقدر می‌تواند لذت‌بخش باشد. وقتی شما با خوب گوش‌دادن به حرف‌های طرف مقابلتان توجه می‌کنید، قبل از هر چیز به خودتان کمک مي‌كنيد تا برداشت کاملی از حرف‌های او داشته باشید. در مقابل، طرفتان متوجه می‌شود که شما به حرف‌هایش علاقه دارید و نگران او هستید. این قضیه به نوبه خودش باعث می‌شود که طرف مقابلتان تشویق شود در مورد خودش با صراحت و آزادی بیشتری حرف بزند. هرچه که یک نفر راز‌هایش را راحت‌تر بیان کند، رابطه هم صمیمانه‌تر می‌شود؛ پس در نهایت، گوش‌دادن خوب موجب صمیمیت بیشتر می‌شود و این دور مثبت همچنان ادامه پیدا می‌کند.

حالا قضیه را بر عکس کنیم؛ تصور کنید که رئیس شما، استاد شما، همسر شما یا حتی زیردست شما متوجه شده باشد که شما قسمتی از حرف‌هایش را گوش نداده‌اید؛ شما موقعیت‌های شغلی فراوانی را از دست می‌دهید، همسرتان از دست شما عصبانی می‌شود، جر و بحث‌های بی‌دلیلی به خاطر دفاع شما از خودتان راه مي‌افتد و خلاصه اینکه مشکلات خفنی به خاطر نداشتن مهارت گوش‌دادن برایتان پیش می‌آید.

احتمالا در ذهن شما هم خاطراتی از این گوش‌ندادن‌ها و لو رفتن‌ها زنده شده است. در واقع همان‌طور که در شماره‌های قبل هم توضیح دادیم، ما می‌توانیم فرایندهای ذهني مثل گوش‌دادن را مدیریت کنیم؛ یعنی خود ما هم می‌دانیم که چه موقع داریم به حرف یک نفر، درست و حسابی گوش می‌دهیم و کی حواسمان در هپروت است؛ دقیقا مثل موقعی که یک کتاب دستمان گرفته‌ایم و می‌خواهیم بخوانیم‌اش اما گاهی فقط کلمات را می‌بینیم؛ منتها فرق گوش‌دادن و خواندن این است که کتاب بی‌زبان وقتی می‌فهمد ما درست نمی‌خوانیم‌اش کاری از دستش بر نمی‌آید ولی در گوش‌دادن، ما معمولا با یک آدم سر و کار داریم و یک رابطه زنده و معلوم است که به طرف مقابلمان برمی‌خورد اگر بفهمد به او گوش نمی‌دهیم.

گوش‌دادن همزمان به 2 منبع صوتی، معمولا به یکی از آنها گند می‌زند. حتما شما هم مجری‌های مسابقات زنده تلفنی تلویزیون را دیده‌اید که وقتی دارند به پیام‌های اتاق فرمان گوش می‌دهند، به طرز تابلویی حرف‌های کسی که پشت تلفن است را متوجه نمی‌شوند. دل‌مشغولی‌ها و درگیری‌های ذهنی هم می‌تواند جلوي خوب گوش‌كردن را بگیرد. وقتی ذهن ما خیلی مشغول است، در واقع بیشتر داریم به صدای ذهن خودمان گوش می‌دهیم تا صدای طرف مقابل.

گوش‌دادن فعال یا منفعل؟
بعضی وقت‌ها ما داریم با جان و دل به حرف‌های طرفمان گوش می‌دهیم اما کار خاصی انجام نمی‌دهیم که این گوش‌دادن را به طرف مقابل نشان دهيم؛ سرمان را پایین انداخته‌ایم و گوش‌هایمان را تیز کرده‌ایم و گوش می‌دهیم و درک می‌کنیم. در این نوع از گوش‌دادن با اینکه شما اخلاقا دارید گوش می‌دهید اما به طرف مقابل‌تان حس خوبی را منتقل نمی‌کنید. شما او را در یک موقعیت مبهم قرار داده‌اید که نه می‌تواند متهمتان کند که به حرف‌هایش گوش نمی‌دهید و نه نشانه‌هایی از گوش‌دادن می‌بیند.

در این حالت به جای اینکه ذهن طرفتان درگیر حرف‌های خودش و ادامه‌دادن آنها شود، درگیر این ابهام لعنتی می‌شود و معمولا ترجیح می‌دهد که حرف‌هایش را زودتر تمام کند یا اینکه احتمالا از شما بپرسد که آیا به حرف‌هایش گوش می‌دهید يا نه. این حرف شما که «گوشم پیش شماست» هم معمولا دردی را دوا نمی‌کند و بیشتر اعصاب طرف را به هم می‌ریزد. روان‌شناسان به این نوع گوش‌دادن تقریبا بی‌فایده می‌گویند «گوش‌دادن منفعل».

در مقابل در گوش‌دادن فعال، علاوه بر اینکه ما دل و جانمان را به خدمت گوش‌دادن گرفته‌ایم، طوری رفتار می‌کنیم که این گوش‌دادن به طرفمان منتقل شود. از سر تکان دادن‌های معروف خبرنگاران گرفته تا برگرداندن خلاصه‌اي از حرف‌های طرف به خودش، می‌تواند نشانه گوش‌دادن ما باشد.

فقط یادتان باشد که نه خودتان را گول بزنید و نه طرفتان را. اینکه شما بدون گوش‌دادن به حرف‌های طرف، فقط سرتان را تکان دهید یا لبخند بزنید، بالاخره شما را لو می‌دهد. طرف خنگ که نیست، بالاخره یک جایی متوجه می‌شود که حرف‌های دردناکش با لبخند شما نمی‌خواند یا اینکه تکان‌دادن سرتان وقتی که حرف‌های طرف تمام شده، بی‌معنی است

گوش‌دادن؛ پایه ارتباط مؤثر با دیگران1


فرد- سعيد بي‌نياز:

دانشمندان علوم ارتباطات معتقدند مهارت گوش‌دادن، پایه ارتباط مؤثر با دیگران است.

نشسته‌اید رو‌به‌روی دوست صمیمی‌تان، دارید خاطرات یک‌سال پیش را با هم مرور می‌کنید؛ خاطرات روزهایی که داشتید زیر فشار‌های خانوادگی و درسی، له می‌شدید. دارید همه موضوع‌هایی که آن موقع در موردش حرف مي‌زدید و درد دل مي‌کردید را یکی یکی به ذهن می‌آورید. هیجان آن روزهای تلخ در ذهنتان تازه می‌شود. همین‌طور که دارید حرف می‌زنید، یکدفعه متوجه می‌شوید که دوست شما چند تا از مهم‌ترین چیزهایی که آن روزها برایتان اتفاق افتاده را به یاد ندارد.

مطمئن‌ايد که در مورد آن موضوع‌ها برایش خیلی حرف زده‌اید. اولین چیزی که به ذهنتان می‌رسد چیست؛ اینکه دوست شما حرف‌هایتان را گوش نداده است؟ چه حسی به شما دست می‌دهد؟ حالا جایتان را با هم عوض کنید. می‌خواهید بدانید چطور می‌توانید فعالانه‌تر به حرف‌های دوستتان گوش دهید؟

«گوش‌دادن با شنیدن فرق می‌کند.» این اولین جمله‌اي است که استادان رشته‌های روان‌شناسی، مشاوره و البته خبرنگاری در درس‌های فنون مصاحبه می‌گویند. آنها نگران این هستند که دانشجویان‌شان در آینده به حرف‌های مراجعان یا مصاحبه‌شوندگان‌شان خوب گوش ندهند و خوب گوش‌ندادن برای این شغل‌ها یعنی فاجعه. اما اگر کمی لنز دوربین‌مان را باز‌تر کنیم، می‌بینیم که در همه رابطه‌هایي كه بين 2 نفر جريان دارد، خوب گوش ندادن می‌تواند رابطه را به تباهی بکشاند.

حالا این جمله اول مطلب یعنی چه؟ چه فرقی هست بین گوش‌دادن و شنیدن؟ بهترین جواب، شاید یک عبارت مشهور است که بارها در ادبیات کلاسیک خودمان تکرار شده است؛ «گوش جان». وقتی کسی با «گوش جان» به حرف‌های شما توجه می‌کند، دقیقا دارد ایدئال متخصصان علوم ارتباطات را اجرا می‌کند؛ یعنی فعالانه دارد به اطلاعات کلامی شما گوش می‌دهد. اما اگر بخواهیم تریپ علما را بگیریم و فرق‌های گوش‌دادن و شنیدن را بگوییم کار کمی مشکل می‌شود. در ساده‌ترین حالت می‌شود گفت شنیدن یک فرایند جسمی و مکانیکی و گوش‌دادن یک فرایند ذهنی است.

به بیان پیچیده‌تر (!)، شما می‌توانید از انتشار امواج صوتی توسط دستگاه کلامی گوینده تا درک آن کلام توسط شنونده، مراحلی را در نظر بگیرید. در شنیدن، این مرحله تا برخورد امواج صوتی به گوش گیرنده پیش می‌رود و متوقف می‌شود؛ مثلا شما در پیاده‌روي شلوغی راه می‌روید و همهمه آدم‌های دور و بر را می‌شنوید؛ اما فقط می‌شنوید و نمی‌فهمید که چه چیزی می‌گویند.

وقتی که شما حرف کسی را گوش می‌دهید، مراحلی که گفتیم تا آخر اجرا می‌شوند؛ یعنی امواج صوتی احساس شده به وسيله گوش، توسط مغز پردازش می‌شوند و می‌توانید معناي حرف‌های طرف را بفهميد، آنها را تفسیر کنید، ارزش گفته‌هایش را زیر و بالا کنید، آنها را یک جای مغزتان save کنید و در نهایت پاسخی به حرف‌هایش بدهید

پیش به سوی عشق و آرامش

چگونه عشق را در زندگی مشترک‌مان حفظ کنیم؟


اغلب زوج‌ها وقتی دوران نامزدی خود را به خاطر می‌آوند به یاد عشق وعلاقه ی زیادی می‌افتند که بین آن‌ها وجود داشت و گرمای عشق در روابط بین آن‌ها به وضوح مشاهده می‌شد. معمولا بعد از ازدواج با پیش آمدن مسایل مختلف در زندگی ، عشق و علاقه به تدریج کم‌رنگ‌تر می‌شود. زن و شوهر بیشتر به شغل و فعالیت‌های اجتماعی توجه می‌کنند و تقریباً از یکدیگر غافل می‌شوند. ولی سرانجام روزی به فکر ترمیم روابط خود می‌افتند و می‌خواهند دوباره گرمای عشق را در زندگی خود احساس کنند

واقعا فکر می‌کنید منظور از عشق و رابطه عاشقانه در زندگی زناشویی چیست؟
معنای واقعی عشق یعنی زنده نگاه داشتن آن بعد از ازدواج. به عبارت دیگر عشق ایجاد رابطه‌ای دوستانه، و ابراز آن به طرف مقابل است.
روابط ‌‌تان را مستحکم‌تر کنید
سعی نکنید به عشق به عنوان اتفاقی که قرار است در آینده رخ دهد نگاه کنید. هر چه زودتر رابطه ی زناشویی خود را بر پایه ی عشق و محبت بنا کنید و رابطه ی دوستانه و صمیمی بین خود را گرما بخشید. مانند دو دوست خوب و صمیمی از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید، در اوقات فراغت از علایق مشترک‌تان استفاده کنید، خاطرات خوب گذشته را با هم مرور کنید، در مورد مسایل روزانه‌تان از هم سوال کنید و خلاصه از لحظه لحظه زندگی‌تان کمال استفاده را ببرید.
 
نظر همسرتان را جویا شوید
اغلب مشاهده می‌شود زوج‌ها برای آغاز مجدد یک رابطه ی صمیمی و عشق از دست رفته، پیشنهاد یک شام غیر منتظره و یا سفری جذاب را به همسرشان می‌دهند. ولی متاسفانه با این عمل نتیجه ی دلخواه را نمی‌گیرند. زیرا ممکن است کاری که باعث شادی و آرامش آن‌ها باشد برای همسرشان این‌طور به نظر نرسد. از آن جایی که اغلب ما قادر نیستیم فکر طرف مقابل خود را بخوانیم، پس بهتر است که از همسرمان در مورد عقایدش سوال کنیم. از او بپرسیم، رابطه ی عاشقانه از دیدگاه تو چگونه است؟ دوست درای در روزهای خاص به سفر، رستوران و یا حتی به چه هتلی برویم؟ چه کارهایی انجام بدهیم؟ اگر به عنوان مثال همسرتان از کارهای هنری لذت می‌برد او را به نمایشگاه‌های هنری و... ببرید و یا اگر شوهرتان از بودن در فضای باز لذت می‌برد با او به پارک بروید. به هر حال سعی کنید به علایق مشترک‌تان هر چه زودتر پی ببرید و زندگی خود را براساس آن پایه‌ریزی کنید، تا هر چه بیشتر از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرید.
 
از خود خلاقیت نشان دهید
تصور نکنید حتما باید کارهای مورد علاقه ی همسرتان را انجام دهید. شما می‌توانید از خودتان خلاقیت نشان دهید و او را به قول معروف در مواقع خاص غافل گیر کنید. حتما نباید شام و یا سفر باشد. گذاشتن یادداشتی عاشقانه در کیف او، رفتن به سینما و یا درست کردن غذا و دسر مورد علاقه ی او همگی می‌توانند گرمای عشق را به زندگی شما برگردانند.
 
همواره به همسرتان عشق بورزید
همان‌طور که قبلا بدان اشاره کردیم عشق چیزی نیست که شما آن را تنها برای یک روز خاص برنامه‌ریزی کنید. مثلا برای جمعه شب بلیت تئاتر بخرید و بخواهید عشق‌تان را به همسرتان نشان دهید ولی در عوض بقیه ی هفته را به دست فراموشی بسپارید. برای زنده نگاه داشتن عشق باید تلاش کنید و از صمیم قلب خواهان تغییر در زندگی‌تان باشید. بنابراین همواره این نکته را به خاطر بسپارید اگر در این مورد خلاقیت نشان ندهید کارتان دشوارتر شده و روابط‌تان سردتر می‌شود. برای این کار می‌توانید از منابع خاصی کمک بگیرید. از همسرتان شروع کنید و نظر او را در این زمینه جویا شوید. کتاب‌هایی در این زمینه تهیه کنید و اطلاعات خود را در این موارد افزایش دهید. البته به خاطر داشته باشید بعد از یادگیری این مسائل آن‌ها را بدون قید و شرط در زندگی‌تان پیاده کنید و انتظار نداشته باشید که ابتدا همسرتان در ابراز عشق پیش قدم باشد!
 
به یکدیگر توجه و علاقه‌نشان دهید
کاملاً به یکدیگر توجه نشان دهید. موارد دیگر را فراموش کنید. اگر با همسرتان به پارک می‌روید تلفن همراه‌تان را با خود نبرید. به این موضوع فکر کنید که در پارک دسته گلی به همسرتان هدیه کنید. منتظر موقعیت و یا روز خاصی نباشید.
 
پس چرا معطلید؟ وقت را از دست ندهید و از کنار هم بودن لذت ببرید.
 
ترمیم روابط زناشویی و زنده کردن عشق در زندگی یک شبه صورت نمی‌پذیرد و نیاز به تلاش مستمر دارد. مطمئن باشید که عاشقانه زندگی کردن ارزش این همه کوشش را دارد. بنابراین با همسرتان دوست باشید، رابطه‌تان را بر پایه ی عشق و محبت استوار کنید، به علایق یکدیگر احترام بگذارید، برای ابراز کردن عشق‌تان خلاقیت نشان دهید و بالاخره در اوقاتی که با هم هستید کاملا به یکدیگر توجه و علاقه نشان دهید.

پیشنهاداتی برای توفیق خانواده ها و برخورد مناسب همسران با هم


1- نسبت به همسر خود نگرشی مطلوب و متعالی داشته باشید و او را امانت الهی بدانید و در حفظ و نگهداری این ودیعه الهی تلاش كنید .
2- به همسر خود احترامبگذارید و با وی محترمانه صحبت كنید و در ارتباط با او از عواطف سرشار و محبت بسیار دریغ نورزید .
3- حقوق متقابل خود و همسر خود را بشناسید و در ایفای حقوق وی تلاش نمایید .
4- پدر و مادر كانون منظومه خانوادگی هستند كه تشعشعات عاطفی خود را در محیط خانواده می پراكنند و حیات عاطفی را رونق می بخشند .
5- پدران و مادران پایه گذاران شخصیت فرزندان و معماران خوشبختی آنان هستند. پس در تقویت روابط خود هر چه بیشتر تلاش كنید .
6- همسر خود را فردی  با ارزش و برخوردار از كرامت انسانی بدانید .
7- همسر خود را فردی مستعد كمال ، پیشرفت و تحول بپندارید .
8- به پیشرفت و ترقی و رشد شخصیت همسر خود علاقه مند باشید و زمینه را برای تحقق این امر فراهم نمایید و از این طریق كانون خانواده را از زوال و فرسایش تدریجی مصون سازید و عرصه زندگی را برای نوآوریها بگشایید .
9- زمینه را برای پرورش احساسات مثبت و عواطف سازنده نسبت به همسر خود فراهم سازید و از داد و ستد عاطفی به سه شیوه قلبی ، كلامی و عملی استفاده كنید. به شریك زندگی خود ابراز محبت كنید، اورا قلباً دوست بدارید و با زبان عمل هم این امر را ثابت نمایید .
10- محبت خود را به همسرتان به صورت عملی نیز نشان دهید.سعیكنید در روز تولد او ، یاسالگرد ازدواج و یا مناسبت های دیگر به او هدیه دهید و از این طریق محبت خود را ابراز نمایید .
11- سعی كنید فهرستی از قابلیت هاو صفات مثبت همسر خود را در نظر بگیرید و به موارد مثبت وجود و شخصیت او كاملاً توجه كنید و در مناسبات با او به این قابلیت ها اشاره نمایید. از صفات برجسته و مثبت او تعریف كنید و از این طریق فضای خانواده و گفتگو را به فضایی گرم و صمیمی و آكنده از روحیه مثبت تبدیل نمایید .
12- به جنبه های مشترك فكری و روحی خود و همسرتان توجه كنید وبه گونه ای عمل كنید تاخصایص مثبتو سازنده به تدریج بیشتر شود و از طریق خودآگاهیو خودسنجی به خودسازی برسید و صفات برجسته انسانی را در وجود خود و همسرتان تقویت نمایید .
13- سعی كنید با همسرتان تفاهم  و رابطه حسنه داشته باشید . این تفاهم می تواند در حضور دیگران و یا در فضای خلوت زندگی صورت پذیرد . این امر مستلزم بهره گیری از" هنر خوب شنیدن و خوب گوش دادن"است  .پس سعی كنید در هنگام گفتگو با همسرتان ، به دقت به گفتار او توجه كنید و اجازه دهید كه مطالب خود رابه طور كامل بیان كند .
14- باور كنید كه همسرتان انسانی است منحصر به فرد و واجد ویژگی های شخصیتی مثبت و منفی. لذا از مقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزید . سعی كنید او را با گذشته اش مقایسه كنید و تغییرات رفتاری و پیشرفت فكری و اخلاقی وی را تحسین نمایید .
15- سعی كنید حالات و روحیات همسر خود را بشناسید و فهرستی از آرزوها و علائق وی تهیه كنید و از انتظارات او آگاه شوید . سپس خود را به تأمین خواسته ها و علائق منطقی و اصولی وی ملزم نمایید .
16- سعی كنید حریم یكدیگر را مراعات و از جر و بحث با هم خودداری كنید. مطالب بیجا را با سكوت خود و یا ارائهیپیشنهاد مناسب، به گفتگوهای سازنده و ثمربخش تبدیل كنید .
 
17- باور كنید كه هر كلمه و گفتار شما ، در بر دارنده بار عاطفی و روانی است كه بر وجود شنونده تأثیر مثبت و منفی دارد لذا سعی كنید از زبان گرم ، نرم، ملایم ،وتوأم با احترام و محبت استفاده كنید. هرگز از كلمات موهن ،‌ ملالت آورو تحریك آمیز استفاده نكنید .
18- سعی كنید برای نیل به تفاهم و مناسباتِ بیشتر با همسرتان،از صداقت و راستی استفاده كنید. باور كنید كه رمز خوشبختی و توفیق بسیاری از خانواده ها ، صادق بودن آنها و بهره گیری از این صفت برجسته انسانی بوده است .
19- به مدیریت كانون خانواده اهمیت دهید و سعی كنید در تصمیم گیری و هدایت زندگی از هماهنگی لازم برخوردار شوید. حدود وظایف هر یك از اعضای خانواده را مشخصكنید و در برخورد با مسایل زندگی،سیاستی هماهنگ اتخاذ نمایید .
20- به موجب قانون مدنی كشور ما مدیریت و مسئولیت نهایی در خانه با مرد است؛ این امر را در اداره امور خانه بپذیرید.در امور داخلی خانه زن و شوهر باید در كنار یكدیگر قراربگیرند؛ پس در برنامه ریزی های زندگی حقی برای همسرتان قائل شوید .
21- برای بقاء ، تداوم و تعالی خانواده و دستیابی به كاخ سعادت زندگی ، مصلحت زندگی را بر منفعت شخصی ترجیح دهید و سعی كنید خواسته های فردی خود را در راه تحقق اهداف زندگی و زناشوئی نادیده بگیرید و هر جا كه مصلحت بزرگتری مطرح است انعطاف پذیری بیشتری نشان دهید .
22- از لجاجت و رقابت ناسالم با همسرتان جداً پرهیز كنید و جای آن را به یكدلی ، یكرنگی ، صمیمیت و رفاقت بدهید . باور كنید یكی از مهمترین عوامل تزلزل در بنای خانواده و آغاز نابسامانی و مشكلات خانوادگی،لجبازی دو همسر با هم و عدم پذیرش یكدیگراست . سعی كنید همسرتان را آنگونه كه هست بپذیرید و روابط خود را بر پایه دوستی و محبت تنظیم كنید .
23- سعی كنید در صدد تملك كامل همسرتان نباشید و از مرز تعادل خارج نشوید .
24- به اصل تفاوت های فردی معتقد باشید و باور كنید كه زن و شوهر دو موجودند كه از نظر هوش و استعداد و علایق و خصایص جسمانی و اخلاقی تفاوتهایی دارند . سعی كنید حداكثر توافق بین خصایص شما و همسرتان به تدریج برقرار گردد. وجود یكدیگر را مكمل و متمم هم بدانید و به تكامل هم كمك كنید .
25- سعی كنید خود را برتر و بالاتر از همسرتان ننبینید . و او را شریك زندگی بدانید و به این نكته توجه كنید كه درجات تحصیلی ، موقعیت اجتماعی ، وضعیت سنیو امكانات مالی شما ، باید بر میزان فروتنی و خضوعتان بیفزاید . بخصوص زمانی كه در پیشرفت های تحصیلی و موفقیت های مادی شما،همسرتان نقش اساسی داشته است .

ادامه نوشته

انواع خانواده


 به طور خلاصه از نظر نحوه تربيت کود ک و بطور کلي نحوه اداره سيستم خانواده مي توان 4 نوع خانواده را مشخص کرد، که عبارتند از: الف) خانواده خشک و سخت گير(والدين سخت گير و مستبد)، ب) خانواده سهل گير و آسان گير، ج) خانواده گسسته( خانواده پريشان) و د) خانواده دمکرات( خانواده سالم). به علت مهم و مبسوط بودن اين مبحث، در اين مطلب به شرح هر يک از اين 4 دسته خانواده، در بخش هايي جداگانه مي پردازيم.
خانواده خشک و سخت گير
1) پدر و مادرها با بچه ها همانطور رفتار مي کنند که والدين خودشان رفتار کرده اند.
2) تصميم گيري با يکي از والدين خصوصا پدر انجام مي گيرد. معمولا پدر خانواده حاکم بر رفتار و اعمال فرزندان است و هيچ يک از اعضاي خانواده اجازه اظهارنظر ندارند.
3) والدين چنان رفتار مي کنند که فرزندان مي آموزند حق هيچگونه ابراز عقيده اي را، حتي در مواردي که مي تواند مانع از بروز بعضي مشکلات براي خانواده گردد، ندارند.
4) اگر فرزندان از فرمان والدين اطاعت نکنند، والدين آنان ناراحت، خشمگين و آزرده خاطر مي شوند.
5) فرزندان جرات سئوال کردن در مورد انجام دادن يا انجام ندادن کارها را از والدين خود ندارند.
6) والدين بر رفتار و کارهاي فرزندان خود کنترل شديد دارند و همه تصميمات را شخصا اتخاذ مي کنند.
7) والدين دليلي را براي دستوراتي که صادر مي کنند براي فرزندان خود ارائه نمي دهند و از آنان مي خواهند بدون چون و چرا از اين دستورات اطاعت کنند.
8) نسبت به رعايت نظم و انضباط،  ارزشي افراطي قايل هستند و والدين توانايي تحمل هيچگونه بي نظمي را از طرف فرزندان خود ندارند.
9) به سخنان کودکان خود گوش نمي دهند و اگر هم سخني را بشنوند براي آنست که با آن مخالفتي را نشان دهند.
10) در مواردي که فرزندان خود را نصيحت يا آنان را از انجام دادن کاري منع مي کنند،  دليل خاصي را ارائه نمي دهند.
11) براي تصميات فرزندان خود،  حتي اگر اين تصميمات معقول و مستند باشد،  احترام قائل نيستند.
12) معتقدند که چون سن، تجربه و دانش آنان بيشتر از فرزندانشان است، بنابراين حق دخالت در همه امور و حتي در خصوصي ترين کارهاي فرزندان خود را دارند.
13) برخورد آنان با فرزندان خود احترام آميز نيست و حتي از تحقير فرزندان خود در حضور ديرگان نيز ابايي ندارند.
14) غالبا نيازهاي عاطفي کودکان ارضا» نمي شود.
15) ممکن است که والد ضعيف در چنين خانواده اي با کودکان ائتلاف کند در چنين حالتي ارزش هر دو والد نزد کودک شکسته مي شود. اگر بنا باشد يکي از والدين به عنوان منبع قدرت خانواده آسيب ببيند مي توان تصور کرد والد ديگر نيز ارزش پيشين خود را نخواهد داشت.
16) چنين کودکاني احتمالا جذب گروه هاي بيرون شده و با عزت نفس پائين که دارند دچار بزهکاري مي شوند.
17) بسياري از اين والدين ممکن است به خاطر کمال گرايي که دارند، کودکان را تحت فشار قرار دهند و از آنها بالاترين انتظارات را داشته و پيوسته به شکل نوين بر آنها سخت گيري کرده و برنامه هاي سخت گيرانه برايشان تدارک ببيند.
18) احتمال دروغ گويي و رياکاري در کودکان چنين خانواده هايي به علت ترس از تنبيه و سرزنش افزايش مي يابد.
19) چنين کودکاني به علت اينکه مرتبا علايق شان سرکوب شده و موجب تحقير قرار گرفته اند و همچنين ديگران براي اموراتشان تصميم گرفته اند،  از خلاقيت کمي برخوردارند. اگرچه ممکن است به علت سخت گيري والدين از نظر آموزش بعضي از مهارت ها، پيشرفتي کرده باشند.
20) اضطراب،  افسردگي،  همچنين وسواس و کمال گرايي،  نااميدي و بسياري از مشکلات رواني ممکن است دامنگير کودکان خانواده هاي سخت گير گردد.
خانواده سهل گير و آسان گير
1) پدر و مادر به دنبال نيازهاي ارضا» نشده خودشان هستند. دنبال جواني و نوجواني و دل مشغولي هاي خود هستند.
2) به امر تربيت و ارضا» نيازهاي جسمي و رواني کودک نمي پردازند و چون آسانگير هستند،  براي خاموش کردن صداي بچه هرچه کودکشان از آنها مي خواهد، آنها انجام مي دهند. لذا کودک پرتوقع تربيت مي شود.
3) هدف ها و انتظارات برايشان روشن نيست و به همين دليل، در تربيت فرزندان خود از روش، فلسفه يا ديدگاه خاصي پيروي نمي کنند.
4) هيچ نوع کنترلي بر رفتار فرزندان خود ندارند و آنان را کاملا آزاد مي گذارند تا به هر نحوي که خود مايل هستند،  شيوه هاي خاص زندگي خود را انتخاب و به کار گيرند.
5) هيچ نوع انتظار و توقع خاصي از فرزندان خود ندارند و فرزندان نيز به نوبه خود مي آموزند که والدين نبايد از آنان انتظار خاصي را داشته باشند.
6) نسبت به رفتار فرزندان خود، حتي در مواردي که مورد آزار و اذيت خود آنان و ديگران قرار مي گيرند،  توجه خاص نشان نمي دهند و در اين موارد، بي تفاوت عمل مي کنند.
7) اگر فرزندان خانواده از دستورات آنان اطاعت نکنند، ناراحت نمي شوند و چنان رفتار مي کنند که گويي عدم اطاعت از دستورات والدين امري طبيعي، عادي و متداول است.
8) در پاداش دادن، وقتي از فرزندان رفتار پسنديده اي سر مي زند، يا تنبيه آنان در هنگامي که کار خلاف از آنان سر مي زند، اهمال مي کنند و بي تفاوت هستند.
9) شيوه هاي رفتاري والدين چنان است که در فرزندان اعتماد لازم را نسبت به آنان ايجاد نمي کند.
10) نسبت به تکاليف و نمرات درسي فرزندان خود توجه نشان نمي دهند و علاقه اي نيز به همکاري با معلمان و مديريت مدرسه محل تحصيل آنان ندارند.
11) آنچه را که فرزندان اراده کنند يا بخواهند، براي آنان تهيه مي کنند و در اين مورد، سليقه خاصي را اعمال نمي کنند.
12) هيچگونه تلاش خاصي را در زمينه استقلال فرزندان خود انجام نمي دهند و چنانچه يکي از فرزندان شديدا به آنان وابسته باشد، کار خاصي را در زمينه کاهش اين نوع وابستگي که بعدا براي آنان مشکل ساز خواهد بود، انجام نمي دهند.
13) نظم و ترتيب را در محيط خانواده رعايت نمي کنند و از فرزندان خود نيز انتظار خاصي در اين زمينه ندارند.
14) فرزندان خود را براي انجام هر کاري آزاد مي گذارند و حتي در مواردي که مداخله آنان لازم به نظر مي آيد، دخالت نمي کنند.
15) اين بچه ها چون در زندگي با موانع مواجه نشده است، لذا وقتي وارد جامعه مي شود به خاطر عدم تجربه کافي، زود تسليم ميشود و شکننده هست.
خانواده گسسته يا خانواده پريشان
1) در اين خانواده ها بعلت اختلاف بين والدين، معمولا به صورت قهر و آشتي به سر مي برند که تاثير منفي روي کودکان مي گذارد
2) گاهي کودک به عنوان قاضي در نظر گرفته مي شود و گاهي قرباني يکي از طرفين مي گردد.
3) کودک علاوه بر اينکه نيازهاي رواني و جسمانيش ارضا» نمي گردد، بتدريج الگوهاي پرخاشگري را مي آموزد.
4) ميزان ارزش و احترامي که هر يک از افراد خانواده براي خود قائل هستند، ناچيز است.
5) چهره افراد خانواده غالبا عبوس و افراد خانواده معمولا غمگين، گرفته، افسرده و بي احساس به نظر مي آيند.
6) گوش افراد خانواده براي شنيدن خواسته هاي يکديگر سنگين است و صداي آنان يا بلند و خشن و گوشخراش است و يا به اندازه اي آرام و نجوا مانند است که به سختي قابل شنيدن مي باشد.
7) نشانه دوستي و صميمت در بين افراد خانواده کم است و در مواردي حتي از وجود يکديگر نيز بي اطلاع هستند.
8) شوخي هاي افراد خانواده با يکديگر در بيشتر اوقات گزنده، بي رحمانه و مبتني بر قساوت قلب است.
9) بزرگترهاي خانواده تا آن ميزان سرگرم امر و نهي کردن و دستور دادن به کوچکتر ها هستند که براي مثال پدرو مادر هرگز نمي فهمند فرزندان آنان داراي چه ويژگيهاي شخصيتي هستند.
10) فرزندان خانواده کمتر از وجود پدر و مادر خود به عنوان دو انسان بالغ، فهميده، باشعور، اصيل و دوست داشتني، بهره مند مي شوند.
11) پدر و مادر براي احتراز و دوري از يکديگر، آن چنان خود را مشغول کارهاي خارج از محيط خانواده مي کنند که گويي تنها وظيفه آنان کار کردن و تامين مايحتاج زندگي است.
12) افراد خانواده، احساس تنهايي و بي ياور بودن مي کنند و به اين باور مي رسند که بيچاره و نگون بخت هستند و در واقع نوعي درماندگي آموخته شده را تجربه مي کنند.
13) افراد خانواده غالبا تکانشي عمل مي کنند، عصبي هستند، احساس گناه و تقصير مي کنند يا برعکس،  احساس مي کنند مورد ظلم و ستم قرار گرفته اند و براي جبران اين احساس گاه با يکديگر رفتاري بسيار خشونت آميز و غيرانساني نشان مي دهند.
14) افراد خانواده براي کنترل امورغيرممکن، تلاش فراوان مي کنند و هرگز متوجه نمي شوند که انجام بعضي از خواسته هاي آنان به وسيله طرف مقابل، غير ممکن است.
15) افراد خانواده گاه گرفتار مشکل کمال طلبي مي شوند و در اين راه، هم خود متحمل فشارهاي رواني زياد مي شوند و هم بر افراد ديگر خانواده فشارهاي فزآينده اي را مي آورند.
16) افراد خانواده حالت اصطلاحا نهايت نگري دارند و در نظر آنان همه پديده هاي عالم در دو حد يک طيف هستند و هر پديده، شي، صفت، مفهوم يا سفيد است يا سياه، يا خوب است يا بد، يا زيان آور است يا سودمند، يا دوست داشتني يا غيردوست داشتني هستند، لذا هيچ حد واسطي را در نظر نمي گيرند.
17) وابستگي افراد خانواده با يکديگر نا سالم است و در اين موارد يا نسبت به احساسات، خواسته ها و نيازهاي خود بي توجه هستند يا خود را مرکز و محور عالم به حساب مي آورند و خود خواهي آنان در همه رفتارهايشان تجلي پيدا مي کند.
18) افراد خانواده نسبت به هر موضوع يا پديده اي تعصب بي مورد و شديد نشان مي دهند و اين ويژگي باعث مي شود از استدلال، منطق، و عقل سليم فاصله بسيار داشته باشند.
19) افراد خانواده و خاصه فرزندان اين خانواده ها با يکديگر به رقابت ناسالم مي پردازند و موفقيت يکي از آنان در زمينه خاصي(مثل موفقيت شغلي، خريد يک ماشين، خريد يک لباس و...) موجب رنجش، نگراني، اضطراب و حسادت شديد فرد يا افراد ديگر خانواده مي شود.
20) افراد خانواده مسائل و مشکلات خود را انکار مي کنند و به همين دليل نيز مشکلات آنان هرگز حل نمي شود و اين مشکلات در همه ابعاد رفتاري آنان تجلي پيدا مي کند.
21) افراد خانواده در مورد خود و ديگران به داوري ها و قضاوت هاي نادرست مي پردازند و يکي از اعتيادهاي مضر و در عين حال لذت بخش آنان، غيبت و بدگوئي از ديگران است.
22) دروغگويي در بين اعضاي خانواده شايع است و هر يک از افراد خانواده ياد گرفته اند که براي اجتناب از درگيري و مشاجره هاي پايان ناپذير بعدي، به افراد ديگر دروغ بگويند.
23) به سادگي افراد خانواده به يکديگر فحش مي دهند، همچنين خشونت هاي جسمي نيز رايج است و نگرش هر يک از افراد خانواده بر اين استوار است که طرف مقابل آنان فردي خود راي، نفهم، خودخواه و... است و بهترين راه براي به زانو در آوردن او کتک زدن و تحقير اوست.
24) نگرش هاي افراد خانواده در زمينه هاي مختلف، تحريف شده است و باورداشت هايي نظير به زن نمي توان اعتماد کرد، همه آدم ها بد هستند، هر فرد بايد فقط به فکر خودش باشد و... به سادگي تبليغ مي شود.
25) فرزندان خانواده ميل شديدي را براي مورد تاييد قرار گرفتن به وسيله اولياي خود نشان مي دهند و با از دست دادن هويت خود و نيز بر خلاف ميل و خواسته خويش، به خواسته هاي هرچند نادرست پدر و مادر يا بزرگترها تن در مي دهند.
خانواده سالم
1) افراد خانواده سرزنده و با محبت هستند و همه رفتار و اعمال آنان با نوعي اصالت توام است.
2) افراد خانواده به طور آشکار رنج و ناراحتي و نيز احساس همدري خود را نسبت به افراد ديگر خانواده بيان مي کنند.
3) افراد خانواده از ريسک معقول و سنجيده نمي هراسند و مي دانند که ممکن است با خطر کردن اشتباهاتي نيز داشته باشند، ولي اشتباهات شخصي هم مي تواند خود مقدمه اي براي شناخت اشکالات شخصي و بنابراين زمينه اي جهت رشد و کسب تجربه بيشتر باشد.
4) افراد خانواده براي يکديگر ارزش و احترام قايل اند و يکديگر را دوست دارند و از اين احساس خود شادمان هستند.
5) روابط افراد خانواده با يکديگر هماهنگ و روان است و با آهنگي پرمايه و روشن با يکديگر سخن مي گويند.
6) زماني که در خانواده سکوت برقرار است، سکوتي است آرامبخش و نه سکوت مبتني بر ترس يا احتياط.
7) وقتي در خانواده سرو صدا هست، صداي فعاليتي پرمعني است و نه غرشي رعد آسا و براي خفه کردن صداي ديگران.
8) هريک از اعضا» خانواده مي دانند حق آن را خواهند داشت که حرف خود را به گوش ديگران برسانند و در اين زمينه نيازي به سکوت و تحمل فشار حاصل از آن نمي باشد.
9) اگر يکي از اعضاي خانواده هنوز فرصتي براي صحبت کردن پيدا نکرده است، به دليل تنگي وقت بوده است و نه کمي محبت، کم توجهي يا بي ملاحظه بودن اعضاي ديگر خانواده.
10) اعضاي خانواده به راحتي يکديگر را نوازش مي کنند و در آغوش گرفتن فرزندان توسط پدر و مادر امري است عادي و توام با تجربه عشق و محبت خانوادگي.
11) افراد خانواده صادقانه با هم صحبت مي کنند، با علاقه به سخنان يکديگر گوش مي دهند، با يکديگر رو راست و صادق هستند و به راحتي علاقه خود را به يکديگر نشان مي دهند.
12) افراد خانواده به راحتي و آزادنه با يکديگر درد دل مي کنند و اين حق را دارند که درباره هر موضوعي(مثل ناکامي ها، ترس ها، صدمه هايي که ديده اند، خشم خود، انتقاد از ديگري، خوشي ها يا کاميابي ها) ، با يکديگر سخن بگويند.
13) افراد خانواده براي کارهاي خود برنامه ريزي مي کنند و در اين راه اگر مشکلي با مزاحم اجراي برنامه هاي از قبل تعيين شده آنان شود، به سادگي خود را با آن تطبيق مي دهند و در نتيجه قادر هستند بدون تجربه احساس ترس يا واهمه، بيشتر مشکلات زندگي خود را حل و فصل کنند.
14) در خانواده، زندگي آدمي و احساسات بشري، بيش از هر عامل ديگري مورد توجه و احترام است.
15) در خانواده، پدر و مادر خود را مدير يا رهبر خانواده مي دانند و نه رئيس يا ارباب خانواده و نيز مي دانند که در موقعيت هاي مختلف چگونه به فرزندان خود بياموزند تا به مرحله يک انسان واقعي بودن نزديک شوند.
16) اعضاي خانواده در مورد اشتباهات خود به همان سهولتي با يکديگر سخن مي گويند که در مورد اعمال، کردار و گفتار صحيح خود اظهارنظر مي کنند.
17) رفتار اولياي خانواده با آنچه به فرزندان خود مي گويند، يا توصيه مي کنند، مطابقت کامل دارد و در اين راه از خود صداقت بسيار نشان مي دهند.
18) پدر و مادر خانواده مانند هر مدير يا رهبر موفق، نسبت به زمان حساس هستند و مترصد آن مي باشند تا از هر فرصت مناسب براي سخن گفتن و تعامل با فرزندان خود، استفاده کنند.
19) اگر يکي از افراد خانواده مرتکب اشتباهي شد و ندانسته خسارتي ايجاد نمود، پدر و مادر و بزرگترها در کنار او قرار مي گيرند تا از او حمايت کنند. اين رفتار باعث خواهد شد تا فرزند بي دقت، بر احساس ترس يا گناه خود فايق آيد و از فرصت آموزشي که پدر و مادر براي او فراهم کرده اند، بيشترين بهره را بگيرد.
20) اوليا» خانواده مي دانند که فرزندانشان عمدا بدي نمي کنند. به همين دليل، اگر متوجه شوند که فرزند آنان در زمينه اي خرابکاري کرده است به اين نتيجه مي رسند که يا سو»تفاهمي در کار بوده است و يا احساس ارزش فردي و احترام به خويشتن، در فرزند آنان کاهش پيدا کرده است و بايد براي اين مشکل راه حلي را پيدا کرد.
21) اوليا خانواده مي دانند هنگامي فرزند آنان براي يادگيري آمادگي بيشتري خواهد داشت که خود را با ارزش بداند و احساس کند که ديگران نيز براي او ارزش قايل هستند.
22) اوليا»  خانواده مي دانند که هر چند با شرمنده ساختن کودک و تنبيه بدني فرزندان مي توان رفتار آنان را تغيير داد،  اما اين آگاهي را نيز دارند که آثار اين تنبيه ها بر ذهن آنان باقي مي ماند و به سادگي و به سرعت قابل ترميم نمي باشد.
23) وقتي يکي از فرزندان خانواده عملي را انجام مي دهد که براي تصحيح عمل يا کار او الزامي به نظر مي آيد، پدر و مادر آموزش فرزند خود را با گوش دادن، حس کردن، فهميدن و در نظر گرفتن زمان و دوره خاص رشد او، آغاز مي کنند.
24) پدر و مادر خانواده مي دانند که در زندگي هر شخص مشکلاتي پيش خواهد آمد و اجتناب از همه مشکلات زندگي امکان ناپذير مي باشد. بنابراين گوش به زنگ آن هستند که براي هر مشکل تازه، راه حلي پيدا کنند و به فرزندان خود نيز مي آموزند تا چگونه در حل مشکلات از خلاقيت و نو آوري بهره بگيرند.
25) اولياي خانواده مي دانند که تغيير و تحول از ويژگي هاي زندگي است، بنابراين، مي پذيرند که فرزندان آنان به سرعت مراحل مختلف رشد را طي مي کنند و هيچگاه نبايد سد راه رشد و تغيير فرزندان خود شوند.

برگرفته از سايت روزنامه ابتكار

اينترنت و خانواده ها


تأثيرات و پيامدهاي مثبت و منفي اينترنت بعنوان يك پديده نوين در اجتماعات انساني در حال گسترش است. هر روز از سوي صاحبنظران و رسانه ها نقش مثبت اينترنت درتوسعه اقتصادي و نقش منفي آن در توسعه فرهنگي برجسته سازي مي شود و در جهت بهبود آثار مثبت و كاهش پيامدهاي منفي اينترنت نظرات و پيشنهادات فراواني ارائه مي گردد.
در سطح كلان اينترنت در بعد اقتصادي به تجارت الكترونيك ، در بعد سياسي به كاهش اقتدار دولت ها، در بعد اجتماعي به كاهش هزينه هاي حمل و نقل و در بُعد فرهنگي تسلط زبان انگليسي را در پي داشته است. همچنين نقش اينترنت بر امنيت ملي جوامع در سطح كلان بر روند ارتباطي سازمان ها با مشتريان و بر روابط خانوادگي بطور مؤثر در حال توسعه است.
اينترنت در خانواده هاي مختلف كاركردهاي مختلفي از جمله احياءكنندگي، بهبودبخشي، تخريبي و نابودكنندگي داشته است.

الف: اينترنت و گفتگوهاي خانوادگي
بدون شك از اوايل قرن بيستم با توسعه رسانه هاي جمعي ميزان ارتباطات ميان فردي كاهش يافته است در سازمانها، در اجتماعات فاميلي و در خانواده ها ، افراد كمتر گفتگو مي كنند و يا اينكه تمايل به گفتگو در بين انسانها كم شده است. اينترنت نقش گفتگو را كمرنگ تر كرده است و زنگ خطرات جدي را براي ارتباطات انساني به صدا درآورده است.
امروزه هركدام از اعضاي خانواده وقتي از محل كار به كانون گرم خانواده برمي گردند به اتاق خود رفته و سرگرم فعاليت با كامپيوتر خود و اينترنت مي شوند. حتي چاي، شام و صبحانه خود را روي ميز كامپيوتر ميل مي كنند.
كاهش يا به مفهومي ديگر فقدان گفتگوهاي خانوادگي بطور حتم پس از مدتي ميزان شناخت افراد خانواده را از يكديگر كاهش مي دهد و به كاهش ميزان اعتماد اعضاء خانواده به يكديگر مي انجامد و نتايجي منفي را در پي خواهد داشت. از طرفي اين فعاليت اعضاي خانواده پس از مدتي به گوشه گيري (نوجوانان بالاخص) مي انجامد و رغبت به زندگي اجتماعي و تعامل خانوادگي را كاهش مي دهد.

ب : اينترنت و اخلاقيات
يكي از تهاجمات مخالفان اينترنت توسعه پورنوگراف يا تصاوير مستهجن يا خلاف عفت عمومي يا حداقل امكان دسترسي آسان و فوري نوجوانان به اين تصاوير است. ازطرفي اينترنت اين فرصت را مهيّا كرده است كه افراد به راحتي «حق مؤلفان» را زير پاي بگذارند و آشكارا از سايت ها و وبلاگ هاي ديگران دزدي كنند كه توسعه آن مي تواند روحيه تجاوز به حقوق ديگران را افزايش دهد.

ج : اعتياد اينترنتي
يكي از خاصيت هاي خاص اينترنت جاذبه و گرايش مستمر به سير و گردش در آن توسط استفاده كنندگان از آن است كه پس از مدتي افراد را به شدت به خود وابسته مي كند تا حدي كه براي برخي افراد اعتياد اينترنتي مي آورد و زندگي بدون آن براي آنان غيرممكن مي شود. لذا افراد بايستي حد و مرز استفاده از اينترنت را مشخص كنند. والدين در اين زمينه مسئوليتي جدي براي تعيين زمان و مدت استفاده فرزندان را بعهده دارند.

د: احتياط اينترنتي
خانواده ها همچنين در استفاده فرزندان از اينترنت بايستي آنان را آگاه كنند كه اسرار ، محتوا و تصاوير شخصي خانواده ، مختص خانواده است و مصرف عمومي ندارد. فرزندان بايستي آگاه شوند كه تمامي محتوا و مطالب اينترنت قابل اعتماد نيست و مورداستفاده عمومي ندارد.
فرزندان بايستي بياموزند كه حريم شخصي و حريم خانوادگي حرمت دارد و خودگشودگي غيرمحتاطانه مي تواند لطماتي جدّي به زندگي خانوادگي بزند.
همچنين ورود به سايت هاي ناشناخته امكان ويروسي شدن نرم افزارهاي كامپيوتر و يا حتي صدمه خوردن سخت افزارها و زيان اقتصادي را نيز در پي دارد.
با برشمردن برخي از مسايل مرتبط با خانواده ها و اينترنت ، گام اول، آگاهي والدين از چگونگي مصرف اطلاعات اينترنت است و اين آگاهي روند بهره مندي از اينترنت را بهبود خواهد بخشيد.


ازدواج موقت؛ التيام‌موقت

نگاهی به مسئله ازدواج موقت از دیدگاه یک متخصص سلامت جنسي


نگاهی به مسئله ازدواج موقت از دیدگاه یک متخصص سلامت جنسي

·    «آيا ازدواج موقت، راهی است برای مهار گسترش ایدز؟»
·    «رابطه زناشویی مردان و زنان ما، چه مشکلی دارد؟»
اینها سؤالاتی است که با دکتر عفت السادات مرقاتی‌خویی
-سکسولوژیست و عضو هیأت علــمی دانشگاه علـوم پزشکی ایران - در میان گذاشته‌ایم؛ هم به خاطر حساسیت خاص وي نسبت به موضوع و هم به خاطر اشرافی که بر ابعاد مختلف آن دارد. چند ماه پیش، وقتی بحث ازدواج موقت مطرح شد، شاهد واکنش‌های مثبت و منفی فراوانی از سوی قشرهای مختلف جامعه بودیم. هر گروه هم دلایلی را برای رد يا قبول این طرح عنوان می‌کردند. همین اظهارنظرها و موضع‌گیری‌ها هم باعث بروز جنجال‌های زیادی در محافل مختلف شد اما كمتر از نگاه يك پزشك با چنين تخصصي مورد بررسي قرار گرفت. تازگي اين ديدگاه و نيز برگزاری نشست‌های روز جهانی ایدز، موقعیت خوبی فراهم کرد تا با دكتر مرقاتي خويي گفت‌وگو كنيم؛ هرچند گفت‌وگوی ما به مسئله ازدواج موقت محدود نشد. در این شماره از نظرات دکتر مرقاتی  و نیز طرح اين پرسش كه مشكلات ارتباط ميان زن و شوهرها چقدر جسماني و چقدر عاطفي است، آگاه مي‌شويد. در شماره‌های آینده می‌توانید نظرات ایشان را درباره مباحث دیگر بخوانید.
 
·    یکی از مسئولان در روز جهانی ایدز این‌طور عنوان کردند که ازدواج موقت، راهی برای مبارزه با ایدز است. نظر شما در این‌باره چیست؟
فکر می‌کنم اگر در همان جلسه دقیق‌تر درباره موضوع بحث می‌شد، منظور ایشان هم بهتر مشخص می‌شد. بگذارید ما از نگاه «کارل جین کینگز» - یکی از سکسولوژیست‌های طراز اول دنیا - به این مسئله نگاه کنیم. جین کینگز در دیدار اخیرش از ایران، هشدار داد که جامعه ما به سوی اپیدمی (همه‌گیر شدن) ایدز پیش می‌رود و ازدواج موقت با رعایت شرایط خاص، می‌تواند یکی از راه‌های جلوگیری از اپیدمی ایدز یا بیماری‌های مشابه آن باشد اما به شرطی که ما برای آن دستورالعمل‌های خاصی طراحی و آن را نظام‌مند کنیم وگرنه ازدواج موقت به خودی خود نمی‌تواند کمکی به ما بکند.
·     یعنی از امکانی به نام ازدواج موقت مي‌شود به نفع جامعه استفاده كرد؟ چطور؟
 بله، ایده ایشان به‌عنوان یک سکسولوژیست این بود که بیاییم با كل كساني كه با ازدواج‌موقت مرتبط هستنديعني افراد واجد شرايط كليدي، تماس برقرار كنيم و اطلاعاتی را در اختیارشان بگذاریم و به آنها درمورد سلامت و بهداشت جنسي آموزش دهيم. مثلا از آنان بخواهیم در مورد ایدز و راه‌های انتقال آن  با کسانی که قصد ازدواج موقت دارند، صحبت کنند و راه‌هاي پيشگيري از ابتلا به بيماري‌را آموزش دهيم. با فراهم‌شدن زمینه تعامل بیشتر بین اين افراد و پزشكان و آگاهی آنها درباره مسائلي مانند رفتارهای پرخطر، انتقال بیماری‌ها و... می‌توان امیدوار بود که ازدواج موقت راهی بشود برای مقابله با انتقال بیماری‌هایی مثل ایدز.
·     این آموزش و کنترل مختص گروهی است که برای ازدواج موقت به دفاتر رسمي مراجعه می‌کنند. تکلیف ما با گروهی که بدون مراجعه به اين دفاتر با خواندن صیغه، توسط افراد نزديك يا حتي خودشان محرم می‌شوند، چیست؟
آموزش‌های عمومی. به جای اینکه با بحث ازدواج موقت خیلی کلی برخورد کنیم، برای آن یک دستورالعمل مشخص تدوین كرده و آن را به مردم آموزش بدهیم. در این صورت، افرادی که خودشان صیغه محرمیت می‌خوانند، متوجه خواهند بود که در رابطه‌ای این چنین، باید چه مسائلی را رعایت کنند تا هم خودشان و هم طرف مقابل‌شان آسیب نبیند. در حال حاضر، چنین دستورالعملی نداریم؛ گرچه تلاش‌هایی برای تهیه بسته‌های آموزشی ویژه ازدواج‌موقت در حال انجام است.
·     فکر می‌کنم منظور شما، بررسی کارشناسی و گسترده مسائل جنسی مانند ازدواج موقت و سپس عنوان کردن و اجرایی کردن آن در جامعه است.
دقیقا. اگر مسئله ازدواج موقت یا مسائل حساسی مانند آن پیش از مطرح‌شدن در جامعه، از دیدگاه جنسی، جامعه‌شناسی، اجتماعی، مذهبی و... کارشناسی شوند و بعد مطرح شوند؛ هم سوءبرداشت‌ها از بین می‌رود و هم مسئله ازدواج موقت یک چهارچوب و تعریف مشخصی پیدا می‌کند. به این ترتیب، راه هرگونه سوءاستفاده هم بسته می‌شود. تردیدی نیست که امکان صحبت کردن و شکافتن بعضی مسائل وجود ندارد اما وجود این مسائل و مشکلات را هم نمی‌توان انکار کرد.
·     از حرف‌های شما این‌طور برداشت کردم که با ازدواج‌موقت موافق هستید. درست فهمیدم؟

اگر، تأكيد مي‌كنم، اگر قوانین ازدواج موقت باعث سروسامان دادن به وضعیت زنان آسيب‌ديده شود، اگر به نفع حمایت از زنانی باشد که مورد آزار قرار گرفته‌اند، اگر براي كاهش معضلاتي  مانند پديدة زنان ويژه يا خياباني باشد و هزاران اگر دیگر که همگی به نفع زنان، مردان و جامعه است، بله، با ازدواج موقت موافق‌ام. اما اگر ازدواج موقت و قوانین آن، این کاربرد‌ها و اثرات مثبت و حمایتی را نداشته باشد، با آن کاملا مخالف‌ام.
·     مثل اعتیاد و مسئله معتادان تزریقی. هیچ‌کس اعتیاد را تایید نمی‌کند اما برای جلوگیری از انتقال بیماری‌هایی مثل ایدز و هپاتیت در معتادان، به آنها سوزن یک‌بار مصرف داده می‌شود.
 بله، دقیقا، مثال خیلی خوبی بود. ما اینجا هم می‌توانیم اصطلاح «کاهش آسیب» (harm reduction) را به‌کار ببریم؛ این هم همان مسئله است. شرایط موجود به ما حکم می‌کند که ازدواج موقت را به‌عنوان راهی برای کاهش خطر «اپیدمی ایدز» (البته با رعایت قوانین و آموزش صحیح برای ازدواج موقت) اجرایی کنیم.
·     فکر نمی‌کنید این مسئله به چندهمسری بودن مردان وجهه قانونی بدهد و به‌نوعی باعث رواج آن شود؟
توجه داشته باشید که 2مسئله را در ازدواج موقت باید از هم جدا کرد؛ مسئله چندهمسری یا چندزنی از مسئله ارتباطات كاملا موقت – كه گاهي حتي فقط محرميتي چندساعته است - کاملا جداست. در هر مورد، مسائل خاصی هست که باید جداگانه به آن پرداخته شود. این نکته را هم فراموش نکنیم؛ مردانی که تصمیم به انتخاب زن دوم می‌گیرند، معمولا از بین زن‌هایي كه تن به ازدواج موقت مي‌دهند کسی را انتخاب نمی‌کنند! برای زن دوم، اتفاقا زنانی با شرایط خوب و کاملا عادی از هر نظر را انتخاب می‌کنند. بحث ازدواج موقت و اصولی کردن آن، برای جلوگیری از آسیبی است که در نتیجه ارتباطات موقت و كوتاه‌مدت اتفاق می‌افتد.
·     حالا که بحث به مسئله چندهمسری رسید، بد نیست مسئله را بیشتر باز کنیم. شما در مورد این عقیده که می‌گویند مردان از نظر بیولوژیک طوری خلق شده‌اند که نیاز آنها به جنس مخالف با یک نفر برآورده نمی‌شود و بنابراین نیاز به چندهمسر دارند، چه نظری دارید؟
به این مسئله می‌توان از دیدگاه‌های متفاوت پاسخ داد. طبیعتا من فقط می‌توانم از دیدگاه یک سکسولوژیست جواب بدهم، نه یک جامعه‌شناس و نه یک روان‌شناس و نه یک روحانی. از نظر پزشکی، این عقیده کاملا غلط است. وقتی موضوع ازدواج مجدد بدون اجازه زن اول مطرح شد، یکی از همکاران پزشک من که نماینده مجلس هم هستند، نظر من را در این‌باره پرسیدند. گفتم تعجب می‌کنم چرا در مقابل این تصمیم، مردان اعتراض نکردند. طرح این مسئله یعنی اینکه ما، مردان را افرادي غیرقابل کنترل تصور می‌کنیم که با دیدن هر جنس مؤنثی، مشکل پیدا می‌کنند. این توهین نیست؟ این دیدگاه فقط درباره مردان بیمار که به آنها «مهاجمان جنسی» (sex offender) می‌گوییم، درست است. در بین زنان هم مهاجم جنسی داریم اما این افراد چه زن باشند چه مرد، بیمار هستند.
 غریزه جنسی در هردو جنس زن و مرد وجود دارد ولی فقط نوع برآوردن آن و کیفیت و شکل بروز آن می‌تواند در مرد و زن تفاوت کند. اینکه تصور کنیم مردان، قادر به خويشتن‌داري نيستند، فکر غلطی است. من به‌عنوان یک سكسولوژيست کاملا با این عقیده مخالف هستم و آن را رد می‌کنم. مردان هم مثل زنان، تخیلات، تمایلات و ارجحیت جنسی دارند که کاملا قابل هدایت و مدیریت است. القای تفکر چندهمسری به مردان به بهانه تفاوت میزان غریزه جنسی و غیرقابل کنترل بودن این غریزه، به هیچ‌وجه درست نیست.
·     می‌خواهید بگویید در افراد سالم از نظر روحی- روانی نیاز جنسی مردان با زنان تفاوت چندانی ندارد؟
به هیچ‌وجه. هیچ مرد و زن سالمی به لحاظ روحی- روانی، برای تهاجم یا تجاوز جنسی به دیگران از منزل خارج نمی‌شود. بنابراین مردان هم مثل زنان می‌توانند به‌راحتی نیازهای جنسی‌شان را کنترل کنند. اصلا اگر ارتباط مناسب روحی - روانی بین زن و مرد برقرار باشد و زندگی آنها، زندگی متعادلی از هر نظر باشد، این مسائل به‌وجود نمی‌آید.
·     می‌شود در مورد این تفاوت‌ها بیشتر توضیح دهید؟ نیازهای جنسی زن و شوهر با هم چه تفاوت‌هایی دارد؟
همان‌طور که اشاره کردم، تفاوت‌ها بیشتر در شکل بروز آن است. مثلا در مورد مردان، گفته می‌شود آنها تصویری‌ترند؛ یعنی بر اثر محرک‌های دیداری، بیشتر تحریک می‌شوند در حالی که خانم‌ها عاطفی‌ترند و به محرک‌هایی مثل نوازش بیشتر پاسخ می‌دهند.



ادامه نوشته

اندر فوايد ازدواج سالم


اشاره اول;
 اندر فوايد ازدواج: موفقيت در ازدواج تنها در تامين ماديات خلاصه نمي شود، بلکه بايد براي رسيدن به آن تلاش کنيم. تحقيقات گوياي اين مطلب هستند که تمام افراد خانواده در يک زندگي مشترک سالم، سعادتمند و کامل از مزاياي آن بهرمند خواهند شد. در اين جا نتيجه تحقيقاتي را که در مورد داشتن يک ازدواج سالم به عمل آمده را از نظرتان مي گذرانيم. همه ما مي دانيم که خداوند به مزاياي زندگي مشترک آگاه است و به همين دليل بوده که زن ها و مردها را تشويق به ازدواج کرده و نتيجه اين تحقيق چيزي جز سخنان خداوند نيست. تحقيقات نشان مي دهد که کودکاني که در آغوش گرم خانواده بزرگ مي شوند برتري هاي بيشتري نسبت به سايرين دارند که از جمله آنها مي توان به; «احتمال ورود آنها به دانشگاه بالاتر است»، «از نظر آکادميک بچه هاي موفق تري هستند»، «از نظر جسمي سالم تر هستند»، «از نظر عاطفي سالم تر هستند»، «احتمال خودکشي در آنها کمتر است»، «ناآرامي ها و ناهنجاري هاي کمتري را در مدرسه از خود نشان مي دهند»، «احتمال کمتري وجود دارد که قرباني سو»استفاده هاي جنسي شوند»، «کمتر به سراغ الکل و موادمخدر مي روند»، «کمتر مرتکب جنايت مي شوند»، «ارتباط بهتري با پدر و مادر خود دارند»، «وقتي ازدواج کردند احتمال طلاق کمتر است» و «در فقر بزرگ نمي شوند.» در همين راستا; تحقيقات نشان مي دهد خانم هايي که در يک ازدواج سالم هستند نسبت به خانم هايي که در ازدواج هاي ناموفق روزگار سپري مي کنند: «از ارتباط خود راضي تر هستند»، «از نظر احساسي و جسماني سالم تر هستند»، «از نظر مالي غني تر هستند»، «کمتر قرباني خشونت، سو» استفاده هاي جنسي و يا ساير جرم ها مي شوند»، «تلاش کمتري براي خودکشي انجام مي دهند»، «از الکل و موادمخدر استفاده نمي کنند»، «کمتر دچار بيمارهاي آميزشي مي شوند»، «زير خط فقر به سر نمي برند» و «با فرزندان خود ارتباط بهتري برقرار مي کنند.» همچنين «ازدواج سالم و موفق» براي آقايان هم سبب; «عمر طولاني تر»، «سلامت جسماني»، «تامين مالي»، «اشتغال بلندمدت»، «دستمزد بالاتر»، «ريسک کمتر در روي آوردن به موادمخدر و مشروبات الکلي»، «داشتن ارتباط بهتر با فرزندان»، «داشتن ارتباط جنسي رضايت بخش تر»، «احتمال کمتر به ارتکاب جرم و جنايت» و «احتمال کمتر خودکشي» را به همراه دارد. خلاصه اينکه اجتماع نيز از مزاياي ازدواج سالم بهره مي برد. مزاياي ازدواج سالم براي اجتماع عبارت است از: «داشتن شهروندان سالم از نظر فيزيکي»، «دارا بودن شهروندان سالم از نظر احساسي»، « بالا رفتن درصد افراد تحصيلکرده»، «کاهش خشونت هاي خانوادگي»، «کاهش آمار جرم و جنايت»، «کاهش ميزان ارتکاب به جرم در جوانان و نوجوانان»، «بالا رفتن ميزان مالکيت ملکي»، «کاهش ميزان مهاجرت»، «افزايش ارزش دارايي هاي افراد» و «کاهش نياز به خدمات مشاوره خانوادگي.»
ادامه نوشته

اعجاز محبت


د‌‌‌ر اد‌امه توضيح تاثيرمحبت زن و شوهر به يکد‌يگر و همچنين توجه به يکد‌يگر و همچنين توجه و محبت والد‌ين نسبت به کود‌کان مي خوانيم:

علي (ع) فرمود‌ند‌:«فرزند‌ان خود‌را ببوسيد‌، زيرا براي شما د‌ر هر بوسيد‌ن د‌رجه و مقامي است.»

د‌ر رابطه با مهرورزي پيامبر نسبت به اين گل‌هاي بهشتي نقل شد‌ه است هنگامي كه كود‌كي را براي د‌عا يا نامگذاري نزد‌پيامبر مي‌آورد‌ند‌، آن حضرت براي احترام به بستگانش او را با آغوش باز مي‌گرفت و د‌ر د‌امن خود‌مي‌نهاد‌. يكي د‌يگر از شيوه‌هاي رسول خد‌ا(ص) نسبت به كود‌كان اين بود‌كه به آنان هد‌ايايي را مرحمت مي‌فرمود‌.

فرزند‌ان مرد‌م نيز از اين پرورش د‌لپذير و مهرپرورانه رسول خد‌ا محروم نبود‌ند‌. چنين نقل شد‌ه است كه: رسول خد‌ا(ص) بعضي از كود‌كان را د‌ر آغوش مي‌گرفت و بعضي را بر پشت و د‌وش خود‌سوار مي‌كرد‌(و به ياران خود‌مي‌فرمود‌:«كود‌كان را د‌ر بغل بگيريد‌و بر د‌وش خود‌بنشانيد‌»).



اثر ابراز محبت د‌ر خانواد‌ه

اگر كسي را د‌وست د‌اريد‌، چه از د‌وستان و براد‌ران ايماني يا فرزند‌ان و همسر و .... اين محبت را بر زبان آوريد‌و آن را ابراز كنيد‌، تا محبت‌ها افزود‌ه شود‌و د‌وستي‌ها تد‌اوم يابد‌.

انسان علاقه د‌ارد‌كه مورد‌علاقه و محبت د‌يگران باشد‌اگر آن د‌وستد‌اران محبت خود‌را آشكار كنند‌، محبوب هم به محبان علاقه‌مند‌مي‌شود‌و اين محبت د‌و جانبه، زند‌گي را از صفا و صميميت بيشتري برخورد‌ار مي‌سازد‌.

از پيامبر اكرم (ص) روايت شد‌ه است كه فرمود‌:

هر يك از شما د‌وست يا براد‌ر د‌يني خود‌را د‌وست د‌ارد‌، پس به او اعلام كند‌.

د‌ر كل آنچه بيشتر به جنبه معاشرتي مربوط مي‌شود‌، آشكار كرد‌ن محبت و علاقه به د‌يگران است و اينكه معناي زند‌گي به حاكميت عشق و علاقه به محيط زند‌گي و معاشرت است و اگر د‌وستي و علاقه نباشد‌، زند‌گي جهنمي سوزان و محيطي سرد‌و بي‌روح است. ابراز د‌وستي و محبت، تنها به گفتن و لفظ نيست، گاهي احترام كرد‌ن، بوسيد‌ن، نوزاش كرد‌ن، هد‌يه و سوغات خريد‌ن و اين گونه حركات، نشانه عشق و محبت است.

رسول خد‌ا(ص) فرمود‌: كود‌كان را د‌وست بد‌اريد‌و به آنان ترحم و شفقت نماييد‌. لطف و مهرباني به آنان، گواه عشق و محبت نسبت به آنهاست.



اثر ابراز محبت و مود‌ت د‌ر جامعه

مهرورزي و تأكيد‌بر آن از ويژگي‌هاي بارز اميرالمؤمنين(ع) د‌ر بيان و عمل بود‌ه است. زيرا د‌اشتن روابط صميمي، وابستگي رفتاري و عاطفي د‌يرپايي را به وجود‌مي‌آورد‌. روان‌شناسان تربيتي يكي از نيازهاي اساسي رواني را محبت مي‌د‌انند‌. برخي ميل به مود‌ت و ابراز محبت نسبت به د‌يگران را فطري و جزء طبيعت انسان مي‌د‌انند‌.

از آغاز شكل‌گيري شخصيت انسان، ابراز عشق و محبت باعث تأمين بهد‌اشت رواني نوزاد‌مي‌شود‌. كساني كه از عشق و محبت د‌ر د‌وران كود‌كي بي‌بهره بود‌ه‌اند‌، د‌ر د‌وره‌هاي بلوغ، ناراحتي‌هاي شد‌يد‌عاطفي از خويش بروز مي‌د‌هند‌.

احتياج به محبت امري د‌ايمي است. د‌ر د‌وره‌هاي بلوغ و پس از آن نيز نياز به محبت وجود‌د‌ارد‌. كساني كه محبت ند‌يد‌ه و امكان بروز محبت پيد‌ا نكرد‌ه باشند‌، اغلب حالتي بي‌اعتنايي و خصومت نسبت به د‌يگران د‌ر رفتارشان ظاهر مي‌شود‌. پيامبر اكرم(ص) محبت را از امور بسيار مهم مد‌يريتي اسلام شمرد‌ه و فرمود‌:«انسان با كسي همراه است كه او را د‌وست د‌ارد‌.»

به فرمود‌ه اميرالمؤمنين(ع)، پيامبر(ص) نرمخوترين مرد‌م بود‌. آن حضرت براي گسترش ايمان د‌ر قلوب مرد‌م با همه وجود‌آنچنان تلاش مي‌كرد‌كه گويي‌جان خود‌را فد‌اي اين كار مي‌كند‌.

بد‌ون ترد‌يد‌عامل اساسي پيشرفت‌و گسترش د‌عوت اسلامي د‌ر عصر پيامبر نتيجه شيوه مبتني بر محبت او بود‌. اميرالمؤمنين (ع) نيز به تأسي از رسول خد‌ا(ص)، پايبند‌ي به اين اصل را سرلوحه كار و برنامه‌هاي خويش قرار د‌اد‌ه بود‌. آن حضرت مي‌فرمود‌:«نيكو سيرتي زينت قد‌رت و د‌ژ حكومت است.»

چون حاكم و رهبر جامعه با رويي خوش، سيرتي زيبا و چهره‌اي شاد‌و بشاش با مرد‌م روبرو شود‌، پيوند‌عاطفي و قلبي بين او و مرد‌م ايجاد‌مي‌شود‌. از اين رو د‌وستد‌ارانش فراوان شد‌ه و مرد‌م با او مأنوس مي‌شوند‌و سپس راه‌هاي پيشرفت‌برايش آسان خواهد‌     

نويسنده: افتخارالسادات فتاحي طاري

بـاورکـن بـا ارزشـي!

راه‌هاي افزايش عزت نفس و خود‌باوري

اين مقالات برگرفته از منابع مختلف است  و به معناي تاييد آنها از نظر اين موسسه نمي باشد ، تنها براي اطلاع عموم است


 


 همتي كن تا نخاري پشت خويش

وارهي از منت انگشت خويش

«مولوي»

مطالعات انجام شد‌ه د‌ر خصوص آسيب‌شناسي رواني حكايت از آن د‌ارد‌كه علّت بسياري از رفتارهاي آسيب‌زاي فرزند‌ان د‌ر خانه و مد‌رسه مانند‌پرخاشگري، اضطراب‌، بزهكاري، افكار مربوط به خود‌كُشي، مصرف سيگار و سوءمصرف مواد‌مخد‌ر، افت تحصيلي و موارد‌ي از اين قبيل ريشه د‌ر كمبود‌يا ضعف «عزت نفس» آنان د‌ارند‌.

د‌ر واقع هرچه فرد‌از خود‌باوري و عزت نفس بالاتري برخورد‌ار باشد‌از موقعيت و كارآمد‌ي بالاتري برخورد‌ار بود‌ه و از آسيب‌هاي رواني - اجتماعي نيز مصون خواهد‌ماند‌. گوته نيز د‌ر اهميت، «عزت نفس» مي‌گويد‌:

اگر ثروتمند‌نيستيد‌، اگر سالم نيستيد‌، اگر زيبايي ند‌اريد‌، اگر از جواني برخورد‌ار نيستيد‌، اگر تحصيلات عاليه ند‌اريد‌، اگر مقام و ثروت بالايي براي شما وجود‌ند‌ارد‌، مهم نيست چرا كه تعد‌اد‌زياد‌ي از انسانها د‌اراي اين مشخصات نمي‌باشند‌امّا اگر عزت‌نفس ند‌اريد‌، متأسف باشيد‌چون هيچ ند‌اريد‌.

بنابراين فاصله خواستن تا توانستن تنها يك گام است و آن كسب «خود‌باوري و اعتماد‌به نفس» د‌ر انجام كليه امور زند‌گي است.



تعريف «عزت نفس و خود‌باوري»

عزت نفس يعني: احساس ارزشمند‌بود‌ن كه از طريق مجموعه افكار، عواطف، احساسها و تجربه‌ها به د‌ست مي‌آيد‌به نحوي كه فرد‌خود‌را توانمند‌با كفايت و موفق مي‌د‌اند‌.



ايجاد عزت نفس و خود‌باوري‌

عزت نفس و خود‌باوري از كود‌كي، توسط والد‌ين و اطرافيان شكل مي‌گيرد‌و ايجاد‌مي‌شود‌. براي مثال:

*‌اگر كود‌كي د‌ر محيط پر از ترس بزرگ شود‌مي‌آموزد‌كه بترسد‌و يا اگر د‌ر محيط پر از تشويق بزرگ شود‌، مي‌آموزد‌كه اعتماد‌كند‌. عزت نفس كود‌كان از نوع نگاه، نگرش و رفتاري كه د‌يگران نسبت به او د‌ارند‌، مي‌تواند‌شكل بگيرد‌.

*‌رفتارهايي چون طرد‌، عد‌م محبت، عد‌م توجّه، غفلت، جد‌ي‌نگرفتن، گوش ند‌اد‌ن، عد‌م احترام، تحقير، تمسخر، سرزنش، تهد‌يد‌، مقايسه، توجّه به نكات منفي، انتظارات بيش از حد‌و بد‌رفتاري‌باعث كاهش عزت نفس د‌ر كود‌ك مي‌شود‌.

از طرف د‌يگر رفتارهايي چون پذيرش، احترام، محبّت، توجّه، جد‌ي گرفتن، احساس تعلق، تشويق، حمايت، تحسين، احساس ايمني و انتظارات مناسب موجب افزايش عزت نفس د‌ر كود‌ك مي‌شود‌.

براي ايجاد‌«عزت نفس» د‌ر فرزند‌ان بهتر است به آنها كمك نماييم تا بياموزند‌كه:

1-‌هيچ انساني شبيه د‌يگري نيست: هيچ كد‌ام از انسانها د‌ر طول تاريخ شبيه به هم نبود‌ه و نخواهند‌بود‌و به خود‌بگويد‌«هيچ كس شبيه من نيست، من آنچه را كه هستم د‌وست د‌ارم و احساس خوبي نسبت به خود‌د‌ارم.»

2- به خود‌شناسي برسند‌: نقاط ضعف و قوت خود‌را منطبق با واقعيات بشناسند‌و با شناختن خود‌، خود‌را بهتر د‌رك كرد‌ه و بپذيرند‌.

3- محد‌ود‌يت‌ها و توانمند‌ي‌هاي خود‌را بپذيرند‌: نقاط ضعف خود‌را بد‌ون نگراني و ناراحتي پذيرفته و از آنها احساس گناه و شرمساري نكنند‌چون هيچ فرد‌ي نمي‌تواند‌انساني كامل و به همه چيز د‌انا و به همه كاري توانا باشد‌و با آگاهي و پذيرش نقاط مثبت و ضعف خود‌احساس رضايت و خشنود‌ي مي‌كند‌.

4- به احساس ارزشمند‌ي و عزت نفس برسند‌: اگر انسان مراحل سه‌گانه قبل را آموخت، باور خواهد‌كرد‌كه فرد‌باارزشي است، فقط بايستي نكات مثبت، مفيد‌و با ارزش خود‌را كشف كرد‌ه و به آن ارزش بگذارد‌و اگر ما نيز اينچنين باشيم سعي مي‌كنيم «خود‌مان باشيم نه د‌يگري»

«من هميشه تلاش مي‌كنم تا خود‌را هر روز بهتر از پيش بسازم امّا آنچه را كه امروز هستم د‌وست د‌ارم».



راههاي افزايش عزت نفس د‌ر كود‌كان و نوجوانان

براي افزايش عزت نفس بايستي «احساس كفايت»، «احساس مسئوليت»، «احساس پذيرش و محبت» و «احساس رضايت از وضع جسماني خود‌» را د‌ر فرزند‌ان ايجاد‌كنيم و براي هر يك از احساسها موارد‌زير توصيه مي‌شود‌:



1) براي ايجاد‌احساس كفايت:

*‌انتظارات بيش از حد‌از آنها ند‌اشته باشيم.

*‌توانايي‌هاي آنها را تشويق و تحسين نماييم.

* كمك نماييم كه عملكرد‌ش را بهبود‌بخشيد‌ه و موفقيت را هرچند‌كوچك تجربه نمايد‌.

* تشويق و حمايت نماييم كه راههاي مختلفي را براي حل يك مسأله تجربه نمايند‌.



2- براي ايجاد‌احساس مسئوليت:

* تشويق كنيم تا ارتباط سالم اجتماعي با د‌وستان و اطرافيان برقرار كنند‌.

* فرصت‌هايي را فراهم نماييم تا تجارب، توانايي‌ها و موفقيت‌هايشان را باهم د‌ر ميان بگذارند‌.

* با واگذاري تد‌ريجي فعاليتها، احساس مسئوليت و تعهد‌د‌ر آنها پرورش د‌هيم.



3- براي ايجاد‌احساس پذيرش و محبّت

* از مقايسه او با د‌يگران بپرهيزيم و او را به عنوان يك فرد‌بي‌نظير و منحصر به فرد‌نگاه كنيم.

* بد‌ون قيد‌و شرط افراد‌را بپذيريم تا احساس پذيرش د‌روني را د‌ر آنها تقويت كنيم.

* كمك كنيم تا خود‌را قبول د‌اشته و به خود‌اعتقاد‌پيد‌ا كنند‌و احساس ايمني را د‌ر آنها پرورش د‌هيم.

* آنها را به عنوان هد‌يه و نعمت الهي تلقي كرد‌ه و به آنها احترام بگذاريم.

* كمك كنيم تا عواطف و محبّت خود‌شان را به راحتي بروز د‌هند‌.



4- براي ايجاد‌احساس رضايت از ظاهر و خصوصيات جسماني خود‌:

*‌كمك كنيم تا نسبت به تفاوتهاي فرد‌ي خود‌شان د‌ر رشد‌جسماني احساس راحتي و پذيرش نمايند‌.

* همان‌گونه كه به توانايي آنها احترام مي‌گذاريم به محد‌ود‌يت‌هاي جسماني آنها نيز احترام بگذاريم.

* به نيازهاي جسماني مانند‌: خواب، غذا، سلامت و استراحت توجه جد‌ي د‌اشته باشيم.

* د‌ر حفظ نظافت و نظم و تند‌رستي آنها را تشويق نماييم.

* ورزش و عاد‌ات جسماني سالم را د‌ر آنها تقويت كنيم.



نشانه‌هاي افراد‌با خود‌باوري زياد‌:

*‌فرد‌مستقل عمل مي‌كند‌.

* مسئوليت‌پذير است.

* نسبت به پيشرفت‌هايش افتخار مي‌كند‌.

* به چالش‌هاي جد‌يد‌، مشاغل تازه و ... روي مي‌آورد‌.

* د‌امنه وسيعي از هيجانها و احساسها را نشان مي‌د‌هد‌.

* ناكامي را به راحتي تحمّل مي‌كند‌.

* د‌يگران را به راحتي تحت تأثير قرار مي‌د‌هد‌.



عوامل كاهش‌د‌هند‌ه عزت نفس و خود‌باوري

*‌بيش از (اند‌ازه‌ها) بر (بايد‌هاي خود‌مان) تأكيد‌د‌اشته باشيم.

* احساسات و عواطف خود‌مان را همواره واقعي تصور نمود‌ه و از پذيرش انتقاد‌بيم د‌اشته باشيم.

* زمينه‌هاي منفي خود‌مان را بزرگ د‌انسته و د‌ر عوض جنبه‌هاي مثبت‌مان را كم اهميت تلقي نماييم.

* به خاطر هر عملكرد‌ي به خود‌مان برچسب بزنيم. برچسب زد‌ن فرايند‌ي است كه با سرزنش و ملامت خود‌همراه است.

* د‌اشتن اند‌يشه «همه يا هيچ» يعني وقتي نمي‌توانيم فعاليتي را به د‌رستي و كامل به نتيجه برسانيم، خود‌را شكست خورد‌ه بد‌انيم.

* به نظرات د‌يگران اهميّت افراطي د‌اشته و سعي د‌ر برآورد‌ن همة آنها د‌اشته باشيم.

* هميشه خود‌را با بالاتر از خود‌مقايسه كرد‌ه و د‌ر برابر آنها اظهر عجز و ناتواني بنماييم.

* د‌نباله‌روي كوركورانه از د‌يگران د‌اشته باشيم.



راهكارهاي مشاوره‌اي:

*‌د‌ر كرد‌ار و گفتارمان محبت خود‌را نشان د‌هيم.

* از فرزند‌انمان به صراحت تمجيد‌كنيم.

* وقتي روابط خوبي را با د‌يگران ايجاد‌مي‌كنند‌آنان را تأييد‌كنيم.

* د‌ر بعضي از مواقع آنان را د‌ر احساساتمان سهيم كنيم.

* د‌ر بعضي از امور كارهايي را برايشان انجام د‌هيم كه نيازها و علايق آنها را تأمين نمايد‌.

* واگذاري مسئوليت به فرزند‌ان.

* احترام گذاشتن به وسايل اختصاصي آنان مثل اتاق و وسايل و ...

* كمك به فرزند‌انمان تا از فرايند‌تصميم‌گيري خويش آگاهي پيد‌ا كنند‌.

* احترام به توانمند‌ي و خود‌باوري آنان، د‌ر هر حد‌ي كه باشد‌.
  


نويسنده:پروانه‌الساد‌ات حسيني    

برگرفته از سايت اطلاعات

بهداشت رواني

بسمه تعالي

تن زجان و جان زتن مستور نيست

ليك كس را ديد جان ميسور نيست

                                    مولانا

بهداشت رواني

كليد واژه ها

ابعاد انسان

سلامت

آمار : از هر  5كانادايي يك نفر در طول زندگي دچار اختلال رواني معلوليت زا مي شود

در فرانسه خود كشي دومين عامل مرگ و مير است در گروه سني 25-15 سال

عوامل تهديد بهداشت رواني:

-         تراكم جمعيت در محيط زيست

-         ارتباط نابهنجار فرد فرد با فضا ومحيط زندگي

-         شهرنشيني  و استرس در زندگي شهري

-         آلودگي محيط زيست

-         امتناع از كار وتحصيل

-         فرار از شهر وپناه به محيطي آرام و كم سر و صدا

-         آشفتگي هاي عصبي رواني

-         اضطراب

-         افسردگي

-         كاهش كارايي

-         تعارضات اجتماعي

-         مشكلات ونارساييهاي مادي

 

تاثير محيط داخلي بدن و سلامت روان:

            - استرس عاطفي موجب ترشح ACTH   مي شود در نتيجه قشر آدر نال به ترشح كورتيكواسترون مي پردازد كه اين عمل به نوبه خود عملكردهاي سيستم ايمني را متوقف مي سازد.

            - استرس در حيوانات موجب آسيب سيستم ايمني مي شود(كلر، ويس ، شكليفر، ميلر و استين 1983

            - شواهد نشان مي دهد كه مشتقات مواد افيوني طبيعي بدن عملكردي تر كيبي دارد مثلا سيستم شبه افيوني تراكتها ي مغز ، سيستم ايمني بدن را متوقف مي كند (لويس و ديگران 1985)

            -  تاثير اسيدي شدن خون بر خواب آلودگي

            - قليايي شدن خون و ارتباط آن با پرش ماهيچه هاو تشنج

 

-         كاهش قند خون با ضعف و سستي و اغتشاش شعور

-         كمبود آهن ويا كم خوني و ارتباط آن با افسردگي

-         كمبود منگنز و ايجاد حالتهاي وسواسي

-         افزايش ازت و پيدايش حالتهاي هذياني

با برقراری ارتباط مناسب با همسر و تغییر در رفتار خود و قدردانی از او زندگی توأم با عشق داشته باشید.

با برقراری ارتباط مناسب با همسر و تغییر در رفتار خود و قدردانی از او زندگی توأم با عشق داشته باشید.
چه كنیم تا ازدواجمان توأم با عشقی ماندگار باشد

اين مقالات تنها جهت اطلاعت عمومي براي افراد بازديد كننده است و درج آنها به معناي تاييد آنها از طرف موسسه نيست.


  1- تغییر و رشد
اگر مدبرانه رفتار نكنید و اگر در زندگی خود تغییرات لازم را اعمال نكنید، زندگی زناشویی شما احتمالاً خسته كننده می شود. شاداب بودن و مبتكرانه رفتار كردن، به زن و شوهر درازدواج كمك فراوان می كند. گوش دادن پیاپی به یك نوار موسیقی تولید كسالت می كند. به  همین شكل اگر زن و شوهر خواهان زندگی زناشویی با طراوت هستند باید رشد و تغییر كنند.
درست همان طور كه رشد جسمانی برای فرزندان ما امری مسلم است باید پیوسته در زمینه های عاطفی ، احساسی ، ذهنی و معنوی نیز رشد كنیم . باید مراقب باشیم كه بیش از اندازه از خود گذشت نكنیم . وقتی روابط زناشویی امكان رشد را فراهم نسازد، آن پیمان كم رنگ می شود.
دوست داشتن همسر بدین معنا نیست كه لزوماً همه ی دقایق زندگی خود را با هم باشید. این نیزمی تواند از شور و شوق زندگی بكاهد. داشتن دوستان و فعالیت های مناسب وسیله ای است تا شادابی بیشتری به زندگی زناشویی خود بدهید. معاشرت داشتن با زوج های دیگر نیز وسیله ی مناسبی است كه به زندگی شما طراوت بیشتری می دهد.
 
2- ارتباط مناسب
اگر زن نتواند با خیال راحت احساساتش را با همسرش در میان بگذارد، به جایی می رسد كه حرفی برای گفتن نخواهد داشت. اگر شوهر زمینه ای تدارك ببیند كه همسرش بتواند به دور از هر گونه نگرانی احساساتش را با او در میان بگذارد، بر نشاط زندگی زناشویی خود می افزاید . به مرور زمان زن می تواند اگر شوهرش شنونده خوبی باشد، همچنان به او مهربورزد و به او اطمینان كند.
مردها ازشنیدن جزئیات  وقایع روزانه زن ها كسل می شوند . آنها به نتیجه ی كار علاقه ای بیشتری دارند. وقتی شوهر گوش دادن پویا را می آموزد، دیگر شنیدن و سهیم شدن در احساسات همسرش برای او ملا ل انگیز نخواهد بود. با برقراری ارتباط مناسب ، زن به رشد خود ادامه می دهد.

3- قدردانی فراوان

وقتی شوهر در زندگی خود، احساس قدردانی نمی كند ، از رشد باز می ایستد. بی آن كه دلیلش را بداند. وقتی به خانه بر می گردد رفتاری انفعالی به نمایش می گذارد. از انجام كارهای ابتكاری فاصله می گیرد. زندگی او یكنواخت و بی انعطاف می شود.

4- ایجاد تغییر
برنامه ریزی موقعیت ها و برنامه های خاص از اهمیت ویژه ای برخوردار است . مردها باید بدانند كه كار همسرشان درمنزل معمولاً به اندازه ای است كه فرصت تدارك كارهای فوق برنامه را از آنها می گیرد. در این شرایط وظیفه شوهر است كه برنامه هایی برای تنوع بخشیدن به زندگی خانوادگی اش تدارك ببیند.
جشن گرفتن به مناسبت های ویژه ، شركت در مهمانی و دادن هدیه ، گذشت ایام را طراوت می بخشد. اینها به ویژه برای زن ها مهم هستند و آنها به این قبیل اقدامات شوهرشان بهای فراوان می دهند. این كه شوهر روز تولد همسرش ، روز سالگرد ازدواجشان  و سایر مناسبت ها را به خاطر داشته باشد، برای زن معنای فراوان دارد. انجام یك كار به خصوص در این روزها، زن  را از انجام كارهای روزانه و تكراری نجات می دهد و او به این نتیجه می رسد كه مورد مهر و محبت همسرش قرار دارد.
یكی از عوامل فرو نشاندن مهر و عشق در خانواده ، یكنواخت بودن و یكنواخت زندگی كردن است . حتی اگر از زندگی یكنواخت خود لذت می برید، گاه لازم است كه كاری جدید و بر خلاف همیشه صورت دهید.
و سرانجام ، برای حفظ شور و نشاط در زندگی زناشویی ، زن و شوهر باید در عشق رشد كنند . با هم زندگی كردن ، با هم خندیدن ، با هم گریستن و با هم آموختن به زن و شوهر امكان می دهد كه یكدیگر را  بیش از پیش دوست بدارند و مهر و محبت میانشان فزونی بگیرد.


بازتعريف ساختار خانواده


آسيب‌ها- علي دلدار:

ظاهرا اين اوضاع كه سالانه 60 هزار زن در جرگه مطلقه‌ها قرار مي‌گيرند، حكايت از آغاز شيب صعودي طلاق بر نمايشگرهاي مسئولان ذي‌ربط و كارشناسان امردارد!

اين در حالي است كه سرانجام عده‌اي پي به بحران برده تا در اولين گام، استان تهران را به عنوان اصلي‌ترين كانون طلاق كشور، كنترل و با رسيدگي و برنامه‌ريزي خاص خود، از اين آسيب اجتماعي پيشگيري كنند! يعني هدف آن است كه با تشكيل شوراي تحكيم خانواده، بحران، ساماندهي شود.

 اما پرسش اساسي اين است كه چگونه مي‌توان به جاي توجه به هماهنگي بين ساختارهاي قانوني و فرهنگي و واقعيت‌هاي موجود اجتماعي در كشور، به هدف كنترل طلاق در جامعه دست يافت؟

 اين در حاليست كه آموزش و توانمندسازي جوانان در امر ازدواج و زمينه‌سازي برقراري ازدواج‌هاي سالم براي زوج‌ها به عنوان يكي از اصلي‌ترين عوامل پابرجا ماندن خانواده تلقي‌ مي‌شود.

 فريده ماشيني، كارشناس مطالعات زنان در اين باره با تاكيد بر اين كه به دليل وجود حساسيت يك موضوع، نبايد سراسيمه و بدون نگاه كارشناسي به آن ورود پيدا كرد، تصريح مي‌كند: طرح صرف يك‌سري راهكارها، نه تنها كمكي به اصل بهتر شدن رسيدگي به يك موضوع نمي‌كند؛ بلكه آن موضوع را در شرايط پيچيده‌تري قرار مي‌دهد.

 اين كارشناس در كالبدشكافي پديده «طلاق» در گفت‌وگو با ايسنا متذكر مي‌شود: بايد بپذيريم الگوي شكل ازدواج در كشور در حال تغيير است كه بر اساس تغيير شرايط اجتماعي در حال شكل‌گيري است و در حاليكه فرايند معمول ازدواج سنتي در حال وقوع است، ‌شاهد شكل‌گيري نگاه جديد نسل جوان به ازدواج هستيم.

 وي درباره تغيير نگاه جوانان ايراني به ازدواج، گفت: ازدواج صرفا براي ارضاي غرايز و نيازهاي جنسي نيست بلكه اين نسل معتقد است بايد شرايطي برايشان فراهم شود كه وابستگي به وجود بيايد،، خودشان به حدي برسند كه در نهايت ازدواج كنند.

كارشناس ارشد مطالعات زنان، با بيان اين كه در حال حاضر، ازدواج حداقل تا پايان مرحله اول تحصيلات دانشگاهي به تأخير افتاده است، گفت: از منظر جامعه‌شناختي، جامعه جوان در حال باز تعريف «هويت» است و تا شكل جديد هويت‌بخشي نشود باز هم سن ازدواج به تأخير مي‌افتد.

 فقدان مهارت‌هاي لازم براي شروع و ادامه زندگي، اختلال‌هاي شخصيتي درمان نشده -كه بخشي از افراد جامعه درگير آن هستند- از نگاه كارشناسان، اثري مخرب بر روند پيوندهاي زناشويي گذاشته است كه اين اثر از سوي نهادهاي مسئول به‌خوبي ديده نمي‌شود و در اين ميان، هنوز هم بسياري از اين دسته از محققان معتقدند مهارت‌هاي ارتباطي براي ارتباط برقرار كردن با يكديگر، حتي در حوزه مهارت‌هاي جنسي، به زنان و مردان آموزش داده نمي‌شود؛ پس نبايد در اين شرايط‌خيلي انتظار تشكيل ساختار خانواده‌ با دوام را داشت.

البته با وجود طرح اين مسائل از سوي كارشناسان، متأسفانه شاهد روند ديگري بوده‌ايم؛ به‌طوري كه عملكردها در جهت خلاف روند پيشگيري‌كننده حركت كرده و ظاهرا به جاي برخورد ريشه‌اي با معضل طلاق، رويكرد موجود، بازهم توجه به صورت مسئله يا تلاش براي پذيرش صرفا تعاريف سنتي و بازدارنده از سوي زنان بوده است.

 فريده ماشيني نيز بر اين عقيده است كه ساختار خانواده بايد به طور جدي مورد بررسي قرار گيرد و در اين باره اظهار مي‌كند‌: تعريف سنتي از ساختار خانواده با يك‌سري از اقتضائات جديد در كشور همخواني ندارد.

 آمار 48 درصدي تقاضاي طلاق از سوي زنان طي سال گذشته حكايت از آن داشته كه زنان به اين نتيجه رسيده‌اند؛ پس از تحمل همه شرايط سخت با وجود تمام تلاش‌هاي صورت داده براي حفظ زندگي‌شان، نه تنها حقوقشان در زندگي مشترك با شرايط فعلي، تضييع مي‌شود، بلكه آنها متضرر واقعي الگوي زندگي زناشويي نابسامان شده‌اند.

چرا كه بررسي علت طرح تقاضاي طلاق نشان از آن دارد كه در موارد بسياري زن به دليل اعتياد شديد شوهر، حاضر به ادامه زندگي نشده است يا خشونت‌هاي مداومي كه در عرصه زندگي اجتماعي، خانوادگي براي وي يا فرزندانش رقم خورده است، زن را در بحراني مي‌گذارد كه ديگر حاضر به ادامه زندگي نيست.

 اين پژوهشگر اجتماعي يكي از موارد ناديده گرفته شدن زنان در تضييع حقوقشان در ازدواج را نقش‌هاي زن فعال امروز معرفي كرده و در اين باره مي‌افزايد‌: در حال حاضر بسياري از زنان ما در جامعه يا در حال تحصيل يا درايفاي نقش معين در جامعه به عنوان يك شاغل هستند؛ اما پس از ازدواج عملا با ورود به خانواده با تعريف سنتي موجود، يك تقسيم كار شكل مي‌گيرد كه هر دو طرف را با مقاومت روبه‌رو مي‌كند؛ چرا كه زن هم در نان‌آوري ايفاي نقش مي‌كند و هم بايد تمام وظايف موجود در يك خانه اعم از امور منزل، مديريت، تربيت فرزندان و نيازهاي شوهر را به تنهايي پاسخگو باشد و اگر هم نتواند، اين زن است كه در اجبار ترك نقش اجتماعي خود قرار مي‌گيرد.

 وي در ادامه مي‌افزايد : اگر زن، نقش نان‌آوري خانواده را ايفا كند، باز هم با تعاريف سنتي موجود، شوهر از او طالب حقوق است. درحالي‌كه شوهر، ديگر نقش نان‌آوري را به تنهايي ايفا نمي‌كند و بايد حقوق زن در برابر وي متفاوت باشد، اما طبق تعريف قانون مدني رياست خانواده برعهده مرد است، هر چند كه زن، بيشتر از مرد، گرداننده امور خانواده باشد.

ماشيني، با پيوسته خواندن سير تحولات گفت: اصرار بر حفظ ساختار سنتي خانواده با ناديده انگاشتن تحولات در تكاليف و حقوق افراد خانواده، خطرناك است.

كارشناس مطالعات زنان، با ابراز نگراني از بي‌توجهي به بازتعريف ساختار خانواده عنوان كرد: اگر اين اتفاق در كشور نيفتد پيش‌بيني مي‌كنم، موضوع طلاق از وضعيت موجود، باز هم جدي‌تر خواهد شد.

 وي تأكيد كرد: بازتعريف ساختار خانواده بايد با توجه به موقعيت كنوني زنان در جامعه و با مسئوليت مشترك زن و مرد به طور متقابل در قبال خانواده تعريف شود؛ اما اين تعريف هر چه باشد، بايد نگاه عادلانه‌اي در آن حاكم شود.

 به اعتقاد كارشناسان، وضعيت موجود روابط اجتماعي حكايت از آن دارد كه جوانان علاوه بر نياز به كسب استقلال مالي و فكري، خواهان يادگيري مهارت‌هاي ارتباطي با يكديگر هستند كه متأسفانه در اين عرصه، بسياري از جوانان در مقابل وظايف و مسئوليت‌هاي يكديگر به عنوان زن و مرد در زندگي آگاه نيستند و انتظارات و نگاه روشني از تكاليف و حقوق خود ندارند.

بر اين اساس ماشيني متذكر مي‌شود: در وهله اول بايد به فكر جبران اين كمبودها بود كه ابزار زندگي‌ساز هستند، از اين رو بايد پذيرفت؛ درحالي‌كه محبت و عشق، پايه‌هاي سازنده رابطه‌هاي منجر به ازدواج هستند اما ادامه زندگي و پيوند، وابسته به طرفين است كه احساس كنند هم بايد به خانواده توجه كنند و هم از خانواده سود ببرند.

 اين كارشناس مطالعات زنان تاكيد مي‌كند: هرچند زنان تحصيل كرده و شاغل، در تلاش براي حفظ ساختار خانواده هستند و موفق‌ترين خانواده‌ها نيز از اين دست به شمار مي‌روند، اما اگر در موضوعات حيات‌دهنده خانواده، تعادل و بالانس اتفاق نيفتد، شك نبايد كرد كه زن و مرد در ادامه به چنين وضعيتي راضي نخواهند شد و در اين شرايط بايد در انتظار افزايش آمار طلاق بود.

 

نويسنده: علي دلدار

برگرفته از سايت روزنامه همشهري

تن و تن پوش

دنیای روابط زن‌ها و شوهرها



رابطه ی زن و شوهر، رابطه ی عاشق و معشوق، رابطه ی‌تن و تن‌پوش، رابطه ی همرهان طریق کمال و معنا‌گر محبّت و ایثار است.
 
رابطه ی زن و شوهر، به قدمت خلقت آدم، به قداست متعالی‌ترین ارزش‌ها، به عظمت گستره ی هستی، به برکت همه ی نسل‌ها در همه ی عصرها و تجلی‌گر اولین تعامل حقّه انسان‌هاست.
 
رابطه ی زن و شوهر، سرچشمه همه عاطفه‌ها و بستر گیراترین رابطه‌هاست. زن ، مرادش را در حسن رابطه با شوهر می‌یابد و شوهر، آرامش را در گرو وجود زن می‌‌داند.
 
رابطه ی زن و شوهر جلوه‌ای از برترین هنر زندگی و کامل‌ترین شکل ارتباط انسانی است.
رابطه ی زن و شوهر آمیزه‌ای است از زیباترین تلاقی چشم‌ها، گیراترین تبادل کلام‌ها، هماهنگ‌ترین طپش قلب‌ها، همسوترین اندیشه‌ها، استوارترین گام‌ها و پر رمز و رازترین محرمیت‌ها.
رابطه ی زن و شوهر، مناسب‌ترین بستر برای رویش شکوفه‌های حیات و مطلوب‌ترین زمینه برای پدیدآیی پر جاذبه‌ترین رفتارهاست.
 
رابطه ی زن‌و شوهر، حیاتی‌ترین پاسخ به فطری‌ترین نیاز زندگی فردی و اجتماعی انسان است.
 
رابطه ی زن و شوهر، بیانی از حقیقت و ضرورت بنای خانواده و زنجیره جوامع انسان است.
 
رابطه ی زن و شوهر، رابطه مهرورزی و محبت‌پذیری، عهد و وفا، گذشت و ایثار، سخاوت و احسان، مودت و مروّت، صداقت و درستی، صفا و صمیمیّت، راه و رهرو، خورشید و نور، چشمه و آب، پرنده و بال، اوج و پرواز، دل و دلدار، چشم و نگاه، اندام و لباس، چراغ و روشنی، باغ و باغبان، گل و گلدان، سبزه و بهار، گلبرگ و ریحان، انگشتر و نگین، لبخند و نشاط، طبیب و درمان، رحمت و نعمت و سرانجام مثالی از رابطه علی‌( علیه‌السلام )و فاطمه( سلام‌الله علیها) است.
 
رابطه ی زن و شوهر، آزمون دوباره ی توان انسان در حفظ حرمت‌ها و ارزش‌ها، تکریم خویشان و نزدیکان و تأیید و تقویت منزلت همسر است.
 
رابطه زن و شوهر، یعنی برخوردار شدن از آراسته‌ترین، گرانبهاترین، زیباترین، راحت‌ترین، پردوام‌ترین و گرمابخش‌ترین تن‌پوش‌ها. آری، رابطه ی زن و شوهر به فرموده ی خالق انسان‌ها همچون رابطه ی قامت و لباس است، و این لباس گرمابخش جسم و جان، معناگر حیات و جلوه‌گر وحدت است.
 
زیباترین رابطه میان زن و شوهر زمانی برقرار می‌شود که هر دوی آنها با اندیشه‌ای متعالی و انگیزه‌ای قوی تلاش کنند که یکدیگر را مورد حمایت عاطفی خود قرار دهند و در ارضای نیازهای فطری و روانی همدیگر از هم پیشی گیرند.
زن برای شوهر لباسی زیبا و جذاب و شوهر برای زن پوششی آراسته و برازنده باشد. همچون رابطه ی لباس و بدن، گرمابخش و آرامشگر یکدیگر باشند و همدیگر را زیبا و آراسته و با کمال و موقر جلوه دهند. کاستی‌ها و خطاهای هم را بپوشانند و همدل و همراز یکدیگر باشند.
 ضعف‌ها و نارسایی‌های یکدیگر را حتی برای نزدیکان خود بازگو نکنند، تا چه رسد به آشنایان و بیگانگان. به زندگی همدیگر تنوع و نشاط ببخشند  و هر روز بهتر از اولین روز آشنایی، بر جاذبه‌های بصری و کلامی و خوشایندی‌های رفتاری خویش بیفزایند. با خریدارترین نگاه به چهره هم بنگرند، گیراترین کلام  خود را تقدیم یکدیگر کنند، پرجاذبه‌ترین رفتارها را در ارتباط با هم به نمایش بگذارند و با حسن ارضای نیازهای فطری و روانی یکدیگر، همدیگر را در برابر آفت‌های اجتماعی و محرک‌های مخرب شخصیّت مصون نمایند.
 
زن‌ها و شوهرها فقط و فقط در زندگی مشترک و تعامل متقابل با همدیگر می‌توانند همه مهارت‌های زناشویی و جاذبه‌های بالقوّه کلامی و بصری و رفتاری خود را فعلیّت بخشند. چرا که همه ی انسان‌ها، از نافذترین جاذبه‌های حیاتی بهره‌مند هستند و تنها بستر مشروع و مطلوب تبلور همه این جاذبه‌ها در ارتباط با همسر است و بس.
زن و شوهر موفق آنانی هستند که جز با زبان محبّت و تکریم با هم سخن نمی‌گویند و همواره از خزانه ی دلشان، کلام زرین و خوشایند و گفتار شفابخش و درمان‌گر جان و آرامش‌گر روان را برگزیده، در فضای سرشار از نشاط و آرامش تقدیم یکدیگر می‌کنند.
 
رابطه ی زن و شوهر موفّق به گونه‌ای است که در آن زبان تهدید، تنبیه، تحقیر و تخریب شخصیت جایی ندارد، هر چه هست زبان محبّت، صداقت و صمیمیّت، شجاعت و عدالت، ایثار و احسان، شکر و سپاس و تأیید و تکریم است.
دروغ و بدزبانی، تندخویی و بداخلاقی، غیبت و تهمت، افتراء و استهزاء، ناسپاسی و قدرناشناسی، بی‌تفاوتی، قهر و عصبانیت از آفات رابطه ی مطلوب زن و شوهر است.
 
محور رابطه ی زن و شوهری که در اندیشه ی اداره و ادامه ی یک زندگی پویا، مولّد و پربرکت هستند، همدلی و یک‌رنگی، صبوری و خویشتن‌داری و گذشت و ایثار است.
 
خودمحوری، خودبینی، خودتوجهی، خودخواهی، خودپسندی، خودنمایی و خودکامگی از آفت‌های شکل‌گیری زندگی مشترک موفق است. سرمایه‌برقراری و استمرار رابطه‌ای خوشایند و موفق میان زن و شوهر‌ها، کفویت، همسری و همراهی، همگامی، همسویی، همفکری، حق‌گویی، حق‌جویی، وارستگی از وابستگی‌های نفسانی و تعصّبات ناروای خویشاوندی و قوی است.
 
در زندگی همسران موفق، رابطه ی زن‌ها و شوهرها با مادر، خواهر، پدر، برادر و دیگر نزدیکان نه تنها نمی‌تواند کمترین اثر ناخوشایندی بر روابط فی‌مابین ایشان بگذارد، بلکه بر حسن سلوک و اعتماد متقابل و شیرینی زندگی مشترک آنها می‌افزاید. در واقع حسن تدبیر و تنظیم دایره و دامنه ی ارتباط با خویشان، دوستان و آشنایان با همفکری و همدلی زن و شوهر بلند‌اندیش و والا همت معنا می‌یابد و محور و معیار اصلی از ارتباطات خویشاوندی و عاطفی، تأمین نیازهای فطری و رضامندی خاطر یکدیگر است.
 
برای برقراری و استمرار رابطه‌ی پردوام، پربرکت و مسرّت‌بخش میان زن و شوهر و پیشگیری از سردی‌ها و سردمزاجی‌ها، بدبینی و سوءظن‌ها و قهر و ستیزهای خانوادگی، هر دو نفر (هم زن و شوهر) باید به خاطر داشته باشند که همچون دوران تجرّد دورانی که عقد و پیمان زندگی مشترک و جدیدی را امضاء نکرده بودند، نمی‌توانند به لحاظ  وابستگی‌های عاطفی، بخش قابل توجهی از وقت، فکر و احساس خود را به مادر و خواهر، پدر و برادر و ... اختصاص دهند.
 
در یک زندگی مشترک موفّق، زن و شوهر فهیم همه ی سعی و تلاش خود را در جهت جلب رضایت خاطر و فراهم ساختن آسایش و آرامش روان و نشاط درونی یکدیگر مبذول می‌دارد و از این رو ضمن ابراز محبّت نسبت به خویشان و تکریم شخصیّت ایشان به رسالت و مسوولیت خطیر «همسری» اندیشیده، محبّت و عطوفت خود را در همه حال تقدیم به «همسر» می‌نمایند.
آری، مرکز ثقل و شاخص و میزان همه ی ارتباطات زن و شوهرهای بصیر و همسران فهیم با خویشان، نزدیکان، دوستان و آشنایان، حفظ و تقویت حسن رابطه، غنای پیوند عاطفی، اعتماد متقابل و احساس امنیت میان همدیگر است.
لذا هر رابطه و ارتباطی با دیگری که براساس ارزیابی منطقی و روان‌شناختی بر رابطه گرم و صمیمی و پیود عاطفی زن و شوهر خدشه‌ای وارد نماید، باید مورد تجید نظر قرار گیرد و به طور قطع با نگرشی جامع و احساس مسوولیت، در آن تعدیلی صورت پذیرد، ولو اینکه این رابطه با مادر و پدر و خواهر و برادر باشد.

برگرفته از سايت تبيان


توصیه هایی برای رسیدن به رابطه مؤثر با همسر خود


      ازدواج موفق ، سرچشمه و اساس یك زندگی سالم فردی و اجتماعی است. چنانچه ازدواج با موفقیت همراه باشد نه فقط زوجین بلكه فرزندان خانواده نیز از سلامت روانی برخوردار می گردند و حالاتی نظیر احساس امنیت و آرامش ، دوستی و صمیمیت متقابل ، امیدواری به زندگی ، و شعف  در آنان به وجود می آید.  رابطه زناشویی می تواند دستمایه شادی ، و در غیر این صورت منبع بزرگ رنج و تألم باشد .اما عوامل موفقیت و روابط صمیمانه كدامند؟ بعضی ها می گویند موفقیت ازدواج بستگی به این دارد كه تا چه اندازه به عشق متعهد باشید. جمعی دیگر موفقیت روابط صمیمانه را به بخت و اقبال نسبت می دهند و این كه بتوانید شخص مناسب خود را پیدا كنید، كسی كه با او همخوانی داشته باشید. جمعی دیگر هم به شور و اشتیاق و به وجود علایق و یا ارزش های مشترك اشاره می كنند .
    بعد از بررسی صدها رابطه به این نتیجه می رسیم، كسانی در روابط صمیمانه خود موفق می شوند كه از مهارت های ویژه ای برخوردارند. این بررسی نشان می دهد كه روابط پایا و پُر دوام را زوج هایی تحقق می بخشند كه با مهارت های میان فردی آشنایی دارند: گوش دادن، ارتباط روشن، مذاكره ، برخورد مؤثر با خشم و….
شما هم می توانید با خواندن و تمرین كردن مهارت های جدید را بیاموزید . تغییر دادن بخت و اقبال یا احساس شور و اشتیاق به این سادگی میسر نیست.
این مقاله به شما كمك می كند تا به مهارت های لازم برای زنده نگاه داشتن عشق دست یابید.
 

  مهارت های ارتباط مؤثر
   گوش دادن واقعی به همسر دشوار است ، اما خود را به نشنیدن زدن ، جواب از قبل حاضر و آماده داشتن ، به نشانه های خطر توجه كردن ، جمع آوری دلیل و مدرك برای اثبات ادعای خویش ، داوری كردن و نظایر آن كار به مراتب ساده تری است. ولی گوش دادن مهمترین مهارت ارتباطی است كه می تواند صمیمیت را به وجود آورد و آن را حفظ نماید. وقتی خوب گوش می دهید همسرتان را بهتر درك می كنید ، با او هماهنگ می شوید ، از روابط خود بیشتر لذت می برید و بی آن كه مجبور به ذهن خوانی باشید می فهمید كه همسرتان چرا چنین می گوید و چنین می كند. و با چشمان همسرتان به مسائل نگاه می كنید.  در ضمن گوش دادن ، نشانگر مهر و محبت شما نسبت به همسرتان است.
گوش دادن مؤثر صرفاً به سكوت كردن و شنیدن حرف های همسر خلاصه نمی شود . گوش دادن واقعی به قصد و نیّت شما بستگی دارد. اگر نیت شما فهمیدن، لذت بردن، آموختن و یا كمك كردن به همسرتان است ، در این صورت به واقع گوش می دهید.
وقتی همسرتان موضوع مهمی را با شما در میان می گذارد باید به زبان خود و به طور خلاصه ، درك و برداشت خود را از گفته های او بیان كنید. این مهم ترین بخش خوب گوش دادن است .
 خلاصه كردن حرف های طرف صحبت به زبان خود معمولاً به شفاف شدن منظور گوینده و درك مطلب منتهی می شود. بعد از خلاصه كردن مطلب و طرح سؤال به منظور روشن نمودن هر چه بیشتر موضوع ، نوبت به باز خورد می رسد. به عبارت دیگر واكنش خودتان را نشان می دهید . در این مرحله باید بی آن كه داوری كنید ، به آرامی افكار ، اندیشه ، احساسات ، نقطه نظرها و خواسته های خود و موارد دیگر را مطرح سازید . برداشت درونی خود را با همسرتان در میان  بگذارید. باید مراقب باشید تا اسیر موانع سر راه ارتباط مؤثر نشوید.
بازخورد سه عمل مهم انجام می دهد . ن خست وقتی برداشت خود را با همسرتان در میان می گذارید، درستی آن را محك می زنید . در این زمان اگر برداشت شما از حرف او اشتباه باشد در مقام اصلاح حرف شما برمی آید. دوم، بازخورد به همسر شما كمك می كند
تا در زمینه درستی و تأثیر ارتباط خود اطلاعاتی به دست آورد. سوم، همسرشما با برداشت های جدید شما آشنا می شود.
حالا جای خود را با همسرتان تغییر دهید. كسی كه تاكنون حرف می زده ، تبدیل به شنونده می شود و شنونده قبلی حالا حرف می زند. این برنامه آن قدر ادامه پیدا می كند تا مطلب به خوبی ایراد و درك شود .
همدلی به شما كمك می كند تا مواضع همسرتان را بهتر درك كنید. برای رسیدن به همدلی بیشتر به این نكته توجه بفرمائید كه هر دوی شما می خواهید در زمینه های فیزیكی و احساسی در شرایط بهتری قرار داشته باشید.
ارتباط مؤثر از عزت نفس حمایت می كند و فضای مناسبی برای حل و فصل مسائل به وجود می آورد. در ارتباط مؤثر ، طرفین درباره تأثیر حرفشان قبول مسئولیت می كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه صداقت حاكم باشد و طرفین از گفتن دروغ اجتناب كنند. ارتباط مؤثر زمانی برقرار می شود كه تمام مطلب را به شكلی كه وجود دارد بگویید و از ذكر برخی از حقایق درباره مطلب خودداری نورزید. از همه اینها مهم تر لازمه ایجاد ارتباط مؤثر رفتار حمایتگرانه است ،
باید به جای رفتار انفعالی و فاصله گرفتن ، نزدیك شدن و درك كردن را انتخاب كنید.
 

ده توصیه برای رسیدن به ارتباط مؤثر
1- ازعبارات داوری كننده ، انتقاد آمیز و باردار اجتناب كنید.
2- از برچسب زدن های تعمیم آمیز اجتناب نمایید.
3- از مخابره پیام های با فاعل « تو» خودداری نمایید.
4- به سابقه و به گذشته ها كاری نداشته باشید.
5- مقایسه منفی نكنید .
6- تهدید نكنید .
7- احساسات خود را بیان كنید .
8- از پیام های كامل و جامع استفاده كنید .
9- از پیام های روشن استفاده كنید .


برگرفته از سايت تبيان

خوشبختي در امروز است


خوشبختي ساختني است نه داشتني. زندگي دلخواه، خانواده شاد و... تنها به دست شما ساخته مي شود و چنانچه شايستگي آنها را نداشته باشيد، يعني ندانيد که چگونه با افراد و امور پيرامونتان رابطه برقرار کنيد، حتي اگر براي مدتي کوتاه آنها را بدست آوريد، خيلي زود از دستشان داده و به عدم تعادل مي رسيد. براي اينکه احساس خوشبختي کنيد نبايد متظر کسب چيزي در فردا باشيد. امروز و هر لحظه شما مملو از موهبت و کمال است چشمان خود را باز کنيد، واژه ها وسيله اند، وسيله اي براي انتقال معنايي، واژه  را ارزيابي نکنيد به عمق برويد، بجوييد و بخواهيد که به شما داده شود. پوسته گردو محکم است و خاص، اما براي هسته اي که درون ميوه گردو است تعريف شده، پس به جستجوي هسته باشيد.

برگرفته از سايت روزنامه ابتكار شماره 1062

خوشبختی را به خانه بیاوریم


اکثر زوج‌های جوان در آغاز ازدواج و زندگی مشترک شور و اشتیاق خاصی دارند اما متاسفانه بسیاری از آنها پس از مدتی که ممکن است چند ماه یا چند سال باشد، این شادابی را از دست داده و زندگی برایشان یکنواخت وخسته کننده می‌شود.
کارشناسان بسیاری به بررسی علل و ریشه‌های این امر پرداخته‌اند و در این میان، دو عامل بیش از همه اهمیت دارد. یکی از آنها این است که برخی از زوجین تصور می‌کنند همین که شریک زندگی مناسب خود را انتخاب کرده و با او ازدواج کردند کافی است و حالا باید منتظر بنشینند تا خوشبختی به سوی آنها بیاید.
گروه دوم افرادی هستند که می‌دانند باید خودشان هم برای شادابی زندگی مشترک کاری کنند اما نمی‌دانند چه بکنند. ما هم به همین بهانه در این بخش قصد داریم شما را با برخی نکات کوچک اما مهم در این زمینه آشنا کنیم:

به پاکیزگی و آراستگی خود اهمیت بدهید.
به دورانی که در آستانه ازدواج با همسرتان قرار داشتید بیندیشید. همیشه پاکیزه و آراسته بودید. امکان نداشت قبل از بیرون آمدن از منزل دوش نگیرید. سعی می‌کردید بهترین و مرتب‌ترین لباس خود را بپوشید و همواره خوش‌بو باشید. اما حالا انگار دیگر نیازی به توجه به خود نمی‌بینید. اما این مسئله اهمیت خاصی در روابط بین فردی و اجتماعی دارد. اگر می‌خواهید امتحان کنید. به زمانی فکر کنید که به یک مهمانی بزرگ دعوت شده‌اید و قرار است با همسرتان به آنجا بروید. وقتی مرتب و پاکیزه و آراسته هستید چقدر از بودن در کنار یکدیگر لذت می‌برید؟!
دوش گرفتن و لباس مرتب به تن کردن و شانه‌زدن به موها چندان هم کار مشکلی نیست.
اما به عقیده برخی افراد بعد از ازدواج ظاهرزن و شوهر جای خود را به باطن می دهد. در صورتی که بررسی‌ها عکس این مورد را ثابت می‌کنند.

فضای داخل منزل را زیبا سازید.
نگران نباشید. زیبا کردن منزل همیشه با خرج زیاد توام نیست. وقتی فضای داخل منزل شما دچار یکنواختی شده است می‌توان با تغییر جای برخی از وسایل منزل و ابتکار در چیدمان آنها از مدل‌های زیبا‌تر استفاده کرد.
استفاده از برخی رنگ‌های شاد و تند که حتی می‌تواند در روی یک گلدان سرامیک یا گلی نقش بسته باشد یا در تاروپود ملحفه جدیدی که بر روی تخت‌خواب می‌کشید می‌تواند تأثیرات مثبتی در روحیه و شادابی افراد داشته باشد.

از غذاهای نو و اشتهاآور استفاده نمایید.
گاهی اوقات غذاها نیز یکنواخت و خسته‌کننده می‌شوند. به ویژه اگر خانم یا آقا با حالتی خسته از کار روزانه و بی‌تفاوت سر سفره غذا بنشینند و صرفاً بخواهند غذا خوردن را مانند رفع تکلیف انجام دهند.
در عوض می‌توان هر چند وقت یکبار یا هفته‌ای یک بار از غذاهای جدید استفاده کرد و در کنار غذا نیز از مواد غذایی مقوی مانند نخودفرنگی- هویج- لبو یا غیره استفاده کرد تا رنگ و بوی خوبی به غذا ببخشند. یا با همسرتان به رستورانی جدید بروید و هر چند وقت یکبار غذا خوردن را در محیطی جدید تجربه کنید.
حتی می‌توان با قرار دادن یک شاخه گل در روی میز غذا یا پخش یک موزیک ملایم بدون کلام در هنگام غذا استفاده کرد تا محیط دلپذیرتری در خانه حکم فرما شود.

 از هدایا و عبارات زیبا برای همسرتان غافل نشوید.
اصلاً با نام کادو به یاد پول زیاد نیفتید. می‌توانید با سر زدن به لوازم التحریری محل یک قلم جدید یا یک کارت تبریک زیبا برای همسرتان بخرید و آن را در جایی قرار دهید که هنگام خروج از منزل یا ورود آنرا ببیند.
... حتی می‌توانید گاهی با تلفن زدن به همسرتان در طول روز یعنی زمانی که همیشه مشغول کار بوده‌اید از زحماتش و از بودنش در کنارتان تشکر کنید.

نیازهای کوچکش را بر طرف کنید.
گاهی اوقات وقتی دست همسرتان به وسیله‌ای که می‌خواهد بردارد، نمی‌رسد بدون اینکه از شما بخواهد به او کمک کنید. یا زمانی که خانم قصد بلند کردن جسمی سنگین را دارد با محبت داوطلبانه به او کمک کنید.
وقتی قرار است سفارش غذا بدهید غذا یا دسر مورد علاقه همسرتان را قبل از اینکه خودش بیان کند سفارش دهید. بدین ترتیب از سلایق و نیازهای یکدیگر نیز آگاه‌تر شده و طرف مقابل نیز احساس بهتری خواهد داشت.

همسرتان را غافل‌گیر کنید.
گاهی اوقات کارهایی انجام دهید که همسرتان انتظار آنرا نداشته و غافلگیر شود.
برای مثال یک عکس که بیانگر یک خاطره خوش است را در معرض دیدش، روی میز کار یا حتی داخل کیفش قرار دهید.
مواقعی که می‌دانید منتظر جمله یا عبارتی خاص است آنرا بگویید. حتی اگر تاکنون چنین نمی‌کردید. خجالت نکشید. به یاد داشته باشید که تنها چیزی که هر چقدر خرج شود زیاد می‌شود محبت بین افراد است.
حتی اگر همسرتان در ظاهر توجهی به گفتارتان نداشته باشند استفاده از کلام زیبا و دلپذیر تأثیر مثبتی بر روحیه و رفتار وی خواهد داشت.


برگرفته از سايت تبيان

خانه زناشويي خود را محکم پايه ريزي کنيم


زندگي زوجين مانند يک بازي است که مهره هاي آن دائم در حال جابه جايي
هستند. در بهترين حالت آن دو نفر مانند چراغ مه شکن هستند و راه يکديگر را روشن مي کنند. همچنين نقاط ضعف هم را آشکار مي کنند که موجب رشد دو طرف و پايداري علاقه مي شود اما اين تعادل را چگونه مي توان حفظ کرد؟ خيلي ساده و با رعايت قواعد بازي مي توان اين کار را انجام داد. مهمترين قواعد دوست داشتن که برگرفته از سايت تبيان است به قرار زير مي باشد. اولين نکته اي که بايد مد نظر داشت اين است که هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشيد که زمان و مکان صحيحي را انتخاب کرده ايد. نبايد با طعنه يا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهاي منطقي زياد به بازي نگيريد. از گله کردن بپرهيزيد. به يک توافق برسيد. تشويق و تحسين در زندگي هاي موفق نقش بسيار مهمي برعهده دارند.
-خود را دوست بداريد: کسي که اعتماد کافي به خود ندارد نمي تواند از احساسات طرف مقابل به درستي قدرشناسي کند. به اين ترتيب موفق مي شويد که دست از کار کردن مانند سيندرلا برداريد. اين در صورتي است که خود را به درستي ارزيابي نکرده باشيد. برنامه خود را تغيير دهيد. شعارتان اين باشد «بهترين چيزها براي خودم»! براي خود چيز تازه اي بخريد، به سينما برويد. کسي که با خودخواهي به برآورده کردن خواسته ها و اهداف خود بينديشد، نتيجه عکس آن را مي گيرد. علاقه به خود در اثر ارتباط عاطفي و روحي با «همسر» به دست مي آيد، نه در حل کردن مشکلات به تنهايي.
- مسئوليت خود را برعهده بگيريد: هر کس طراح خوشبختي خود است. به اين ترتيب موفق مي شويد; اگر فکر مي کنيد خوشبختي در دوستي خود به خود به وجود مي آيد، در اشتباه هستيد. علاقه هم مانند يک غذاي لذيذ بايد درست شود. فعال شويد! دوستي ايده آل محصولي از عقايد، اهداف و همکاري است. بايد سوال زير را براي خود مطرح و آن را حل کنيد، آيا اصلا به زندگي زناشويي علاقه اي داريد؟ همسر شما بايد داراي چه ويژگي هايي باشد؟ در کجا مي توانيد او را بيابيد؟ و هنگامي که او را يافتيد بايد بين واقعيت و تصورات خود تعادلي برقرار کنيد.
- به خود وقت بدهيد: زن و شوهر بايد با صرف وقت و صبر زياد، نخ هاي زندگي خود را به هم گره بزنند، به اين ترتيب موفق مي شويد که زندگي زناشويي خود را خانه اي ببينيد که بايد آن را بسازيد و عشق يکي از مصالح اصلي آن است. براي اين که ساختمان محکم ساخته شود، بايد پايه هاي محکمي براي آن بريزيد. شما بايد براي کشيدن نقشه و پياده کردن آن در ساختن اين خانه آرامش و زمان زيادي صرف کنيد. اين موضوع در مورد ارتباط دو نفر هم صدق مي کند.اگر شما براي رسيدن به علاقه اي عميق، عجله به خرج دهيد، در خاتمه چيزي به دست خواهيد آورد که فقط شبيه يک ارتباط است. اما معلوم نيست که اين ارتباط در مواقع بحراني هم دوام پيدا کند، بنابراين در بيان نظرات خود و پذيرفتن نيازهاي طرف مقابل رک و صريح باشيد.
- بر ترس هاي خود غلبه کنيد: آيا گمان مي کنيد که رشد، تکامل و سرزندگي در درازمدت جايي در زندگي زناشويي شما نخواهد داشت؟ دوستي واقعي، رد و بدل کردن دائمي افکار است. به اين ترتيب موفق مي شويد که ليستي از مسائل مهم تهيه کنيد. ترس هاي خود را بشناسيد. شما در کجا جلو خود و همسر خود را مي گيريد و مانع پيشرفت رابطه مي شويد؟ چه چيزي موجب رنجيدگي شما مي شود؟ در چه مواردي مي توانيد با گذشت باشيد؟ با همسر خود صحبت کنيد که چگونه مي توان با موانعي که در ارتباط شما وجود دارد، مبارزه کرد؟
- از کلمات صحيح استفاده کنيد: لحن صحبت در يک ارتباط زناشويي نقش مهمي دارد. پس از سپري شدن دوران اوليه زندگي، بايد با همسر خود گفتگوهاي زيادي داشته باشيد تا بتوانيد يکديگر را بهتر درک کنيد. هنگام صحبت با همسر خود توجه داشته باشيد که زمان و مکان صحيحي را انتخاب کرده ايد. نبايد با طعنه يا خشونت صحبت کرد. احساسات خود را هنگام گفتگوهاي منطقي زياد به بازي نگيريد. از گله کردن بپرهيزيد. به يک توافق برسيد. تشويق و تحسين در زندگي هاي موفق نقش بسيار مهمي برعهده دارند. براي هر انتقاد بايد 5 نکته مثبت را هم در نظر بگيريد.
ادامه نوشته

خانواده و محله؛ روانشناسي و طراحي برنامه‌هاي فرهنگي ـ اجتماعي


خانواده فطري‌ترين و اصلي‌ترين نهاد اجتماعي انسان است. در واقع همه نهادهاي اجتماعي ديگر به عنوان ضرورتي براي حفظ حريم و كيان خانواده‌ها پديدار گشته است.
معنا و مفهوم "محله" هميشه تداعيگر وجود زنجيره‌اي  از خانواده‌ها با بسياري از ويژگي‌ها و بازخوردها و ارزشهاي فرهنگي نسبتاً مشابه در حطيه جغرافيايي با بافت و محدوده مشخص مي‌باشد.
معنا و مفهوم اصلي همسايه و همسايگي نيز در قلمرو يك محله و در كنار خانواده قابل تعريف و تبيين مي‌باشد.
از يك نگاه، "محله" مي‌تواند خود يك "قريه"، "دهكده" و يا "شهرك" باشد. زماني كه وسعت يك محله به طور قابل توجهي افزايش مي‌يابد، شاهد پديدآيي و تولد واژه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها و مفاهيمي همچون "پايين محله" "بالا محله" "محله اصلي" محله جديد" و نظاير آن مي‌شويم.
در بررسي تحليلي مفهوم "محله" آنچه كه توجه به آن از اهميت و ارزشمندي فوق‌العاده‌اي برخوردار است، مباني روان‌شناختي و اجتماعي "محله" است و آن هم عمدتاً از مؤلفه فوق‌العاده حساس و نقش‌آفريني همچون "همسايه" نشأت مي‌گيرد.
به سخن ديگر توجه به محله و بها دادن به قلمرو محله در واقع احيا، تقويت و پاسداري از حريم ارزشي و حقوقي "همسايه" و روابط عاطفي – اجتماعي ناشي از آن است.
دامنه و گستره همسايگي كه اصلي‌ترين مؤلفه‌هاي يك محله است بسيار فراخ و ارزشمند است. در برخي از متون اسلامي آمده است كه از چهار طرف خانه‌ها تا چهل خانه همسايه، تلقي مي‌گردند1.
مولاي متقيان علي عليه‌السلام در بخشي از آخرين كلامشان در وصيتي كه در بستر شهادت براي فرزندان خود حسن و حسين عليهم‌السلام مي‌فرمايند بعد از توصيه بر نظم و ترتيب در زندگي، تأليف قلوب و رسيدگي به امور يتيمان، قبل از سفارش و تاكيد بر قرآن و نماز و زيارت خانه خدا در ارتباط با رعايت حقوق همسايگي در محله‌اي كه آدمي زندگي مي‌كند چنين متذكر مي‌شوند:  "خدا خدا را مواظب همسايگان باشيد كه پيامبر خدا صلي‌الله‌عليه‌و‌آله‌و‌سلم خيلي در مورد همسايگان سفارش نموده‌اند، پيامبر خدا، آنقدر در مورد رعايت حقوق همسايگان سفارش مي‌فرمودند به گونه‌اي كه ما مي‌پنداشتيم رسول خدا براي همسايگان نيز ارثي معين خواهند فرمود2.
آري، در منظر مفاهيم و ارزشهاي اسلامي رعايت حقوق همسايگي، حرمت، تكريم و حمايت از همسايگان فوق‌العاده مهم و اساسي است. و "محله" يعني وجود جمعي از خانواده‌هايي كه در جوار هم ساكن هستند (همسايه هم هستند) و نسبت به همديگر حقوق متقابلي دارد و از يك روابط مطلوب عاطفي و اجتماعي خوشايندي برخوردارند و همه زيبايي و ارزشنمدي " محله" نيز از چنين نگرش مثبت و روابط متعالي و پويا و اعتماد متقابل بين خانواده‌ها (همسايه‌ها) سرچشمه مي‌گيرد.
در مضامين اسلامي در هر محله‌حق همسايگي را حق جوار3 مي‌گويند. همان‌گونه حقوقي بين والدين و فرزندان به سبب خويشاوندي و نزديكي مقرر است. براي همسايگان نيز حق ثابتي است كه از آن به عنوان حق جوار ياد  مي‌كنند. اين حقوق براي همه همسايگان محله اعم از مسلمان و غيرمسلمان محفوظ است.
پيامبر خدا صلي الله عليه و آله فرمودند4: همسايگان شما به سه گروه تقسيم مي‌شوند: همسايه‌اي كه نسبت به شما يك حق دارد، همسايه‌اي كه نسبت به شما دو حق دارد و همسايه‌اي كه برايش سه حق محفوط است. اما آن همسايه‌اي كه نسبت به شما سه حق دارد، همسايه‌مسلماني است كه از خويشان و نزديكان شماست. چرا كه او حق همسايگي، حق مسلماني و حق خويشاوندي دارد. همسايه‌اي كه نسبت به شما دو حق دارد، همسايه مسلماني است كه با شما قرابت خويشاوندي ندارد. از براي او حق مسلماني و حق برادري كه حق اسلام است محفوظ است، آن همسايه‌اي كه يك حق بر گردن شما دارد، همسايه‌اي است كه مسلمان نيست، اما حق همسايگي نسبت به شما دارد، يعني اگر همسايه شما غير مسلمان هم باشد نسبت به شما حق همسايگي دارد."
همچنان پيامبر خدا صلي الله غليه و آله فرموده‌اند5: « با همسايگان خود (مسلمان و غيرمسلمان) به نيكي رفتار نمائيد تا مسلمان بمانيد، هر كه روزه مي‌گيرد و شبها به عبادت مي‌پردازد ليكن همسايگان خود را اذيت مي‌كند نمي‌تواند خود را مسلمان بنامد و جايگاهش جهنم است.»
در ارتباط با جايگاه، منزلت و ارزشمندي و حقوق حقه همسايگان معصومين عليهم‌السلام بسيار تأكيد فرموده‌اند كه در اين مقال مجال نقل آنها نمي‌باشد و فقط به سخني از امام صادق6 عليه‌السلام بسنده مي‌شود كه فرمودند: خوشرويي و نيكويي و مراوده مطلوب با همسايگان باعث افزايش طول عمر و آبادي و رونق محله مي‌گردد و از ما نيست كسي كه با همسايه خود رفتار نيكو و پسنديده نداشته باشد.
آري هنگامي كه در محله‌اي همه خانواده‌ها حقوق عاطفي و اجتماعي يكديگر را به عنوان حقوق محبت هم جواري رعايت مي‌كنند، به سادگي و سهولت آثار نشاط، پويايي، سلامت رواني و بالطبع سرزندگي و انديشه آباداني و توسعه ملاحظه و مشاهده مي‌گردد.
متأسفانه يكي از پيامدهاي  فرايند جهاني شدن، تعميم و تحميل فرهنگ خود مدارانه و منفعت جويانه غربي سستي پيوندهاي عاطفي ـ اجتماعي همسايگي و دلبستگي‌هاي محله‌اي است به گونه‌اي كه، به تدريج شاهد فروپاشي همبستگي زيبا و سنتي همسايگي و از بين رفتن تعلقات محله‌اي مي‌شويم.
سستي ارزشهاي نظام خانواده، سردي روابط بين همسران و خلأ ارتباطي بين والدين و فرزندان، وابستگي افراطي و اعتيادگونه به فرآورده‌هاي الكترونيكي، شبكه‌هاي ماهواره‌اي، ارتباطات اينترنتي و دوستي‌هاي مجازي و شيوع روز افزون اعتباد رواني در بين نسل جديد، از جمله مواردي هستند كه پيوندهاي عاطفي و اجتماعي همسايگان را به حداقل رسانده و بعضاً هم جواري برخي از خانواده‌ها به مشابه استقرار سلسله كوههاي يخي در كنار هم مي‌باشد.
اگر فرايند جهاني شدن و يا مفهوم تحقق جامعه جهاني به معناي قرباني شدن حيات پويا و نشاط‌آور جامعه‌هاي محلي ‌باشد بايد در سلامت و صلابت آن كاملاً ترديد نمود. چرا كه جامعه جهاني زماني مي‌تواند به معناي  واقعي آن محقق گردد كه زنجيره‌هايي از جامعه‌هاي پوياي محلي، متشكل از خانواده‌هاي متعادل و متعالي بستر اصلي آن را پديد آورد.
جامعه محلي مي‌تواند با تقويت پيوندهاي عاطفي و ارتباطي و روابط متقابل محبت‌آميز  بين خانواده‌ها و همسايه‌ها و هم محلي‌ها، مهارتهاي اجتماعي و احساس خودارزشمندي را بين نوجوانان و جوانان افزايش داده و از آسيب‌پذيرهاي فردي و گروهي و گسست نسلها پيشگيري نمايد.
"جامعه محلي" ؛ در سايه وجود روابط مطلوب و دوست داشتني با همسايه‌ها، تعلقات عاطفي و منطقي خانواده‌ها، تقويت احساس حمايت جمعي و تعامل و تعاون گروهي بر پايه شناخت و اعتماد متقابل نه تنها انگيزه مشاركتهاي محله‌اي را فراهم مي‌نمايد، بلكه زمينه رشد شخصيت مطلوب اجتماعي، احساس خودارزشمندي داشته باشد و مهارتهاي بين فردي و هويت فردي و ملي نوجونان و جوانان را هموار نموده و احساس امنيت خاطر و بهداشت رواني هم محلي را به مطلوبترين روش تأمين مي‌نمايد.
در اينجا توجه به نكته‌اي مي‌تواند حائز اهميت باشد، ممكن است برخي به اين باور باشند كه در عصري كه در فرايند جهاني شدن قرار داريم و كشورهاي  مختلف در انديشه يكپارچه شدن مي‌باشند و خط مرزهاي جغرافيايي روز به روز كمرنگ مي‌شوند، چرا بايد به جاي جهاني شدن به " محله" و توسعه 'محله‌اي" بينديشيم؟
و همه سخن اين است كه در فرايند جهاني شدن، جامعه‌اي مي‌تواند بيشترين نقش آفريني را داشته باشد كه از بيشترين فراورده‌هاي برتر فني و اقتصادي و غني‌ترين انديشه فرهنگي برخوردار باشد. و جامعه‌اي مي‌تواند به چنين شايستگي نايل آيد كه كارگزاران آن به موازات طراحي و برنامه‌هاي كلان كشوري و طرحهاي جامع شهري، به توسعه و تحول "محله‌‌ها" كه حريمي از زنجيره‌اي از خانواده‌هاي متعادل و متعالي، پويا و مستحكم مي‌باشد. انديشه و عمل نمايد.
به سخني ديگر در فرايند جهاني شدن، " انسان جهاني" زماني مي‌تواند به دور از اضطراب و افسردگي، اعتياد و پريشاني، و دغدغه و نگراني نقش و رسالت ماندگار خود را ايفا نمايد كه از شخصيتي پويا و مولد برخوردار بوده و با غني‌ترين احساس خود ارزشمندي و قوي‌ترين هويت فرهنگي، بيشترين وابستگي و احساس تعلق عاطفي را به "جامعه" و " محله" و خانواده خود داشته باشد.
از همين رو تعلقات " محله‌اي"  يعني تقويت تعلقات خانوادگي، يعني متعهد ماندن به حقوق همسايگي و همجواري در اين نگاه "انسان موفق جهاني" كسي است كه جهاني بينديشد به" جهاني شمولي فرهنگ و ارزشهاي خود" باور داشته و در تقويت و تعميم آن بكوشد، "محلي عمل كند7" و تعاملات حقه همسايگي را تجربه نمايد و سكوي پرورش و رشد تحول خود يعني كانون خانواده را همواره گرم و صميمي، آرام‌بخش، متعادل و متعالي نگه دارد.
بدون ترديد يكي از دلايل شيوع و فراواني قابل ملاحظه اختلالات رواني در بين نسل جوان خلأ عاطفي، ناامني دروني و فقر انگيزه‌هاي ارتباطي مي‌باشد. مطابق آمارهاي رسمي بين‌المللي بيش از 50 درصد از تخت‌هاي بيمارستانهاي غالب كشورهاي غربي از جمله آمريكا اختصاص به بيماران رواني و معتادان الكترونيكي دارد8.
و در اين ميان بالاترين درصد بيماران رواني مربوط به شهرهاي بزرگ صنعتي است كه ارتباطات عاطفي ـ اجتماعي و تعاملات مطلوب و رضايتبخش درون خانوادگي و روابط بين فردي و تعلقات همسايگي و محله‌اي فوق‌العاده كمرنگ و ناچيز مي‌باشد.
در اينجا به چند مؤلفه مهم ديگر در قلمرو "محله" يا "جامعه محلي" كه شايسته و بايسته است در تقويت آنها تلاش هدفمندي صورت پذيرد اشاره مي‌گردد.
الگوهاي برتر محلي
وجود و حضور الگوهاي محلي موفق و محبوب "محله‌اي" مي‌تواند نقش موثر و پايداري در تقويت انگيزه‌هاي تلاش و رشد متعالي نوجوانان و جوانان محله داشته باشد. وجود الگوهاي برتر اجتماعي محلي كه شناخت متقابل و ارتباط عاطفي و محبت‌آميز بين ايشان و خانواده‌ها و هم محلي‌ها، به ويژه نوجوانان و جوانان وجود دارد، سرمايه ارزشمندي است كه مي‌بايست به نحوه شايسته‌اي از آن بهره گرفت.
حضور مستمر الگوهاي موفق و مقبول اجتماعي محله در كتابخانه‌هاي محله، مدارس، مساجد و انجمن‌هاي علمي و فرهنگي محله مي‌تواند در جذب و هدايت فكري و رفتاري نوجوانان و جوانان تأثير بسزايي داشته باشد.
به طور كلي الگوهاي مطرح و مقبول اجتماعي در عرصه‌هاي مختلف مي‌توانند در جهت بخشي فكري و تقويت انگيزه‌هاي تلاش نوجوانان و جوانان تأثير بسزايي داشته باشند.
هر قدر الگوهاي برتر اجتماعي، از منزلت والاي اجتماعي برخوردار بوده و شخصيتي محبوب و مطلوب داشته باشند به همان ميزان، مستقيم و غير مستقيم نقش و رسالت بيشتري را در هدايت نگرش و بازخوردهاي جوانان بر عهده خواهند داشت.
اما بايد توجه نمود كه الگوهاي محبوب اجتماعي همواره در شرايطي مي‌توانند بيشترين تأثير را در تكوين شخصيت و هدايت فكري نوجوانان و جوانان داشته باشند كه با ايشان در ارتباط مستقيم بوده و روابط عاطفي و اجتماعي خوشايند و دوست داشتني متقابل بين آنهادر قلمرو خويشاوندي و يا همسايگي برقرار باشد.
لذا الگوهاي محبوب اجتماعي بيشترين نقش را مي‌توانند در تقويت انگيزه‌هاي تلاش و تحول شخصيت نوجوانان و جوانان هم محله‌اي خود داشته باشند. محله‌اي كه خانواده‌ها همديگر را از نزديك مي‌شناسند و از تبار اقتصادي و اجتماعي مشابهي برخوردار بوده و انديشه، رفتار و تلاششان در كوچه و خيابان و مدرسه و دانشگاه براي همديگر بسيار روشن است. از همين رو الگوهاي مطلوب محله‌اي مي‌توانند عيني‌ترين و قابل حصول‌ترين سرمشق  و مقصد براي نوجوانان باشند.
شايسته و بايسته آن است كه همواره تمهيداتي فراهم گردد تا الگوهاي محبوب اجتماعي در هر شغل و مقام و مسؤوليتي كه هستند، حضور پررنگتر و ملموستري در محله‌اي كه بدان تعلق دارند و دوران كودكي و نوجواني و ريعان جواني خود را در آن محله گذرانيده‌اند داشته باشند. مسلماً چنين حضور پربركتي در محله مي‌تواند اثرات ارزشمندي را در پي داشته باشد9.
آري نقش الگوهاي اجتماعي كه نوجوانان و جوانان جامعه از طريق رسانه‌هاي عمومي ايشان را مي‌شناسند و نگرش يك سويه نسبت به ايشان مي‌يابند همواره در مباحث روان شناسي اجتماعي به عنوان يك پديده مهم يادگيري  و همانند سازي اجتماعي مورد توجه است، اما الگوها و سرمشق‌هاي اجتماعي محله‌اي كه نوجوانان و جوانان محله تعامل متقابل با آنها پيدا مي‌كنند و روابط عاطفي و محبت‌آميز بين ايشان وجود دارد بيشترين و پايدارترين نقش را در رشد و تحول مطلوب شخصيت نوجوانان محله ايفا مي‌نمايند.
مساجد، حسينيه‌ها و هيأتهاي محلي
بدون ترديد وجود مساجد، حسينيه‌ها به ويژه هياتهاي محلي نقش بسيار ارزشمندي در اعتلاي فرهنگي و آرامش رواني خانواده‌‌ها دارد. رهبران و مسؤولان "محله" مي‌بايست بيشترين توجه را به اين كانونهاي متعالي داشته باشند.
در برخي از ماههاي سال همچون ماه رمضان، ماه محرم، بسياري از هم محلي‌هاي قديمي براي شركت در مراسم ويژه رمضان و محرم به مساجد و حسينيه‌هاي محله قديمي خود مي‌روند كه وجود و حضورشان مي‌تواند بسيار مغتنم باشد.
در واقع آباداني، پويايي و تعالي مساجد و حسينيه‌ها و هياتهاي مذهبي منوط به حضور و رهبري فعال، موثر متواضعانه پيش نمازها و مسؤولان حسينيه‌ها و هياتها و مشاركت قابل توجه هم محلي‌هاست.
برنامه‌ريزي جامع و مستمر امام جماعت و هيات مديره مسجد براي حضور نوبتي (مثلاً هفته‌اي يكبار) گروهي از دانش‌اموزان مدارس "محله" در مسجد براي اقامه نماز ظهر و عصر همراه با استقبال صميمانه امام و خادمان مسجد و پذيرايي ساده و محبت‌آميز از ايشان مي‌تواند پيوند مسجد و مدرسه محله را متبرك و ناگسستني نمايد. پر واضح است  چنين ارتباط زيبايي بين امام مسجد و نوباوگان و نوجوانان، زمينه پرورش احساس مذهبي كودكان و نوجوانا را مضاعف مي‌نمايد.
اتخاذ تدابير لازم در ارائه خدمات مشاوره‌اي توسط متخصصان متعهد در مركز مشاوره مسجد محله مي‌تواند فوق‌العاده موثر و ثمربخش باشد.
بديهي است در برخي از مناسبتهاي ويژه دعوت از الگوهاي اجتماعي محله توسط امام جماعت يا هيات امناي مسجد محله براي شركت در برخي از برنامه‌هاي ويژه مي‌تواند زمينه حضور پرشور جوانان را در مساجد محله مضاعف نمايد.
انجمن فارغ‌التحصيلان دانشگاهي داخل و خارج از كشور " محله"
تاسيس تقويت و حمايت انجمن هم محلي‌ها و بچه محل‌هايي كه توانسته‌اند در رشته‌‌هاي مختلف تحصيلي از دانشگاههاي داخل و خارج از كشور با مدرك تحصيلي حداقل كارشناسي فارغ‌التحصيل شوند، مي‌تواند آثار علمي ـ فرهنگي فوق‌العاده‌اي به همراه داشته باشد.
چنين انجمني نه تنها تشكل ارزشمند جمع قابل توجهي از صاحبان فكر و انديشه و تلاش و تخصص را فراهم مي‌نمايد، بلكه حلقه پر مودتي از ياران و همدلان و تلاشگران را به نمايش مي‌گذارند كه در همسايگي هم رشد كرده، در مدارس مشابهي حضور داشته و خانواده و تبار اقتصادي ـ اجتماعي و خصيصه‌هاي اخلاقي و رفتاري همديگر را به خوبي مي‌شناسند.
اين انجمن پر مهر و مودت علمي و فرهنگي محله مي‌تواند در توسعه فرهنگي ـ اجتماعي محله نقش بسزايي داشته باشد. فقط مسأله آن است كه كارگزاران فهيمي از مديريت شهري در شكل گيري اين قبيل از انجمن‌ها همت نمايد.
مثلاً شهردار منطقه با يك طراحي و برنامه‌ريزي جامع و هماهنگي و همفكري و همراهي مسجدي‌ها و كسبه يكي از محله‌هاي ذيربط و بهره‌گيري از برخي از روزنامه‌هاي شهري مي‌توانند فارغ‌التحصيلان دانشگاهي و به ويژه افراد شاخص و موفق علمي، فرهنگي " محله"  را شناسايي نمايد.
با دعوت از چند تن از شاخص‌ترين ايشان در سطح كشور و برگزاري جلسات توجيهي، هسته اوليه انجمن هم محلي‌هاي فارغ‌التحصيل دانشگاهي را تشكيل داد.
بديهي است در كنار انجمن محلي بسيار ارزشمند علمي و فرهنگي هم محلي‌هاي فارغ‌التحصيل دانشگاهي، تاسيس و تقويت و حمايت انجمن‌‌هاي محلي ديگري همچون انجمن فارغ‌التحصيلان دبيرستان محله، انجمن هنرمندان محله، سينماي محله، انجمن ورزشكاران محله، انجمن فرهنگي محله يا فرهنگستان محله مي‌تواند در توسعه فرهنگي ـ اجتماعي محله بسيار مهم و نقش آفرين باشد.
انجمن دانش‌افزايي نوجوانان و بزرگسالان محله مي‌تواند بستر بسيار ارزشمندي براي برگزاري كلاسهاي آموزشي براي دانش‌آموزان محله و دانش افزايي تخصصي بزرگسالان محله، مثل برگزاري كارگاههاي آموزشي ويژه و داوطلبان ازدواج، زوجهاي جوان، مادران كودكان پيش دبستاني و نظاير آن باشد. اين انجمن مي‌تواند يكي از ثمرات ماندگار و پربركت انجمن دوستان هم محلي فارغ‌التحصيل دانشگاهي داخل و خارج از كشور باشد.
علاوه بر نقش فعال انجمن دانش افزايي نوجوانان و بزرگسالان محله، تاسيس و تقويت انجمن اولياء و مربيان محله با حضور نمايندگان بصيري از اولياء دانش آموزان در پايه‌هاي مختلف تحصيلي و مديران مدارس و نمايندگان از جمع پربركت معلمان محله مي‌تواند به صورت فعال و مؤثر در هدايت نظام تعليم و تربيت و تدوين برنامه‌هاي جامع آموزش و پرورش براي دانش‌آموزان محله بسيار مؤثر باشد.
خانه قرآني نوباوگان محله
تاسيس و تقويت مجموعه پروزشي بسيار ارزشمند ويژه كودكان سنين پيش دبستاني محله به نام خانه قرآن نوباوگان محله با همكاري انجمن‌هاي علمي، فرهنگي محله و جمعي از والدين بصير و فهيم، و وجود مربيان مهربان و عاطفي و منطقي و چهره گشاده و اتخاذ علمي‌ترين روشهاي پرورش استعدادها و خلاقيت‌هاي كودكان مي‌تواند بستر زيبايي براي شكوفايي وجود ارزشمند كودكان محله باشد.
افزون بر تاسيس تقويت و حمايت مستمر انجمن‌هاي علمي  و فرهنگي محله، تاسيس واحدهايي همچون  بانك قرض‌الحسنه محله، مركز بهداشت و مجتمع درمانگاهي محله، مركز كارآفريني و اشتغال محله، مركز توليدات، صنايع ويژه و تجارت محله، مركز عمران و توسعه محله مي‌تواند نقش بسيار اساسي در توسعه اجتماعي ـ اقتصادي محله داشته باشد.
بدون ترديد تاسيس، تقويت و حمايت از انجمن‌هاي علمي ـ فرهنگي محله‌اي و مراكز كارآفريني و توسعه اقتصادي ـ اجتماعي محله، بهترين بستر براي امنيت اجتماعي محله و پيشگيري از آسيب‌پذيري‌ها فردي و گروهي بچه‌هاي محل خواهد بود. يقيناً در اين رهگذر، تشكل كارآمد محلي مثل انجمن بررسي و نظارت بر سلامت و امنيت محله مي‌تواند كاملاً موثر واقع گردد.
خلاصه سخن آن كه با عنايت به مباني روان‌شناختي تعلقات محله‌اي، تعهدات اخلاقي و رواني به حقوق عرفي و اجتماعي همسايگي، دلبستگي‌هاي خانوادگي در حريم محله، پيوندهاي عميق و صادقانه دوستي با بچه محل‌ها، شايسته و بايسته آن است كه همواره محور اصلي طراحي، تدوين و اجراي برنامه‌هاي توسعه پايدار فرهنگي ـ اجتماعي را  " خانواد‌ها" و "محله‌ها" با همه مؤلفه‌هاي خوشايند آن قرار دهيم و در اين صورت بيشترين توجه به سلامت تعادل، تعالي خانواده‌ها، يعني حلقه‌هاي ناگسستني زنجيره محله‌ها و جامعه شهري و روستايي و جامعه جهاني مبذول خواهد شد.
*استاد دانشگاه تهران
 
ارائه شده در همایش علمی کاربردی توسعه محله ای
چشم انداز توسعه پایدار شهر تهران
زمستان 1383
 
پانوشت‌ها:
1.    معارج السعاده ص 389
2.    والله الله في جيرانكم فانهم وصيه نبيكم مازال يوصي بهم قي ظننا انه سيورتهم. (نهچ البلاغه 47)
3.    معراج السعاده
4.    نهج الفصاحه
5.    معراج السعاده
6.    نهج الفصاحه
7.    از جمله شعارهاي سازمان جهاني يونسكو در سالهاي اخير تكيه بر همين باور بوده است كه جهاني بينديشيد و محلي عمل كنيد: Think Globaly, Act Localy
8.    سازمان جهاني بهداشت
9.    اينجانب چندين سال پيش كه رياست دانشگاه تهران را عهده‌دار بودم، همزمان به عنوان مشاور وزير محترم وقت وزارت آموزش و پرورش در شوراي معاونين وزارتخانه شركت مي‌كردم؛ پيشنهاد نمودم كه هر سال در روز آغاز سال تحصيلي هر يك از معاونين و مشاورين وزير در مدرسه‌اي حاضر شوند كه خودشان در آنجا درس خوانده‌اند. جناب آقاي دكتر نجفي از اين مساله بسيار استقبال نمودند. من با هماهنگي مسؤول محترم منطقه 17 به دبيرستان علوي (ذوقي سابق) در انتهاي خيابان عباسي رفتم. دبيرستاني كه در آنجا سه سال درس خوانده بودم. حسب اتفاق معاون مدرسه هم از دوستان قديمي من بود. بعد از آنكه زنگ مدرسه به طور سراسري توسط رئيس جمهور محترم نواخته شد، دانش‌آموزان صف كشيدند و حضور اينجانب در مدرسه، توسط مدير محترم دبيرستان به بچه‌ها اعلام شد. خيلي از بچه‌ها مرا مي‌شناختند و راجع به وضعيت خانوادگي ما اطلاعات نسبتاً خوبي داشتند. من حدود 25 دقيقه با بچه‌ها محله قديمي خودم صحبت كردم، از موقعيت منزل كوچكمان در كوچه بن‌بستي كه در شش متري دوم محل واقع بود سخن گفته، از بازيها و هم‌بازيها، از هيات و هم هياتي‌ها، از همكلاسي‌ها و از معلم‌ها، از بقالي‌ها و سلماني‌ها، از قديمي‌ها و ريش‌سفيدهاي محله صحبت كردم. چند نفر از بچه‌هاي موفق محله را  كه تحصيلات دانشگاهي را تمام كرده و مسؤوليتهاي قابل توجهي در كشور داشتند به آنها معرفي كردم.
با چندين و چندين دانش‌آموز آشنا كه با پدران و برادر بزرگشان دوستي قديمي داشتم صحبت كردم و جوياي حال ايشان شدم. خلاصه كلام آن كه بچه‌هاي محله قديمي مرا خوب مي‌شناختند و دوست مي‌داشتند كه ساعتها برايشان صحبت كنم، اما من رعايت حال معلمان را مي‌كردم كه با چهره‌اي متفكرانه و محترمانه به رابطه من با بچه‌ها مي‌نگريستند. به بچه‌ها گفتم كه در كنار بازيها و سرگرميها، چگونه درس مي‌خوانديم و چگونه با كم برقي و گاه بي برقي و با چراغ فانوس در خانواده هشت نفري در منزل كوچك كنار مي‌آمديم. از بچه‌ها خواستم در كنار بازي و تفريحات سالم، با اراده و غيرت و اميد و توكل به خدا تلاش نمايند و من در دانشگاه تهران ميزبانشان خواهم بود.
خلاصه كلام آن كه سال بعد در يك موقعيت خاصي، معاون محترم مدرسه مرا ديد و با خوشحالي توصيف ناپذير و در نهايت تعجب گفت: در پايان سال تحصيلي گذشته (سالي كه روز آغازش با بچه‌محله‌ها صحبت كردم) افت تحصيلي، مردودي و تجديدي بيش از 90 درصد كاهش يافته بود. باور اين حقيقت كمي سخت است، اما آمار و ارقام شاهد انكار ناپذيري است بر نقش محله، تعلقات محله‌ای و ارتباط بچه محلها!
 

 
                      
                     
       
     
 


منابع و مآخذ

1.    افروز، غلامعلي (1383) روان‌شناسي رابطه‌ها،  انتشارات دانشگاه تهران چاپ سوم

2.    پاينده، ابوالقاسم (1360) نهج‌الفصاحه، انتشارات جاويدان چاپ سيزدهم

3.    رسول محلاتي، سيدهاشم (1377) غررالحكم و دررالحكم دفتر نشر فرهنگ اسلامي

4.    سازمان بهداشت جهاني (2001) گزارش آماري ساليانه

5.    شهيدي، سيدجعفر (1377) ترجمه نهج‌البلاغه انتشارات دفتر نشر فرهنگ اسلامي چاپ ششم

6.    زينالي، سيدحسن (1372) چهل حديث، همسايه، انتشارات سازمان تبليغات اسلامي

7.    نراقي، ملااحمد (1350) معراج‌السعاده، انتشارات جاويدان  تهران     

       


نويسنده: دكتر غلامعلي افروز

برگرفته از سايت روزنامه همشهري

خانواده، افسردگي را درمان ميكند

          
اگر از مشكلات و بيماريهاي روحي و رواني فرزندان طلاق يا يتيمان سخن زياد شنيدهايم، اين بار محققان از وجه ديگر خانواده در سلامت رواني ما ميگويند و آن خواهر و برادر است.
تازه ترين تحقيقات ميگويد اين وجه، حتي شايد مهمتر از پدر و مادر هم باشد.
 در اين مطالعه جديد كه در نشريه روانپزشكي عمومي منتشر شده، محققان به اين نتيجه رسيدهاند كه هر چقدر رابطه يك كودك با خواهر و برادرهايش بهتر باشد، احتمال اين كه در بزرگسالي به بيماري افسردگي مبتلا شود، كمتر است.
 به گزارش رويترز، در اين مطالعه محققان بيمارستان بوستون، بيش از 200 مرد بين 20 تا 50 ساله را بررسي كردند. ميزان افسردگيشان را با آزمون هاي استاندارد سنجيدند و پرسشنامه اي را در مورد رابطهشان با خواهر و برادرها و همچنين پدر و مادرشان پر كردند، نتايج به اين ترتيب بود كه 26درصد از كساني كه رابطه پرتنش و غيردوستانهاي با خواهر و برادرشان داشتند تا سن 50 سالگي به افسردگي دچار شدند.
حتي داشتن ارتباط خوب با يكي از خواهر و برادرها در اين مطالعه براي پيشگيري از ابتلا به افسردگي موثر شناخته شده است.
 جالب اين كه بين كساني كه با پدر و مادرشان رابطه خوبي داشتند و نداشتند، هيچ تفاوت معنيداري از اين لحاظ وجود نداشت. به عبارت ديگر، احتمال ابتلاي هر دو گروه به افسردگي در بزرگسالي يكسان بود. اين نشان ميدهد ارتباط با خواهر و برادر، به نسبت رابطه با پدر و مادر، نوع ديگري از نيازهاي روحي و رواني كودك را تامين ميكند كه تاميننشدنش ميتواند زمينه ابتلاي او را به افسردگي فراهم كند.
 البته پيش از اين در تحقيقات روانشناسان رشد مشخص شده بود كودكاني كه خواهر يا برادر دارند، بيشتر و بهتر از كودكان در خانوادههاي تكفرزندي ميتوانند مهارتهاي اجتماعي و زندگي را بياموزند و از اين لحاظ از بقيه هم سن و سالهايشان جلوتر هستند.
 شايد كمشدن احتمال ابتلا به افسردگي هم با همين نكته در ارتباط باشد. كودكان در خانواده امكان اين را پيدا ميكنند كه زندگي جمعي و كنارآمدن با افراد را تمرين كنند و همين باعث ميشود بهتر بتوانند احساساتشان را بيان كنند و در مواقع لزوم از ديگران كمك بخواهند . ضمن اين كه فضايي براي رقابتهاي كوچك و بزرگ وجود دارد كه كودك در آن ميتواند تلاش براي موفقيت را از موقعيتهاي كوچكتر و سالمتر آغاز كند.
 البته يك نكته ديگر در اين مطالعه وجود دارد و اين كه پدر و مادر افسرده، احتمال ابتلاي فرزندان را به افسردگي بالا ميبرد. اين همان نقش ژنتيك در بيماريهاي مثل افسردگي است كه محققان پيش از اين به آن رسيده بودند. شايد بتوان همه اين نتايج را به اين ترتيب جمعبندي كرد: اگر افسرده هستيد، حتما بيشتر بچه داشته باشيد!     
      
     
     

نويسنده : دكتر فرنوش صفويفر

خصوصيات مناسب همسر دلخواه من


ازدواج به يکي از مشکلات جوانان امروزي تبديل شده است. جوانان، گذشته از مشکلاتي همچون مهريه، نداشتن خانه، نداشتن درآمد مناسب براي يک زندگي دو نفره و... که براي ازدواج دارند حقيقتا نمي دانند که همسر آينده شان بايد داراي چه خصوصياتي باشد تا بتوانند در کنار هم سال هاي سال به خوبي زندگي کنند. اما به راستي يک همسر مناسب براي ازدواج چه کسي است؟ چگونه مي توان او را انتخاب يا پيدا کرد. براي آن که معيارهاي مناسبي براي انتخاب همسر در اختيار جوانان باشد، در مطلب زير که برگفته از سايت تبيان است به پاره اي از ويژگي هاي يک همسر شايسته اشاره مي شود.
خصوصيات شوهر شايسته 
1 ) ديانت و تقوي: شوهري که متدين و باتقوي باشد، حقوق همسرش را حفظ مي کند، هيچ گاه در پي هوس هاي نامشروع نيست، به او احترام مي گذارد و از هرگونه ستم دوري مي کند. امام باقر(ع) مي فرمايند: «شايستگي داماد در تقوا، ديانت و امانت او نهفته است; هر کس واجد اين شرايط باشد درخواست وي را بپذيريد. »
2 ) حسن خلق: يکي از ويژگي هاي شوهر شايسته اين است که از نظر اخلاقي مهربان، خوشرو و نسبت به همسرش دوستي مخلص باشد. حضرت رسول (ص) مي فرمايند: «هرگاه فردي به خواستگاري دخترتان آمد که از نظر دين و اخلاق شما را راضي مي کرد دخترتان را به ازدواج او درآوريد. »
3 ) فعال و تلاشگر: شوهر بايد براي تامين نيازمندي هاي مادي و معنوي خانواده اش کوشش و فعاليت نمايد. بدترين شوهر کسي است که در خانه بنشيند و همسرش را براي تهيه مايحتاج خانه، به کار وا دارد. 
4 ) عفت زبان: بيان، يکي از عوامل تشکيل دهنده شخصيت است. کسي که در گفتار با کلمات توهين آميز، فحش و ناسزا ديگران را بيازارد، عفت زبان ندارد. چنين فردي قبل از هر کس همسرش را مورد حمله قرار مي دهد و در برابر هر چيزي که مطابق ميلش نباشد به ناسزاگويي مي پردازد. بنابراين، داشتن عفت زبان يکي از خصوصيات يک شوهر شايسته است. 
5 ) سخاوت: فردي که خست و بخل را بر خود و ديگران روا دارد، شوهر خوبي نخواهد بود. بخشش و فراهم کردن رفاه و توسعه دادن به زندگي خانواده از طريق مال حلال و دست و دل باز بودن، از خصوصيات يک شوهر خوب است. تهيه هديه و کادو براي همسر از اعمالي است که يک شوهر شايسته به مناسبت هاي مختلف انجام مي دهد. 
6 ) مهمان نوازي: مردي که نان خانه اش را کسي نديده و در منزلش را به روي دوستان و اقوام ببندد، همسر خوبي نخواهد بود. اين مرد بايد بداند همسرش که در خانه پدر و مادر، بزرگ شده و با خويشاوندانش معاشرت و رفت و آمد داشته، نمي تواند با آنان قطع رابطه کند. بنابراين مهمان نوازي و معاشرت با خويشاوندان از صفات يک شوهر خوب است. 
7 ) آراستگي: همانطور که شوهر متوقع است همسرش آراسته باشد، خودش نيز بايد به وضع ظاهرش برسد و از نظر لباس و نظافت دقت کافي بنمايد. خيلي از مردان به وضع ظاهر خود توجه ندارند و هميشه مورد انتقاد و اعتراض همسر خود قرار مي گيرند. 
8 ) امين بودن: مرد بايد از هرگونه پنهان کاري يا عدم صداقت با همسرش بري باشد; زن، امين او و او، امين زن باشد. در اين صورت است که زندگي، سعادت و خوشبختي را به دنبال خواهد داشت.
9 ) اصالت و نجابت خانوادگي: از ويژگي هايي که در شوهر اهميت خاص دارد، يکي وراثت و ديگري محيط است که اصالت خانوادگي هر دو را در بر دارد. بنابراين دختران بايد در نظر داشته باشند فردي را به شوهري برگزينند که از يک خانواده نجيب و خوشنام بوده و در يک محيط خانوادگي سالم بزرگ شده باشد.
10 ) عاقل و خردمند: يکي از ويژگي هاي شوهر شايسته، داشتن هوش و ذکاوت کافي و تخصص است. چنين شوهري آموزش لازم براي اشتغال به کسب حلال را ديده; و هر اندازه علم و کمالش بيشتر، و هوش و درايتش زيادتر باشد، شايسته تر خواهد بود.  خلاصه مي توان گفت که زن بايد از ازدواج با مردي که داراي ضد ارزش هاي زير است، خودداري کند.

ادامه نوشته

ده نكته زندگی

ارائه مطلب زیر تلاش برای جلوگیری از وقوع اختلافاتی است كه به سبب آن امروزه راهروهای دادگاه خانواده مملو از جمعیت است . پس به امید آنكه شما را هرگز در آنجا ملاقات نكنیم توجه شما را به چند نكته انسانی كه حاصل بررسی مواد حقوقی و خلاصه مسائلی است كه معمولاً در دادگاه ها با آن روبرو هستیم ، جلب می كنیم .

1- اگر از گذشت ، صبر و بردباری در خود نشانی دارید به سراغ ازدواج بروید . زمانی برای شروع یك زندگی مشترك تصمیم بگیرید كه از استقلال و توان كافی خود برای اداره یك خانواده جدید مطمئنهستید .
2- زمانی را برای جاری شدن صیغه عقد مطلوب بدانید كه از خواست ها و نگرش های یكدیگر باخبرید و می دانید كه هردوهدفی مشترك را دنبال می كنید . برای رسیدن به این شناخت ، مدتی به یكدیگر فرصت دهید .
3- در این دنیای بزرگ هیچ دو نفری مانند هم نیستند . تفاوتهای بارز میان دو خواهر و یا دو برادر كه هر دو زاده یك مادر و پدر هستند ، خود گویای این مسئله است . بنابراین مبنای تفاهم را معیارهای اصلی و اساسی برگزینید . توقف و ایستادن بر اصول فرعی یكدیگر چندان كمكی به بهبود روابط زناشویی نخواهد كرد.
4 -قبل از ازدواج به مسئله اعتیاد به طور جدی بیندیشید و از عدم اعتیاد همسرتان به هر گونه مواد مخدر ، اطمینان كامل حاصل كنید . نگذارید امید به ترك كردن و یا ترك دادن سبب شروع یك زندگی پُرمشكل شود .
5- برای داشتن زندگی خوب و توأم با آرامش،به شیوه زندگی انتخابی خود عشق بورزید . چشم وهم چشمی، حسادت و تجمل پرستی،بار سنگین زندگی های امروز را از دوش هیچ زوج جوانی بر نداشته است . به راستی كه كم كردن توقعات ، گنجینه ای بزرگ برای ساختن آینده یك زوج جوان است .
 
6- تجربه بارها و بارها ثابت كرده كه زوجی موفقو سربلند هستند كه در كشاكش زندگی در كنارهم ، یارهم هستند . در كنار هم در شادی ها می خندند و در سختی و رنج ها با هم به جنگ مشكلات می روند . اشتباهات یكدیگر را می بخشند و موفقیت های یكدیگر را جشن می گیرند ، براستی زن و شوهرهایی كه به جای در كنار هم بودن ، مقابل یكدیگر می ایستند و زندگی   می كنند ، نه زندگی،كه نبردی سخت می كنند .
 7- به یاد بسپارید كه گفتن كلمات محبت آمیز،ذكر محسنات یكدیگر و یادآوری اینكه همسرتان را دوست می دارید و به وجودش در كنارتان افتخار می كنید ، كلمات یا جملات مختص دوران آشنایی و اوایل ازدواج نیستند . انسانها نیاز به شنیدن مهر یكدیگر دارند ، آنچه در دل و ذهنتان می گذرد را صادقانه به زبان آورید كه خود یكی از عوامل مهم در بقای زندگی زناشویی است.
8- بد نیست اگر بدانیم استفاده از تجربیات و نظریات دیگران مترادف با دخالت آنها در زندگی زناشویی ما نیست؛ چه بهتر اگر تجربیات گذشتگانمان را سرمشق كنیم و خود كاشف شادی های دیگر باشیم .
9- اگر در برخی مسائل با یكدیگر اختلاف نظر دارید هرگز فرزندانتان را از آن مطلع نكنید . در مقابل فرزند،پدر و مادر عنصری واحد و جدایی ناپذیرند كه حرفشانو قولشانیكی است.
10- دوستی سرلوحه بهترین نوع رابطه هاستكه نه در شناسنامه و نه در هیچ جای دیگر ثبت نمی شود،اما عمیق و بی پیرایه است . بهترین والدین همانهایی هستند كه با فرزندانشان دوست و رفیق اند . بهترین زوجها نیز آنانی هستند كه قبل از این كه به یادشان بیاید كه زن و شوهر یكدیگرند ، بدانند كه دوست هم هستند . رابطه صمیمانه و خالصانه توأم با درك و حفظ احترام همدیگر،شاید یكی دیگر از عوامل مهم تضمین كننده بقای یك زندگی است .

برگرفتعه از سايت تبيان

درباره خصايص خانم‌ها و آقايان


خانواده- ويژه خانم‌ها: سفر به دنیای مردانه -  ويژه آقايان: سفر به دنیای زنانه

ويژه  خانم‌ها: سفر به دنیای مردانه
چه بسیار خانم‌هایی که سرکلاس‌های ما نشسته‌اند و هنوز ازدواج نکرده‌اند؛ بس که این کلاس‌های ما باکلاس است. اینها، از آن دسته آدم‌های بابرنامه‌ای هستند که بدون کسب صلاحیت‌های لازم، قصد ندارند دم به تله بدهند. ماهم برای این عده افراد خوش‌فکر و بافرهنگ، توصیه‌های ویژه‌اي داریم تا قبل از ورود به دنیای سراسر رمز‌و‌راز و شگفتی آقایان، بتوانند شناختی-  ‌هرچند جزئی  و مختصر- از آنها به دست آورند.

1 - آقایان توانایی‌هایی دارند که شما را به شگفتی وامی‌دارد. آنها می‌توانند در هر نوع شیشه‌ای را باز کنند؛ از شیشه مربای آلبالو گرفته تا عسل بهاره آویشن. در این باره تردید نکنید؛ بدون هیچ‌گونه وسیله کمکی و در عرض چند ثانیه.

2 - آقایان می‌توانند موقع گوش دادن دقیق و جدی به حرف‌های شما، از ته قلب بخوابند. حتی ممکن است در این میان، با ادای کلماتی مانند «آها، چه جالب» و مانند آن، با شما همراهی هم بکنند اما این دلیل بر بیداری آنها نیست. تعجب نکنید، خودتان بعینه خواهید دید.

3 - آقایان می‌توانند بدون حمل هیچ‌کدام از انواع و اقسام کیف‌های کوچک و بزرگی که شما دست‌تان می‌گيرید،با یک دست کت و شلوار بروند مهمانی؛ کلید و تلفن همراه‌شان را هم توی دست‌شان می‌چرخانند

ويژه آقايان: سفر به دنیای زنانه

چه بسیار آقایانی که سرکلاس‌های ما نشسته‌اند و هنوز ازدواج نکرده‌اند؛ بس که این کلاس‌های ما باکلاس است. اینها، فکر می‌کنند خانم‌ها را شناخته‌اند و رگ خواب آنها را توی دستشان دارند. اما هیهات!  اگر بتوانید حتی بعد از عمری زندگی مشترک باز هم ذره‌ای از آن دنیای پررمزوراز را درک کرده باشید. یک دنیا شگفتی است که در هر لحظه یک بارقه از آن را خواهید دید. برای اینکه از الان آماده باشید، به این نکات جادوگرساز توجه کنید.

باشد که به دردتان بخورد!

1 - خانم‌ها می‌توانند همزمان که غذا درست می‌کنند، با تلفن حرف بزنند، به بچه دیکته بگویند، سریال تلویزیون را تماشا كرده و انباری را تمیز کنند. (این را دیگر باور نمی‌کنید، نه؟) این برای خانم‌ها خیلی عادی است که بتوانند همه این کارها را باهم انجام بدهند و گیج نشوند. چیزی که شما در خواب هم نمی‌توانید ببینید.

2 - خانم‌ها این قابلیت را دارند که موقع آماده‌شدن برای مهمانی، 75 دقیقه وقت صرف کنند. البته این غیر از آماده شدن از روزهای قبل است که در اماکن دیگري مانند آرایشگاه، فروشگاه‌هاي لباس و غیره گذشته است. احتمالا شما - که این کار را حداکثر در 20 دقیقه انجام می‌دهید- هرگز به راز این دقایق و ساعت‌ها پی نخواهید برد.

دانستن اينكه اين اخلاق عمومي بيشتر خانم‌ها و اغلب آقايان است، كمك مي‌كند تا فكر نكنيد همسرتان از كره مريخ آمده و خوش به حال ديگران كه «همسراني چنين و چنان» دارند! اين مهم‌ترين درس كلاس جادوگري است!

 

برگرفته از سايت روزنامه همشهري

روش هايي براي تثبيت علاقه و تفاهم در زندگي


آيا ازدواج کرده ايد؟ يا اينکه در شرف ازدواج هستيد؟ يا هنوز بختتان گشوده نشده و قدم به دنياي مزدوجين نگذارده ايد و هنوز در دنياي مجردها هستيد. در هر صورت آيا تا به حال با خود فکر کرده ايد که چگونه مي توانيد براي تثبيت علاقه و تفاهم در زندگي زناشوي خود به وجود آوريد و تثبيت کنيد؟ مطمئنا با بيان کردن و به کارگيري چند عبارت ساده مي توانيد زندگي را لذتبخش تر و کانون خانواده را صميمي تر نماييد، به همين منظور در مطلب زير که برگرفته از سايت تبيان است چند عبارت ساده و سودمند را از ميان کتب فيلسوفان و نويسندگان مشهور براي شما انتخاب کرده ايم تا از آنها بهره مند شويد.
 -به همسرتان بگوييد: «دوست دارم تا آخر عمر در کنارم باشي تا زندگيم را با تو سپري کنم.» هنگامي که شما اين عبارت را بر زبان مي رانيد، در واقع به او نشان مي دهيد که تا آخرعمر روي عشق و وفاداري اش حساب خواهيد کرد; اوست که موجبات خوشبختي شما را فراهم آورده و مي تواند روزهاي عمرتان را به طرز بي نظير و فوق العاده اي رقم زده و زندگي شما را تکميل تر کند.
-  به او بگوييد: «من واقعا علت مخالفت تو را درک مي کنم و دوست دارم با هم به توافق نظر برسيم و با يکديگر تفاهم پيدا کنيم.» هنگام مشاجره اين عبارت را به زبان بياوريد تا مشاهده کنيد که چگونه اختلاف نظر شما حل خواهد شد. در نتيجه خواهيد ديد که چگونه علاقه و سازش شما، صلح و آرامش را برايتان به ارمغان خواهد آورد. 
-  به او بگوييد: «من تو را هميشه دوست داشته ام ولي در حال حاضر احساس مي کنم بيش از روزهاي اول ازدواجمان به توعلاقه دارم.» حتي اگر همسرتان حالا ديگر چند کيلويي نسبت به اول ازدواجتان اضافه وزن پيدا کرده است و يا اين که موهاي سرش ريخته و کم پشت شده باز بگذاريد که بداند هنوز همان کسي است که شما او را دوست مي داشتيد و مي داريد و به او افتخار مي کنيد و اگر ازدواج موفقي داريد اين عبارت عين حقيقتي است که به او مي گوييد.
- به او بگوييد: «اگر روزي مجبور شوم بين شغلم، خانواده ام، زادگاهم و تو يکي را انتخاب کنم، قطعا تو را انتخاب خواهم کرد.» به همسرتان بگوييد که شما به پيمان و عهدي که با او بسته ايد متعهد و پايبند هستيد و چون به پيمان زناشويي و وفاداري اعتقاد داريد، پس او همواره برايتان مقدم و محترم است و در اولويت قرار دارد.
-  به او بگوييد: «ما به اتفاق يکديگر مشکلات و مسائل زندگي مان را حل خواهيم کرد و آنها را از ميان خواهيم برد.» اين عبارت بدين معناست که شما به همسرتان تضمين مي دهيد که در تمام مراحل زندگي با او شريک و همکار هستيد و اگر مشکلي براي هريک از شما پيش آيد در رفع آن به يکديگر کمک مي رسانيد.
-  به او بگوييد: «چه کمکي از دست من برمي آيد، بگو تا آن را انجام دهم.» وقتي که او مشغول تميز کردن گاراژ منزلتان است و يا درحين کار شکايت مي کند، با گفتن اين عبارت به او اطمينان مي دهيد که او را درک مي کنيد و هميشه در کنار اوهستيد تا يار و ياور او باشيد.
-  به او بگوييد: «بيا به اتفاق هم غروب آفتاب يا... را تماشا کنيم.» در هر ازدواج موفق و فوق العاده اي، نياز است که زن و شوهر فرصتي را براي تفريح و انبساط خاطر قرار دهند تا زندگي شان جنبه عاشقانه و رمانتيک پيدا کرده و رو به سردي نگذارد.
ادامه نوشته

راه‌هاي‌استحکام روابط زناشویی

خانواده- مهتاب خسروشاهي:
لابد شنيده‌ايد كه فلاني آدم آويزاني است؛ يعني هميشه محتاج توجه، بخشش، محبت يا حتي پول و امكانات ديگران است
خدا نكند همسر كسي چنين خلق و خويي داشته باشد چون كار از عشق و عاشقي مي‌كشد به كينه و نفرت. برخلاف تصور بعضی که عزت نفس یا همان مناعت طبع را شکلی از غرور تعبیر می‌کنند و معتقدند این حس یا خصوصیت رفتاری یکی از دلایل ایجاد مشکل در روابط زناشویی است، عزت‌نفس رفتاری است که دقیقا باعث استحکام روابط زناشویی می‌شود. زن یا مردی که از عزت نفس کافی برخوردار نیست، برای رفتارها، برنامه‌ها و خواسته‌های فردی‌اش تعریف مشخصی ندارد و درست به همین دلیل نمی‌تواند یا نمی‌خواهد حقی هم برای همسرش قائل شود.
در واقع کسی که احترام‌گذاشتن به خودش را یاد نگرفته است، نمی‌تواند به دیگری هم احترام بگذارد و نیازها و خواسته‌های او را محترم بشمارد. اين موضوع آن‌قدر مهم است كه بحث این هفته همسران را به بررسی عزت‌نفس و تاثیر آن بر روابط زناشویی و شیوه‌های رسیدن به عزت‌نفس، اختصاص داده‌ایم؛ خدا كند كمكي باشد.
همان‌طور که هر بیماری‌ای علائمی دارد، بيماري آويزان‌بودن يا كمبود عزت‌نفس هم نشانه‌هايي دارد.
بخوانيد: خواهش‌هاي مكرر! هرچند بعد از شروع زندگی مشترک یا حتی در دوران آشنایی و عشق و علاقه، انتظاراتی در طرفین ایجاد می‌شود (مثل خرید هدیه، بودن در کنار هم، پاسخ‌گفتن به نیازهای عاطفی و...) اما خواستن و به‌زبان‌آوردن این خواسته‌ها به شكل مكرر و با اصرار، نشان‌دهنده کمبود یا نبود مناعت طبع است.
هميشه همين‌جا باش! جای شکی نیست که عشق و علاقه ما به‌هم، احساس نیاز به بودن در کنار يكديگر را ایجاد و تقویت می‌کند اما گاهی این علاقه به حسی بیمارگونه تبدیل می‌شود که آزادی طرف مقابل را از او می‌گیرد.
شك مي‌كنم پس هستم! وقتی عزت نفس‌مان را از دست می‌دهیم یا اصلا این ویژگی رفتاری را نداریم، دائما به همه رفتارهای طرف مقابل شک می‌کنیم. برای برطرف‌کردن این شک و تردید هم مدام او را سؤال‌پیچ می‌کنیم.
كي گفته تو مهمي؟ بی‌توجهی به توانایی‌ها، تشویق و تعریف‌نکردن از طرف مقابل، بی‌توجهی به خواسته‌های او به عمد، نشان‌دهنده مناعت طبع پایین ماست چون دوست نداریم یا نمی‌خواهیم توانایی‌های همسرمان را ببینیم و جدی بگیریم.
ايستادن روي خط مرز؛ روان‌شناسان عقیده دارند بسیاری از اختلافات زناشویی، ناشی از بی‌توجهی به حریم شخصی طرف مقابل است. این حریم باید محترم شمرده شود. زن یا شوهری که مناعت طبع ندارد، با حضور دائمی‌اش- چه به‌صورت فیزیکی و چه با تلفن‌کردن‌های مکرر یا هر شیوه دیگر- آرامش طرف مقابل را به هم می‌زند.
حساب واقعا حسابه؟ وقتی مناعت طبع از وجودمان پر می‌کشد، جیب‌هایمان از هم جدا می‌شود و تو و منی وارد زندگی می‌شود.
دو دوتا گاهي 5 تا گاهي كمتر! اگر در مقابل هر کار یا محبتی که برای طرف مقابل انجام می‌دهیم، انتظار تلافی داشته باشیم و حسابگری کنیم، مطمئن باشیم، مناعت طبعمان را فراموش کرده‌ایم.
نسخه اوليه براي درمان!
درست است كه از قديم گفته‌اند درخت تلخ بر شيرين نيارد! اما شايد با پيشرفت علم، اين روزها بتوانيم جوري خودمان را تغيير بدهيم؛ مثلا با عمل‌كردن به اين نسخه: چوب‌خط را دور بينداز! برای نشان‌دادن محبتمان به طرف مقابل، چوب‌خط نگذاریم اما به پای او هم نیفتیم؛ مثلا اگر برای همسرمان هدیه‌ای می‌خریم، انتظار تلافی با خرید هدیه‌ای به ارزش همان هدیه را نداشته باشیم اما اگر با بی‌توجهی او روبه‌رو شدیم، شیوه نشان‌دادن علاقه‌مان را تغییر بدهیم. به این ترتیب، نه دچار افسردگی- ناشی از بی‌توجهی همسرمان- می‌شویم و نه اینکه با تکرار محبتمان به همان روش، احساس می‌کنیم خوار و ذلیل شده‌ایم. با این روش، هم مناعت طبعمان را حفظ کرده و اعتراضی نکرده‌ایم و هم با بی‌توجهی به او، به روابط‌مان آسیب نزده‌ایم؛ فقط روش ابراز محبت‌مان را تغییر داده‌ایم.
اينجا اتاق من است؛ اول در بزن
همان‌طور که دوست داریم خلوت و آرامش‌مان به هم نخورد، برای همسرمان هم احترام قائل شویم و با رفتارمان خلوت او را به هم نزنیم؛ حتی اگر خیلی احساس تنهایی کردیم. یکي از نشانه‌های عزت نفس، محترم‌شمردن خلوت و آرامش طرف مقابل و احترام‌گذاشتن به خواسته اوست. نق‌زدن، قهرکردن، بی‌توجهی، تلافی‌کردن به هر شکل ممکن، کج‌خلقی و لج‌بازی و... همگی از نشانه‌های نداشتن مناعت طبع است.
اگر زمانی که همسرمان برنامه‌ای دارد و نمی‌تواند در کنار ما باشد، ما هم برنامه‌ریزی کنیم و آن ساعت‌ها را در منزل نباشم یا باشیم و به کارهای شخصی و موردعلاقه‌مان بپردازیم، دیگر مشکلی پیش نخواهد آمد. یک نکته را هم یادمان باشد؛ انجام کارهای شخصی یا نیاز به تنهابودن در ساعت‌هایی از روز، الزاما به معنی بی‌توجهی همسرمان به ما نیست بلکه نیازی ضروری است که باید برآورده شود. پس با رفتارهای نادرست خود، آزادی طرف مقابل را از او نگیریم.
چرا عاقل كند كاري...؟
حتما برای همه ما اتفاق افتاده که از رفتار، گفتار يا اعتراض  زیاد اصلا خوشمان نیامده است. حتما هم یادمان نرفته که چه واکنشی به این ناخوشایند‌ها نشان داده‌ایم. به عقیده روان‌شناسان هرچه‌قدر عزت نفس‌ما پایین‌تر باشد، به همان نسبت به آنچه آزارمان می‌دهد، واکنش‌های تندتر و غیر‌منطقی‌تری نشان می‌دهیم. در واقع مناعت طبع، بلند‌نظری‌ای به فرد می‌دهد که مانع از بروز واکنش‌های نامناسب در مقابل ناملایمات می‌شود؛ بنابراین به جای جر و بحث می‌توانیم خیلی راحت از همسرمان گله کنیم و از او درباره رفتارش توضیح بخواهیم یا با یک تذکر آرام -اما مؤثر- او را متوجه اشتباه‌اش کنیم.
من گدا نيستم
خیلی از ما متر و معیار سنجش عشق و محبت همسرمان را میزان و نحوه پاسخ‌گفتن او به نیازهای مادی و گاهی نیازهای معنوی غیرمنطقی‌مان می‌دانیم. مثلا منتظریم او به جای اینکه به کارهایش برسد، همیشه پیشمان باشد. این توقع نه تنها کاملا غیرمنطقی است بلکه در طرف مقابل احساس اسارت و انزجار ایجاد می‌کند. بدتر از همه هم اینکه این خواسته‌ها را دائما تکرار كرده و از همسرمان محبت گدایی کنیم. یادمان باشد نیازی که به‌دنبال درخواست- آن هم درخواست مکرر- برآورده شود، از روی عشق و علاقه نیست و به دلیل ترس یا اجبار برآورده شده است؛ بنابراین اجازه بدهیم هرکس محبتش را آن‌طور که بلد است، به ما نشان بدهد؛ شاید اصلا علاقه‌ای به ما ندارد و به اجبار در کنار ماست.
ماشين‌حساب را خاموش‌كن
یکی دیگر از نشانه‌های مناعت طبع، اشتراک اقتصادی است؛ به ویژه اگر زن هم شاغل باشد. اگر زن و مردی از عزت نفس برخوردار باشند، به جای جدا کردن حساب زندگی‌شان از هم، حسابشان را مشترک می‌کنند اما آقایان محترم یادشان باشد، بهتر است برای همسرشان حق داشتن حسابی جدا را درنظر بگیرند و او را مجبور به خرج‌کردن درآمدش در منزل نکنند. با این کار، مطمئن باشید همسرتان با کمال میل کمبودهای زندگی را با درآمدش جبران خواهد کرد.
اِ، منم همين‌طور!
یکی از شیرینی‌های زندگی مشترک، شناختن علایق طرف مقابل و علاقه‌مندشدن به آنها به صورت واقعی و نه تصنعی است. این یعنی نشان‌دادن علاقه‌مان به طرف مقابل، احترام‌گذاشتن به عقیده او، توجه به خواسته‌های او و در یک کلام احترام به همسر. از طرفی، با این کار به شکوفایی هر چه بیشتر او کمک می‌کنیم. مثلا اگر همسرمان به ورزش یا سرگرمی خاصی علاقه دارد، به جای اینکه این علاقه او را دلیلی برای جدایی او از خودمان بدانیم، با همسرمان همراه شویم و اجازه بدهیم شکوفا شود. همراه‌بودن و احترام گذاشتن به علایق طرف مقابل، یکی از نشانه‌های عزت نفس و عشق به طرف مقابل است چون نه تنها با تنگ‌نظری مانع موفقیت او نشده‌ایم بلکه او را برای رسیدن به آرزوهایش کمک هم کرده‌ایم.
من هم بلدم!
طبیعی است که همه ما همه کارها را بلد نیستیم اما مهم آن است که به‌خاطر عشق و علاقه به طرف مقابل، برخی کارها را یاد بگیریم. بی‌توجهی- آن هم بی‌توجهی عمدی به خواسته‌های طرف مقابل- نشانه مناعت طبع نیست بلکه برعکس، کسی که تلاش می‌کند بیاموزد تا علاقه‌اش را به همسرش نشان بدهد، از اعتماد به نفس و مناعت طبع بالایی برخوردار است؛ این تلاش یعنی تلاش برای نزدیک‌ترشدن به هم.
همه‌پرسي خانوادگي!
خودرأیی، تصمیم‌گیری بدون مشورت، تکروی و... نه تنها نشانه مناعت طبع و اعتماد به نفس بالا نیست بلکه به‌عکس، نشان‌دهنده کمبود این ویژگی‌های رفتاری است. از طرفی نشان می‌دهد با تنگ‌نظری می‌خواهیم همه کارها را به نام و با تلاش خودمان ثبت کنیم و اصلا به حضور و نظر طرف مقابل اهمیت ندهیم. تصمیم‌گیری‌های 2نفره را از همین حالا شروع کنیم.
و در نهایت اینکه عزت‌نفس رفتار مثبتی است که اولا باعث سلامت روحی- روانی خودمان می‌شود چون به پای طرف مقابل نمی‌افتیم و با رفتار عاقلانه و منطقی‌مان خوار و ذلیل نمی‌شویم؛ در ثانی این مناعت‌طبع، ارتباط سالم، منطقی و محترمانه‌ای را بین ما به‌وجود خواهد آورد.

نويسنده:مهتاب خسروشاهي

بركرفته از سايت روزنامه همشهري

راههای عملی دستیابی به تفاهم


  -1در هنگام گفتگو با همسرمان ، با نهایت دقت به مطالب وی گوش فرا داده و آن گونه عمل نماییم كه گویی جز به وی و سخنانش ، به موضوع دیگری توجه نداریم و از انجام هر عملی كه مغایر با حالت توجه باشد ، خودداری می كنیم .

این كیفیت ، در تكنیكهای مشاوره ، به " هنر خوب شنیدن " موسوم است ؛ حالتی كه بیانگر پذیرش طرف مقابل و مطالب وی است و كاربرد فراوانی در مشاوره دارد.

  -2با مطالعه در حالات و روحیات همسر خود ، فهرستی از علائق و تمایلات وی ، به دست می آوریم و نسبت به آنها خود را متعهد و ملزم می دانیم . تأمین علائق اصولی همسر، و نقطه شروع سخن را بر یكی از علایق وی متكی نمودن و به ویژه درمورد تمایلاتش به گفتگو نشستن ، راه را برای رشد تفاهم ، هموار و تسهیل خواهد نمود.

-3ازمقایسه او با دیگران به شدت بپرهیزیم . این رفتار ، به رابطه حسنه آسیب وارد می كند . همسرمان انسانی است منحصر به فرد ودارای ویژگی های شخصیتی اعم از مثبت ومنفی كه قابل مقایسه با هیچ فرد دیگری نیست . ازاین رو ، درمواقع ضروری ، می توان او را با خودش ( گذشته او) مقایسه نمود و میزان پیشرفت اخلاقی ومعنوی وفكری اش را مورد تقدیر قرار داد . این عمل بر درجه تفاهم زوجین خواهد افزود .

4-  نحوه برقراری ارتباط كلامی نیز از عواملی است كه در ایجاد تفاهم ، نقشی تعیین كننده دارد . همسرانی كه می دانند ازچه عبارات و كلماتی برای بیان مقصود استفاده كنند، به خوبی مسیر حركت خویش را در زندگی هموار می نمایند . هر واژه یا كلمه دارای نوعی بار روانی وعاطفی است و تأثیرات مسلمی را بر شنونده برجای می گذارد . یك ارتباط كلامی موفق ،  رابطه ای است كه هیچ یك از طرفین از كلمات تحریك آمیز وموهن ، استفاده نمی كنند.

زبان ملایم  ونرم و برخوردار از احترام ، حق مطلب را به خوبی ادا می كند و اعتماد واطمینان در طرف مقابل می آفریند و برعكس ، زبان تند و زننده و تحریك آمیز ، برای هیچ ارتباطی مفید نیست ، حتی اگر گوینده برحق باشد .

 -5در مناسبات باهمسر، صداقت همچون پل ارتباطی مؤثر ، موجب می شود كه زن و شوهر، میل و رغبت وافر و كاملی برای صحبت با یكدیگر پیدا كنند و از این طریق بر رشد شخصیت خود وهمسرشان بیفزایند.

لازم است برای نیل به تفاهم ، صداقت را از انگیزه ها و نیات درونی ، آغاز نموده ، به جریان گفتگوها و مناسبت ، منتقل نمود . زیرا  " رستگاری در راستی است " . در واقع  زن و شوهر زمانی به كاخ سعادت زندگی دست می یابند كه پایه های آن را بر صداقت و درستی ، پی ریزی نمایند.

 

برگرفته از سايت تبيان

راز و رمز شيرين زندگي كردن

زندگي زيباترين هديه خداي مهربان است و انسان‌هايي كه اين هديه را قدر مي‌دانند آنچنان در صحنه زندگي شادي و نشاط مي‌آفرينند كه هر لحظه زندگي‌شان مملو از خاطره‌اي زيبا خواهد بود.
 راز و رمز شيرين زندگي كردن خيلي سخت نيست فقط مي‌بايست بدانيم چگونه زندگي كنيم. آري مشكلات و ناكامي‌هاي مسير زندگي، مواد خام شكلات زندگي هستند. زندگي ما همواره با مشكلات و سختي‌ها معنا پيدا مي‌كند و ما آمده‌ايم تا مسائل زندگي را حل كنيم و لذت حل مسائل و مشكلات را بچشيم.
از مشكلات و رنج‌هاي زندگي نهراسيم و با اقتدار در ميدان زندگي وارد شويم و اينگونه از مشكلات و ناكامي‌هاي مسير بهترين شكلات زندگي‌مان را تهيه كنيم و از طعم آن لذت ببريم.
براي تهيه شكلات زندگي مي‌بايد به نكات مهم و دستورالعمل ذيل دقيقا توجه داشت تا طعم شكلات زندگي، دلچسب همه اطرافيانمان باشد.

 باور كنيم كه بهترين تهيه‌كننده ايم
 انسان‌هايي كه فعاليت و امورشان را با نگرش و باورهاي بسيار مثبت آغاز مي‌كنند، دستاوردهاي مثبتي به دست مي‌آورند. آنها چون اعتقاد دارند كه موفق مي‌شوند، پس قطعا به پيروزي مي‌رسند. انسان‌هاي برنده ابتدا در ذهن خود برنده مي‌شوند و سپس اين پيروزي و موفقيت را در صحنه زندگي نمايان مي‌سازند.
برندگان هميشه مثبت مي‌انديشند و از ناملايمات مسير هراسي ندارند و با اعتقادي راسخ نگاهي متعالي به اطراف خود دارند. آري براي خلق يك زندگي عالي و مطلوب ‌بايد باور داشته باشيم كه توانايي آفريدن زيباترين زندگي را داريم، سپس با اين باور زيبا شيرين‌ترين لحظات را براي خود و اطرافيان مهيا سازيم.

از كاه كوه نسازيم

براي تهيه شكلات زندگي ‌بايد تجربه كسب كنيم. بنابراين اگر عزممان را جزم كرده‌ايم تا زندگي شيريني را رقم زنيم مي‌بايست از اشتباهات گذشته اندوهگين نباشيم و ناكامي‌هاي گذشته را در ذهنمان مرور نكرده و بي‌جهت از كاه كوه نسازيم.
 انسان هاي موفق فقط از گذشته درس مي‌گيرند و در زمان حال زندگي مي‌كنند و همواره آينده‌اي زيبا را در ذهنشان ترسيم مي‌نمايند. راز شاد زيستن، صبر و شكيبايي است. براي لذت بردن از زندگي مي‌بايست براي اتفاقاتي كه هنوز رخ نداده است، نگران نباشيم.
ديل كارنگي، روانشناس بزرگ مي‌گويد: «98 درصد نگراني‌هاي مردم براي چيزهايي است كه هنوز اتفاق نيفتاده است.» پس بياييم با توكل به خداي مهربان در فراز و نشيب‌هاي زندگي با صبر و حوصله به انتظار زيباترين و خوشمزه‌ترين لحظه‌هاي ناب زندگي باشيم و از اكنون لذت ببريم و از گذشته عبرت بگيريم و آينده‌اي زيبا را تصور نماييم.

تدبير و تفكر
 زندگي با تدبير وتفكر زيبا مي‌شود. براي هر اقدامي فكر كنيم و افكارمان را بر روي برگه‌اي سفيد بنويسيم و چندين بار تفكراتمان را مرور كنيم. انسان‌هايي مي‌توانند لحظات شيريني در زندگي‌شان خلق نمايند كه زماني آن لحظه را تصوير و براي آن تدبير نموده باشند.
 تفكر راه‌هاي بي‌شماري را براي رسيدن به موفقيت در مسير انسان قرار مي‌‌‌دهد و انسان‌هاي هوشمند علاوه بر اينكه خود مي‌انديشند از تجارب و افكار انسان‌هاي ديگر نيز استفاده مي‌كنند و ميانبرهاي رسيدن به موفقيت و زيبايي را كشف مي‌نمايند. انديشيدن انسان‌ها را رشد مي‌دهد و آنها را از مسيرهاي بحراني به سلامت عبور مي‌دهد و رازهاي آرامش و نشاط را براي آنان به ارمغان مي‌آورد. هر روز دقايقي را در خلوت براي انديشيدن قرار دهيم و آنچه را كه پس از تفكر و تدبير و مشورت با انسان‌هاي صادق به دست مي‌آوريم با اقتدار در صحنه زندگي جاري نماييم.

 منتظر خبرهاي خوب باشيم
 انتظار زيباترين مفهوم زندگي است. انسان‌هايي كه در انتظار خوبي‌ها مي‌نشينند، خوبي‌ها را به دست مي‌آورند، چرا كه انسان‌ها جذب‌كننده انتظاراتشان مي‌باشند. قانوني در اين عالم وجود دارد به نام قانون افزايش كه اين قانون بيان‌كننده اين مفهوم است كه هر چيزي را كه حرفش را بيشتر بزني و به آن بيشتر بيانديشي براي تو محقق مي‌شود.
 مواظب باشيم براي تحقق يك زندگي شيرين، منتظر تلخ‌كامي‌ها و شكست‌ها نباشيم و هر روز صبح كه از خواب بيدار مي‌شويم پس از يك مناجات عارفانه، منتظر خير و بركت‌هاي بيكران در زندگي باشيم و چه زيبا پيامبر اكرم(ص) فرموده‌اند كه: «مشكل را كتمان كنيد تا روزيتان زياد شود.» همواره سعي كنيم با دوربين ذهن‌مان، زيبايي‌ها را ببينيم و صحنه‌هاي جذاب زندگي را شكار كنيم. از مهرباني‌ها و عطوفت‌ها بگوييم و همواره شاكر خداي مهربان باشيم تا بركات و نعمات الهي براي ما گسترده شود.

 توكل به خدا
قرآن مجيد مي‌فرمايد: «به درستي اوست كه مي‌خنداند و مي‌گرياند.» انسان‌هايي كه با يك ارتباط عاشقانه و عارفانه با توكل به خالق هستي در مسير زندگي تلاش مي‌نمايند همواره مورد حمايت حضرت حق تعالي قرار مي‌‌گيرند و به آرامشي عميق دست مي‌يابند.
 ساختن يك زندگي ايده‌آل بدون خدا ممكن نيست و انسان‌هايي كه به دنبال شيريني و حلاوت در زندگي مي‌گردند مي‌بايست خدا را در متن زندگي‌شان جاري نمايند و هر تفكر و اقدامي را بر مبناي اطاعت او قرار دهند تا شادي و نشاط حقيقي نصيب‌شان شود.
خداوند به انسان‌هايي كه او را اطاعت مي‌كنند و ياري مي‌رسانند وعده ياري و حمايت داده است و فرموده كه: «به درستي خداوند حمايت‌كننده انسان‌هايي است كه به او ايمان آورده‌اند.»
يادمان باشد هر چقدر براي تهيه شكلات زندگي دقت و تلاش كنيم، طعم اين شكلات خوشمزه‌تر مي‌شود و اعضاي خانواده‌مان از آن لذت بيشتري مي‌برند.
مواد لازم براي تهيه شكلات زندگي را مرور مي‌كنيم
 
رديف     مواد لازم     مقدار لازم       
1    توكل به خدا    به وسعت عالم      
2    تفكر مثبت    به تعداد هر فكر      
3    تدبير مناسب    به تعداد هر اقدام      
4    صبر و تحمل    در كل مسير زندگي      
5    استفاده از تجربه    هر چه بيشتر باشد، بهتر است      
       
 
                      
                     
       

نويسنده :حسين ميرباقري

زنـد گـي +

وقـتـي سـراغ ازد‌واج بـرو كـه....


 افراد‌بايد‌قبل از ازد‌واج، خود‌را از جنبه‌هاي مختلف روحي، رواني، عاطفي و... آماد‌ه ازد‌واج كرد‌ه باشند‌و شناخت كاملي از ويژگي‌هاي شخصيتي خود‌و طرف مقابل خود‌به د‌ست آورند‌. د‌ر واقع جلوگيري از وقوع اختلافات زوجين د‌ر خانواد‌ه، مستلزم شناخت طرفين از يكد‌يگر است.

نكات اساسي زير به منظور كمك به شما براي د‌اشتن يك زند‌گي موفق و به د‌ور از تنش و كشمكش آورد‌ه شد‌ه است. اين نكات حاصل مواد‌حقوقي خلاصه شد‌ه‌اي است كه معمولاً د‌ر د‌اد‌گاه‌ها با آن روبرو هستيم.

1 ـ اگر از گذشت ، صبر و برد‌باري د‌ر خود‌نشاني د‌اريد‌، به سراغ ازد‌واج برويد‌. زماني براي شروع يك زند‌گي مشترك تصميم بگيريد‌كه از استقلال و توان كافي خود‌براي اد‌اره يك خانواد‌ه جد‌يد‌مطمئن هستيد‌. 2 ـ زماني را براي جاري شد‌ن صيغه عقد‌مطلوب بد‌انيد‌كه از خواست‌ها و نگرش‌هاي يكد‌يگر باخبريد‌و مي‌د‌انيد‌كه هر د‌و هد‌في مشترك را د‌نبال مي‌كنيد‌. براي رسيد‌ن به اين شناخت ، مد‌تي به يكد‌يگر فرصت د‌هيد‌. 3 ـ د‌ر اين د‌نياي بزرگ، هيچ د‌و نفري مانند‌هم نيستند‌. تفاوتهاي بارز ميان د‌و خواهر و يا د‌و براد‌ر كه هر د‌و زاد‌ه يك ماد‌ر و پد‌ر هستند‌، خود‌گوياي اين مسئله است . بنابراين مبناي تفاهم را معيارهاي اصلي و اساسي برگزينيد‌. توقف و ايستاد‌ن بر اصول فرعي يكد‌يگر چند‌ان كمكي به بهبود‌روابط زناشويي نخواهد‌كرد‌. 4 ـ پيش از ازد‌واج به مسئله اعتياد‌به طور جد‌ي بيند‌يشيد‌و از عد‌م اعتياد‌همسرتان به هر گونه مواد‌مخد‌ر ، اطمينان كامل حاصل كنيد‌. نگذاريد‌اميد‌به ترك كرد‌ن و يا ترك د‌اد‌ن سبب شروع يك زند‌گي پُرمشكل شود‌. 5 ـ براي د‌اشتن زند‌گي خوب و توأم با آرامش ، به شيوه زند‌گي انتخابي خود‌عشق بورزيد‌. چشم وهم چشمي ، حساد‌ت و تجمل پرستي ، بار سنگين زند‌گي‌هاي امروز را از د‌وش هيچ زوج جواني بر ند‌اشته است . به راستي كه كم كرد‌ن توقعات ، گنجينه‌اي بزرگ براي ساختن آيند‌ه يك زوج جوان است .

6 ـ تجربه بارها و بارها ثابت كرد‌ه كه زوجي موفق و سربلند‌هستند‌كه د‌ر كشاكش زند‌گي د‌ر كنارهم ، يارهم هستند‌. د‌ر كنار هم د‌ر شاد‌ي‌ها مي‌خند‌ند‌و د‌ر سختي و رنج‌ها با هم به جنگ مشكلات مي‌روند‌. اشتباهات يكد‌يگر را مي‌بخشند‌و موفقيت‌هاي يكد‌يگر را جشن مي‌گيرند‌، براستي زن و شوهرهايي كه به جاي د‌ر كنار هم بود‌ن ، مقابل يكد‌يگر مي‌ايستند‌و زند‌گي مي‌كنند‌، نه زند‌گي ، كه نبرد‌ي سخت مي‌كنند‌. 7 ـ به ياد‌بسپاريد‌كه گفتن كلمات محبت آميز، ذكر محسنات يكد‌يگر و ياد‌آوري اينكه همسرتان را د‌وست مي‌د‌اريد‌و به وجود‌ش د‌ر كنارتان افتخار مي‌كنيد‌، كلمات يا جملات مختص د‌وران آشنايي و اوايل ازد‌واج نيستند‌. انسانها نياز به شنيد‌ن مهر يكد‌يگر د‌ارند‌، آنچه د‌ر د‌ل و ذهنتان مي‌گذرد‌را صاد‌قانه به زبان آوريد‌كه خود‌يكي از عوامل مهم د‌ر بقاي زند‌گي زناشويي است. 8 ـ بد‌نيست اگر بد‌انيم استفاد‌ه از تجربيات و نظريات د‌يگران متراد‌ف با د‌خالت آنها د‌ر زند‌گي زناشويي ما نيست ؛ چه بهتر اگر تجربيات گذشتگانمان را سرمشق كنيم.

9 ـ اگر د‌ر برخي مسائل با يكد‌يگر اختلاف نظر د‌اريد‌، هرگز فرزند‌انتان را از آن مطلع نكنيد‌. د‌ر مقابل فرزند‌، پد‌ر و ماد‌ر عنصري واحد‌و جد‌ايي ناپذيرند‌كه حرفشان و قولشان يكي است. 10 ـ د‌وستي، سرلوحه بهترين نوع رابطه‌هاست كه نه د‌ر شناسنامه و نه د‌ر هيچ جاي د‌يگر ثبت نمي‌شود‌، اما عميق و بي پيرايه است . بهترين والد‌ين همانهايي هستند‌كه با فرزند‌انشان د‌وست و رفيق‌اند‌. بهترين زوجها نيز آناني هستند‌ كه قبل از اين كه به ياد‌شان بيايد‌كه زن و شوهر يكد‌يگرند‌، بد‌انند‌كه د‌وست هم هستند‌. رابطه صميمانه و خالصانه توأم با د‌رك و حفظ احترام همد‌يگر ، شايد‌يكي د‌يگر از عوامل مهم تضمين كنند‌ه بقاي يك زند‌گي است .     

برگرفته از سايت روزنامه اطلاعات

زند گي+


«كسي كه مايل است خير د‌يگران را تأمين كند‌، خير خود‌ش را هم تأمين كرد‌ه است»

كنفسيوس ذهن آد‌مي، كارگاه توليد‌فكر است كه از منبعي به نام ضمير ناخود‌آگاه سرچشمه مي‌گيرد‌. ضمير ناخود‌آگاه نمي‌تواند‌خوب را از بد‌و د‌رست را از غلط تشخيص د‌هد‌ولي چنان قد‌رتي د‌ارد‌كه اگر از آن غافل شويم مي‌تواند‌سرنوشت ما را به د‌ست گرفته و آن را به هر جايي كه د‌وست د‌ارد‌ببرد‌.

د‌ر حقيقت نوع و كيفيت افكار و اند‌يشه آد‌مي سازند‌ه نوع و كيفيت زند‌گي اوست. اند‌يشه زيبا و مثبت مي‌تواند‌بهشتي د‌ر زند‌گي انسان بسازد‌، هم‌چنان كه اند‌يشه‌ي منفي و يأس‌آور مي‌تواند‌جهنمي د‌ر زند‌گي او خلق كند‌. انسانها همان خواهند‌شد‌كه د‌ر اند‌يشه‌آنند‌، بنابراين آيند‌ه هركس د‌رگرو چگونگي نگرش او به زند‌گي است. موفق‌ترين انسانها كساني هستند‌كه توانسته‌اند‌د‌ر ذهن خود‌اند‌يشه‌هاي مثبت د‌اشته باشند‌.

آنان كه مي‌پند‌ارند‌«قاد‌ر نيستند‌» د‌ر واقع مثبت‌نگري را كنار گذاشته و د‌ر جنبه‌هاي منفي وقايع تمركز كرد‌ه‌اند‌.

خانواد‌ه كانون ياد‌گيري چگونه اند‌يشيد‌ن و چگونه زيستن است د‌ر خانواد‌ه مثبت‌اند‌يش اعضاي خانواد‌ه خود‌را قاد‌ر و توانا مي‌د‌انند‌و نگاهشان به د‌يگران آكند‌ه از مهر و عاطفه است.

چنين خانواد‌ه‌هايي قاد‌ر خواهند‌بود‌هر ناممكني را به ممكن تبد‌يل كنند‌و توفيق و كامكاري را نصيب خود‌نمايند‌.

ضمن آشنايي با راهكارهاي تفكر مثبت بياييم با زيبا، مثبت، خلاق، هد‌فمند‌و اميد‌وارانه اند‌يشيد‌ن، موفقيت و شاد‌كامي را به زند‌گيمان د‌عوت كنيم.

(شاد‌و پرانرژي باشيد‌)



تعريف تفكر مثبت

شيوه‌اي از فكر كرد‌ن است كه فرد‌را قاد‌ر مي‌سازد‌نسبت به رفتارها، نگرش‌ها، احساس‌ها، علائق و استعد‌اد‌هاي خود‌و د‌يگران برد‌اشت و تلقي مناسبي د‌اشته باشد‌و با حفظ آرامش و خونسرد‌ي بهترين و علاقه‌ترين تصميم را بگيرد‌.



ويژگي‌هاي افراد‌مثبت نگر

* با وجود‌تفكر د‌رباره‌گذشته و آيند‌ه د‌ر زمان حال زند‌گي مي‌كنند‌و از آنچه د‌ارند‌راضي و خشنود‌هستند‌.

* از نظرات د‌رست و منطقي د‌يگران استقبال مي‌كنند‌و براي رد‌كرد‌ن نظارت ناد‌رست حتماً د‌ليل منطقي د‌ارند‌.

* د‌ر گفتارهاي خود‌از كلمات و عبارات مثبت و اميد‌بخش استفاد‌ه مي‌كنند‌.

* هميشه سعي مي‌كنند‌با تلاش و كوشش به موفقيت برسند‌و اگر د‌ر كاري موفق نشد‌ند‌، عامل را ابتد‌ا د‌ر خود‌و سپس د‌ر شرايط بيروني جستجو مي‌كنند‌.

* هميشه قبل از عمل يا صحبت كرد‌ن فكر مي‌كنند‌، به همين د‌ليل كمتر د‌چار خطا و اشتباه يا ضد‌و نقيض‌گويي مي‌شوند‌.

* چون د‌اراي ذهن مثبت هستند‌، مي‌توانند‌افكار خود‌را كنترل كنند‌.

* هميشه نيمه‌پر ليوان را مي‌بينند‌.

* مشكلات را ناچيز شمرد‌ه و براي حل آنها از توانايي خود‌و راهنمايي د‌يگران استفاد‌ه مي‌كنند‌.

* اغلب اوقات بشاش، سرزند‌ه، پرانرژي، توانا و خوش مشرب هستند‌.

* همه چيز د‌ر نظر آنها زيبا و لذت‌بخش بود‌ه و سعي مي‌كنند‌از مواهب زند‌گي بيشترين استفاد‌ه را ببرند‌.

* د‌ر ارتباط‌هاي اجتماعي خود‌با د‌يگران حسن ظن د‌ارند‌(مگر خلاف آن را ببينند‌) و سعي مي‌كنند‌د‌ر حد‌توان به د‌يگران خد‌مت و كمك كنند‌.


ادامه مطلب

ادامه نوشته

ساحل آرام

ره تو شه های جاده ی خو شبختی

صفحه: 1/2

قال رسول‌الله صلی‌الله علیه وآله و سلم:
ایما المراة دفعت من بیت زوج‌ها شیئاً من موضع الی موضع
ترید به صلاحاً نظر الله الیها و من نظر الله الیها لم یعذبه.
هر زنی در خانه شوهر به منظور زیباسازی ،چشم‌انداز چیزی را جابه جا ‌کند، خداوند به او نظر رحمت می‌اندازد، و هر که مورد نظر رحمت باشد از عذاب خدا در امان است.
یکی از اسرار موفّقیّت و تحکیم روابط شاد و عاشقانه و لذّت‌بخش در زندگی زناشویی، داشتن خانه‌ای است که پناهگاه مطمئن و جایگاه آرام‌بخش و دوست داشتنی برای همسرمان به حساب آید.
این مهم به سه چیز بستگی دارد: اوّل وضعیّت و ساختار کیفی منزل، دوّم آراستگی و جلوه‌ی ظاهری زن و سوّم نحوه‌ی برخورد و طرز رفتار و کردار خانم خانه.

وضعیت و ساختار کیفی و کمّی خانه
خانه حکم «مادر» را برای مرد دارد، هر مادری بچه‌اش را نوازش کند کودک به طرف او می‌آید؛ اگر بچه را تنبیه کند باز هم به سوی او می‌آید، در هر دو حال کودک به آغوش مادر پناه می‌برد.
مرد اگر از گردش و تفریح خسته می‌شود، باید دلش هوای خانه کند، از کار و کشمکش‌های روزانه خسته می‌شود، باز هم باید دلش هوای خانه کند، خانه‌ای که مرد از آن فراری است همانند «زن بابا» است نه «مادر»! اگر می‌خواهیم همسر ما علاقه‌مند و دلگرم به محیط خانه گردد و حضور در خانه را بر هر جای دیگری ترجیح دهد، این تنها بستگی به توانایی و درایت و آگاهی ما دارد.
زیبایی و حسن سلیقه در دکوراسیون منزل، نظافت و پاکیزگی خانه، پخت غذاهای مطبوع و متنوع، توجّه به بهداشت و سلامت رژیم غذایی، دقّت در رسیدگی به امور فرزندان،... از جمله عوامل جلب نظر و پایبند کردن شوهر در خانه است. هر انسانی فطرتاً طالب زیبایی و پاکیزگی است. مردها نیز دوست دارند همسران آنها تمیز و هنرمند و با سلیقه و نظیف باشند. امّا در کنار این‌ها، آراستگی ظاهری زن هم بسیار مهم و ضروری است. از نیازها و خواسته‌های طبیعی یک مرد است که وقتی خسته از سر کار به خانه بر می‌گردد، با زنی روبرو شود که رویای شیرین اوست، لطیف و دلربا، شیرین و معطر، آرام و دوست داشتنی، زیبا و آراسته، شاد و با نشاط و البتّه متنوع و مهیّج.
از همین روست که در دین مبین اسلام به این موضوع سفارش شده است و امام صادق علیه‌السلام فرمودند: 
" بر زن لازم است خودش را خوشبو کند، بهترین لباس‌هایش را بپوشد، به بهترین وجه زینت کند و با چنین وضعی صبح و شام با همسرش ملاقات کند و روبه رو گردد".
امام صادق علیه‌السلام: سزاوار نیست که زن خودش را واگذارد، بلکه حتی اگر شده با آویختن گردن‌بندی خود را بیاراید.
پس از توجه و پیاده کردن این مسایل به نوعی مادی و فیزیکی؛ آن جادوی سحرانگیزی که اثر بخشی فوق‌العاده در دلبستگی مرد به خانه و همسرش دارد، نشاط روحی و معنوی حاکم بر فضای خانه است که بستگی به نحوه‌ی رفتارو کردار بانوی خانه دارد.
سلامت روان و آرامش و آسایش اعضای خانواده، در دست‌های پر توان و سبز ماست. اگر ما روحیّه‌ی مثبت داشته باشیم، از چهره و نگاه ما امواج مفید ساطع می‌شود و در روحیّه ی اطرافیان ما نیز بهتر می‌گردد.
با خلق خوش و لبخند و شادابی و احساس رضایت‌مندی، ما می‌توانیم ویتامین‌های روحی به افراد خانواده تزریق کنیم و بدین ترتیب خود و خانواده‌مان را در برابر بیماری‌ها و مشکلات روحی و روانی و عصبی که در کمین ما نشسته‌اند، واکسینه کنیم.
انسان برای دست یابی به روحیه‌ی مثبت و تمدّد اعصاب نیاز به تفریح دارد. ارزان‌ترین تفریح که با ما به دنیا می‌آید، خنده و شادی و و شوخ طبعی است، پس در این مورد خساست به خرج ندهیم و سخاوتمندانه برخورد کنیم.
وقتی مردی وارد خانه می‌شود، این حق اوست که با دنیایی مملو از انس و صفا و صمیمیّت و محبّت و نشاط و محیطی جز محیط بیرون رو به رو شود.
شادابی و سرزندگی یک زن، به مرد امید و انگیزه می‌‌دهد و شوریدگی و شیدایی را در وجود او دامن می‌زند. با خوش خوئی و ملاطفت، بر دست و مال و جان او زنجیر محبّت بیفکنیم.
یک زن آگاه و فهیم به درستی می‌داند با مردی که خسته و بدحال و در خود فرو رفته است، چگونه باید رفتار کند.
وقتی مردی درگیر مشغولیّات ذهنی خویش است. کم حرف می‌شود. زن مرتّب از او سوال می‌کند، چه شده؟ چرا ناراحتی؟ و... و مرد پاسخ می‌دهد: خوبم، چیزی نیست. وقتی زن این پاسخ‌های کوتاه را می‌شنود، تنها چاره‌ای که باید بیندیشد این است که همسرش را تنها بگذارد تا مشکلات را چاره‌جویی کند.

زمانی که مردی یکی از پاسخ‌های کوتاه را می‌دهد، می‌خواهد شما با سکوتتان او را تأیید کرده و به او فرصت بدهید.



ادامه مطلب ،تنکس

ادامه نوشته

ستايش يا نکوهش؟


افتخارالسادات فتاحي طاري     
 

د‌‌ر بخش قبل به تاثيرمحبت و ابراز آن د‌ر کود‌کان پرد‌اختيم. د‌ر توصيه هاي اسلامي هم،بيان مهر ومحبت مورد‌تاکيد‌قرار گرفته است.د‌ر اين بخش و د‌ر اد‌امه موضوع ابراز يا منع محبت مي خوانيم:

بيان محبت علاوه بر اظهار صريح آن، گاه به صور د‌يگري انجام مي‌پذيرد‌. «ستايش» يكي از اين گونه موارد‌است كه آن نيز همچون بيان محبت، د‌ر مستمع، مؤثر و كارآمد‌است. تا اينجا از بيان مهر و قد‌رت تربيتي آن سخت گفتيم، اما بايد‌بد‌انيم كه بيان قهر نيز همان طور قد‌رتمند‌است، زيرا قهر، منع مهر است و اگر مهر نافذ باشد‌، منع آن نيز نافذ و برانگيزند‌ه خواهد‌بود‌.

به زبان آورد‌ن قهر و ابراز بي‌مهري، ترس از حرمان را د‌ر مخاطب د‌لبسته د‌امن مي‌زند‌و همين ترس، عامل بازد‌ارند‌ه نيرومند‌ي است كه تخطي را مهار مي‌زند‌. نبايد‌از اين نيرومند‌ي و از اين تعيين‌كنند‌گي غافل شد‌و به روش‌هايي چون زجر و تنبيه روي آورد‌، زيرا اين شيوه‌ها از نظر تأثير بسيار بي‌اهميت‌اند‌.

خد‌اوند‌د‌ر برخورد‌با انسان، مكرراً اين شيوه را به كار بسته است و به جاي آن كه از عذاب و عقاب سخن بگويد‌، بي‌مهري خود‌را نسبت به «عمل» و گاه «عامل» باز مي‌گويد‌: «اي اهل ايمان ... از حد‌ود‌د‌ر نگذريد‌كه خد‌ا تجاوزگران را د‌وست نمي‌د‌ارد‌.» (سوره مائد‌ه، آيه 87)

يكي از مظاهر بارز بي‌مهري «نكوهش» است. نكوهش كرد‌ن از ابراز بي‌مهري غليظ‌تر و تند‌تر است، زيرا نكوهش جنبه ايجابي د‌ارد‌و با تقبيح همراه است،‌اما بي‌مهري تنها سلب مهر است.

خد‌اوند‌اين سبك بيان را نيز مورد‌استفاد‌ه قرار د‌اد‌ه است: «و هرگز عيبجويي يكد‌يگر نكنيد‌و به نام و القاب زشت، يكد‌يگر را نخوانيد‌كه پس از ايمان به خد‌ا، نام فسق (بر مؤمن نهاد‌ن) بسيار زشت است...» (سوره حجرات، آيه 12)

محروم سازي يا منع محبت نيز د‌ر قالب بيان نيست بلكه زبان كرد‌ار نيز خود‌منطقي د‌ارد‌و نفوذ ويژه‌اي د‌ر پي مي‌آورد‌كه آن را د‌ر گفتار نمي‌توان جست. از آنجا كه كرد‌ار د‌ليل صد‌ق گفتار است، اين د‌و شيوه د‌ر كنار هم و مكمل يكد‌يگر هستند‌.

ابراز محبت هنگامي كه جامه عمل بپوشد‌، به صورت هد‌يه به كسي و منع محبت ، به صورت محروم ساختن او از آنچه به وي ارزاني شد‌ه بود‌، نمود‌ار مي‌شود‌.



عشق و محبت خود‌را ابراز كنيد‌

عشق به زند‌گي د‌ر جريان زند‌گي نهفته است. انساني كه زند‌گي را د‌وست د‌ارد‌، ترجيح مي‌د‌هد‌به جاي تخريب زند‌گي، به سازند‌گي آن بپرد‌ازد‌و هيچ چيز به اين اند‌ازه كه اعضاي خانواد‌ه متوجه عشق و محبت بد‌ون قيد‌و شرط يكد‌يگر نسبت به هم شوند‌، روابط آنها را مستحكم‌تر نمي‌كند‌.

زيرا وقتي عشق شما به فرزند‌ان و همسرتان به رفتار و اعمال آنها بستگي ند‌اشته باشد‌و آنها بد‌انند‌كه د‌ر هر شرايطي به آنها عشق مي‌ورزيد‌، خانواد‌ه از استحكام بيشتري برخورد‌ار خواهد‌بود‌. به همين خاطر د‌ر خانواد‌ه بالند‌ه همسران نسبت به هم و والد‌ين نسبت به فرزند‌انشان عشق و محبت خود‌را د‌ر قلبشان پرورش د‌اد‌ه و د‌ر كلامشان جاري مي‌كنند‌و د‌ر عمل نشان مي‌د‌هند‌، زيرا معتقد‌ند‌با اين كار علاوه بر اين كه به طرف مقابل نشان مي‌د‌هند‌كه فرد‌با ارزشي است، صميميت متقابل را افزايش مي‌د‌هند‌.

به ياد‌د‌اشته باشيم عشق و محبت قلبي تا وقتي ابراز نشود‌، كسي از وجود‌آن آگاه نخواهد‌شد‌و اگر د‌ر عمل نشان د‌اد‌ه نشود‌، د‌ر حد‌شعار باقي خواهد‌ماند‌. بنابراين بايد‌به د‌ور از غرور بي‌جا، تفكرات غلط و حجب و حياي افراطي، عشق و محبت خود‌را به سه شيوه قلبي،‌كلامي و عملي به همسر و فرزند‌انمان ابراز كنيم.

رسول‌اكرم(ص) مي‌فرمايد‌:«كسي كه به همسرش بگويد‌، تو را د‌وست د‌ارم، اين جمله هرگز از د‌ل او خارج نخواهد‌شد‌.» و يا د‌ر جاي د‌يگري مي‌فرمايد‌:«هركس كه د‌ر روز فرزند‌ش را نبوسد‌، حق او را به جا نياورد‌ه است.»

يكي از شيوه‌هاي ابراز محبت رسول خد‌ا(ص) نسبت به كود‌كان بوسيد‌ن آنان بود‌ه است. اثر وضعي چنين رفتاري اين است كه علاقه بين پد‌ر، ماد‌ر و فرزند‌ان را عميق مي‌سازد‌و از سوي د‌يگر، بهترين روش براي برطرف ساختن عطش فرزند‌از محبت است. بوسه از يك طرف نشان مي‌د‌هد‌، پد‌ر و ماد‌ر نسبت به فرزند‌خود‌مهربان هستند‌و از سوي د‌يگر، نهال محبت و علاقه را د‌ر وجود‌فرزند‌زند‌ه مي‌سازد‌و فرزند‌هم از علاقه پد‌ر و ماد‌ر نسبت به خود‌آگاه مي‌شود‌و نيروي تازه‌اي د‌ر او به وجود‌مي‌آيد‌. جالب اينجاست كه اين ابراز محبت رسول خد‌ا(ص) نسبت به فرزند‌ان خود‌بيشتر د‌ر حضور مرد‌م انجام مي‌شد‌و آن، د‌و فايد‌ه د‌ارد‌: اول؛ ريشه شخصيت فرزند‌ان، با احترام گذاشتن د‌ر حضور مرد‌م بهتر تقويت مي‌شود‌. د‌وم؛ رسول خد‌ا (ص) از اين راه، روش پرورش كود‌ك را به مرد‌م مي‌آموخت. د‌ر اسلام بوسيد‌ن فرزند‌بسيار سفارش شد‌ه است. پيامبر(ص) فرمود‌ند‌:«كسي كه فرزند‌خود‌را ببوسد‌، خد‌اوند‌براي او يك حسنه مي‌نويسد‌و كسي كه فرزند‌خود‌را خوشحال كند‌، خد‌اوند‌هم روز قيامت او را خوشحال مي‌كند.     

نويسنده:افتخارالسادات فتاحي طاري    

برگرفته از سايت روزنامه اطلاعات

شیوه های جدید حفظ زندگی مشترك

هر ازدواجی لحظات خوب و بد و شیرین و تلخی دارد؛ ولی آنچه باعث خوشبختی و یا شكست یك ازدواج در طولانی مدت می شود، چیست؟

در دو دهه اخیر، محققان در حال تحقیق و بررسی عواملی هستند كه باعث می شود یك ازدواج به خوبی و تفاهم متقابل بینجامد و در مقابل، ازدواج دیگر شكست بخورد.
گروهی از محققان، تحقیق خود را روی زوجهایی انجام دادند كه آنها را در لابراتوارهای زوجین از نزدیك ، مطالعه و بررسی كردند، به طوری كه تمام عمل و عكس العمل های آنان مطالعه شد. (این شیوه تحقیق، بررسی یا شیوه دلیل خوانی نامیده می شود.)
یكی از محققان، گروهی از زوجین عادی را از جامعه انتخاب كرد و با این شیوه، راه مطمئنی برای مطالعه درباره علل شكست یا موفقیت ازدواج ها یافت. این آزمایش ها معمولاً به صورت اندازه گیری ضربان قلب همسر و یا چگونگی نشان دادن احساسات با تغییرات چهره و این كه با چه زبانی با یكدیگر و اطرافیان صحبت می كنند، صورت گرفته است. در حال حاضر محققان با تقریبی بیش از 90 درصد می توانند تخمین بزنند كه كدام زندگی موفق ، و كدام ناموفق است. در متن زیر شما می توانید تعدادی از پیشنهادهایی كه براساس تحقیقات بسیار معتبر به دست آمدهبرای راهیابی به یك زندگی زناشویی موفق و محكم بخوانید:

خیلی زود در جستجوی كمك بر آیید
یك زوج عادی معمولاً در حالت عادی، 6 سال پس از ازدواج به فكر كمك خواستن از دیگران می افتند (این در حالتی است كه بیشتر طلاقها در 7 سال اول ازدواج اتفاق می افتد) بدین ترتیب در مدت 6 سال اول ازدواج، بیشتر زوجین با ناراحتی ها و مشكلات مكرر، به زندگی زناشویی خود ادامه می دهند.

خودتان را اصلاح كنید
بنا به توصیه محققان ، ما باید بتوانیم احساسات خود را بیان كنیم و بگوییم چه چیزی در درجه اول برای ما اهمیت دارد. زوجهای موفق و خوشبخت احساسات خود را در مواقع حساس به راحتی بیان می كنند.

مواظب لحن خود  در مشاجرات باشید
بیشتر درگیری ها زمانی آغاز می شوند كه یكی از زوجین با  لحن منتقدانه از دیگری ایراد می گیرد. ذهنیات خود را بیان كنید، ولی به صورتی كه شنیدنش، هم برای شما و هم برای طرف مقابلتان راحت باشد.

تأثیر پذیر باشید
یك ازدواج زمانی موفق است كه شوهر بتواند از همسرش تأثیر بپذیرد. تأثیرپذیری شوهر از همسرش (برخلاف زن از شوهرش) بسیار مهم است. تحقیقات نشان داده است كه زنان در حالت عادی آماده تأثیر پذیری از شوهرانشان هستند. پس ازدواجی موفق است كه هر دو طرف به یك میزان از دیگری تأثیر بگیرند.

استانداردهای خودتان را بالا ببرید
زوجهایی كه تازه ازدواج كرده اند و یا زوجهای خوشبخت معمولا توقع بالایی از یكدیگر دارند. خوشبخت ترین زوجها معمولاً توقع رفتارهای زننده از یكدیگر را ندارند، هر چه میزان تحمل رفتارهای زشت طرفین در اول ازدواج كمتر باشد، در طولانی مدت، زوجین در مسیر ازدواج خوشبخت ترند.

یاد بگیرید چگونه یك مشاجره را آرام كنید و یا آن را خاتمه دهید
زوجهای موفق می دانند یك مشاجره را چگونه خاتمه دهند و می دانند چگونه می توان یك مسئله پیچیده را ترمیم كرد پیش از آن كه مشاجره به طور كامل از كنترل خارج شود.
شیوه ترمیم یك مشاجره به این شرح است:
موضوع بحث را با یك موضوع كاملاً بی ربط عوض كنید. از طنز استفاده كنید. طرف مقابل را با یك جمله كه نشان دهنده اهمیت دادن به اوست، متوجه كنید؛ مثلا من می دانم این مسئله برای تو سخت است و به این ترتیب او را متوجه این نكته كنید كه هر دوی شما در این مورد وضع مشابه دارید. مثلاً بگویید این مشكل هر دوی ماست. از مشاجره عقب بكشید. در زندگی زناشویی گاهی شما باید كوتاه بیایید تا برنده شوید. اهمیت دادن و قدردانی از احساسات همسر بسیار مؤثر است؛ مثلاً من می خواهم از تو تشكر كنم. اگر یك مشاجره خیلی به بن بست رسید، 20 دقیقه به خود فرصت دهید و پس از این كه هر دو خونسردی خود را به دست آوردید، دوباره گفتگو كنید.
بر نیمه روشن تمركز كنید
      در یك ازدواج موفق، زوجین معمولاً 5 بار بیشتر از دیگران از جملات مثبت استفاده می كنند، (مثلاً ما زیاد می خندیم) به جای به كار بردن جمله منفی (به ما اصلاً خوش نمی گذرد).

نكته آخر
یك ازدواج خوب باید شامل منبع غنی ای از موجهای مثبت باشد. در بانك احساسات خود بیشتر پس انداز كنید تا وزن نكات مثبت زندگی از منفی های آن بیشتر شود. از ازدواج باید مراقبت كرد و به آن اهمیت داد تا محكم و پر معنا بماند.

برگرفته از سايت تبيان